اماکن توریستی ایران و شهرهای توریستی

جاذبه های گردشگری ایران و اماکن دیدنی ایران و معرفی شهرهای ایران

خانقاه

بازی‌ها

    کشتی لوچو: کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد ملی مذهبی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو یا یک عدد فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمامی حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.[۱۱۰]

دیگر مراسم‌ها

از دیگر مراسمات می‌توان به خرج دادان امام حسین، سفره ابوالفضل، شب نشینی‌ها، مراسم دندان سری، ولیمه و مراسم بین شهری اشاره کرد.
فستیوال

آمل هرساله میزبان جشنواره‌های ملی و استانی است. جشنواره فرهنگی هنری تی‌تی، جشنواره مطبوعات مازندران، جشنواره برنج هرساله در این شهر برگزار می‌شود. یک دوره جشنواره بین‌المللی فیلم رشدبه همراه شش شهر استان مازندران در آمل برگزار شد. برای اولین بار نیز جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به میزبانی و محوریت یک شهر به غیر از تهران در سال ۱۳۹۵ به میزبانی آمل برگزار شد.[۱۱۱][۱۱۲] جشنواره بین‌المللی فیلم یاس سال ۱۳۹۳ نیز به محوریت و میزبانی آمل در استان مازندران برگزار گردید. یک دوره جشنواره اقوام ایرانی نیز به میزبانی شهر آمل برپا شد.
روز ملی

جشن تیرگان، روز ملی دماوند و ۱۴ آبان روز ملی مازندران نیز مرتبط با شهر آمل است که مراسمات این جشن با عنوان روز ملی قله دماوند همه ساله در اطراف شهر آمل و مراسم روز ملی مازندران در شهر آمل برگزار می‌شود.[۱۱۳] همچنین روز ۶ بهمن نیز در تقویم ایران به عنوان روز ملی ثبت شده است.[۱۱۴]
مشاهیر
نوشتار اصلی: آمل/فهرست مشاهیر آمل

از جمله از مهمترین مشاهیر و نام‌آوران آمل می‌توان به اشخاص زیر اشاره کرد:[۱۱۵]

    محمد بن جریر طبری
    ابن ربن طبری
    فخر رازی
    میر حیدر آملی
    حسن حسن‌زاده آملی
    علی لاریجانی
    آرش
    محمدباقر لاریجانی
    طالب آملی
    عبدالله جوادی آملی
    ابوسهل بیژن کوهی
    ابن اسفندیار
    قاسم رضایی
    محمد بن محمود آملی
    ابوالعباس قصاب آملی
    عباس میرزا
    ابوالحسن طبری
    ابن فرخان طبری
    فرهنگ شریف
    منوچهر خسروداد
    میربزرگ
    میرزا هاشم آملی
    محمدتقی دانش‌پژوه
    سهل بن بشر
    غلامعلی سلیمانی
    محمدتقی آملی
    احمد مشیرالسلطنه
    عماد الدین ابو جعفر طبری
    حاسب طبری
    ابن فورک
    محمدجواد لاریجانی
    سید محمدعلی داعی‌الاسلام
    ظهیرالدین مرعشی
    شیخ خلیفه مازندرانی
    سهل بن بشر
    ابراهیم خواص
    خلیل آملی
    ایرج ملک‌پور
    یحیی بن ابی‌منصور
    عبدالله احمدیه
    محمدعلی سجادی
    عبدالحسین نوایی
    مسعود منفرد نیاکی
    صادق آملی لاریجانی
    ملا علی کنی
    احمد سیف
    محمدعلی سجادی
    کاظم آملی
    ابوالفضل لسانی
    محمد بن جریر بن رستم طبری
    مؤید بالله آملی
    غلامحسین بنان
    منوچهر
    عبدالقادر گیلانی
    سراج قمری
    قاضی هجیم آملی
    سلطان‌العلماء آملی
    ابو عبدالله ناتلی
    صوفی مازندرانی
    سید رضی لاریجانی
    عادل غلامی
    بهروز عطایی
    مسعود فروتن
    رضا قرا
    نادر مقدس
    عباس امیری
    بیدل کرمانشاهی
    سلطان‌العلماء آملی
    فاطمه جوادی
    محمداسماعیل خواجویی
    جواد فاضل لاریجانی
    کیا افراسیاب
    یعقوب توکلی
    النقوری
    عبدالعلی لطفی
    ایرج جمشیدی
    ابن قاص

    محمد بن جریر طبری

    علی لاریجانی

    فخر رازی

    ابوسهل بیژن کوهی

    عباس میرزا

    قاسم رضایی

جاذبه‌های دیدنی و گردشگری

آمل بارها در طول تاریخ بر اثر زمین‌لرزه آسیب جدی دیده و بارها در اثر حمله‌های سلجوقیان، مغولان، عثمانی، اشغال آمل توسط سه سلسله کهن و مغولان و سه سلسله‌ای که به کلی آمل را مخروب کرده‌اند. دچار خرابی‌های شدیدی شده‌است. آمل از شهرهای باستانی ایران با طبیعت بکر شمال است که بیشترین جاذبه‌های مازندران را به خود اختصاص داده است[۱۱۶] که هر ساله میلیون‌ها گردشگر خارجی و ایرانی از این جاذبه‌ها دیدن می‌کنند. مهمترین جاذبه‌ها و بناهای تاریخی، طبیعی، علمی تحقیقاتی و ورزشی شهر آمل عبارت اند از:[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱]
جاذبه‌های تاریخی
آتشکده آمل

    پل دوازده چشمه: یک پل زیبا بر روی رود هراز با معاری ایرانی که در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث گردیده و در دوران قاجار به طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند. گرچه این پل قبل از دوره صفوی وجود داشته ولی در زمان شاه عباس صفوی به طور کامل احداث گردیده است. از خصوصیات این پل این است که دارای ۱۲ طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاق‌های قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود ۷ متر می‌باشد. فاصله بین هر پایه با پایه دیگر ۶ متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان می‌باشد. طول این پل تاریخی و دیدنی ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۰/۶ متر است. این پل یکی از پل‌های تاریخی است نمادها و یاد این پل برای مردم قابل توجه دارد.
    پل معلق: پل فلزی یا پل معلق آمل مربوط به دوره پهلوی است و در داخل شهر، جنب پل دوازده چشمه واقع شده است. پل معلق دو پل معلق یک سان کنار هم است که یکی از بناهای با شکوه و ارزشمند توریستی شهر آمل محسوب می‌شود. یکی از اولین نمونه‌های پل‌های بزرگ و جدید ایران است و این اثر در تاریخ این پل به نام پل معلق هم شناخته می‌شود. به این علت آن را پل معلق می‌خوانند که اگر پایه‌های زیرین آن بر اثر سیل تخریب شود کمانهایی بالای آن را نگه می‌دارند. این پل را مهندسان آلمانی ساخته‌اند که سازه این پل به صورت یک معماری ایرانی است. این پل در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. وضعیت امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان در کنار و زیر این پل در فضایی باز پارک بزرگ شهر و رودخانه هراز واقع شده که محل اسکان مسافران و تفریح گردشگران شده است و از نظر حمل و نقل هم مکانی برای مسافران و گردشگران تعبیه شده که می‌توانند وسایل نقلیه خود را در پارکینگ زیر پل پارک نموده و در آرامش کامل باشند و همچنین هتل شهرداری آمل هم در کنار این پل‌ها قرار دارد، از دیگر امکانات هم می‌توان از فضای سبز کناری و فضای پارک دیگر کناری آن اشاره کرد که همجوار پل دوازده چشمه است.

پل دوازده چشمه

    آرامگاه میر حیدر آملی: برج آرامگاهی میر حیدرآملی یا آرامگاه سه سید، مقبره میر حیدر آملی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍جری قمری است و در آمل، محله پائین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا در محیطی تاریخی و قدیمی با وجود حیاط زیبا و موزه تاریخی بنا شده و یکی از نمادهای معماری آرامگاه سازی در ایران است. حکیم عارف صوفی، بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است. وی از نوادگان علویان مازندران است. این بنا آجری با برج ۸ ضلعی و گنبد هرمی با ارتفاع ۱۲ متر می‌باشد. قسمت پایین بنا چهارگوش است و در ورودی با طاق جناقی در ضلع شرقی است؛ و ضلع مقابل آن از خارج دارای دو طاقنمای باریک است به خلاف ضلع دیگر که هر کدام یک طاقنما به پهنای ۲۰۷ سانتیمتر در میان آن بنا شده است بالای طاقنما محلی برای نصب کتیبه دارد؛ و بالای آنها در هر ضلع ده قرنیس سینه کفتری و کشکولی است و بالای هر دو قرنیس کشکولی نیم دایره‌ای از کاشی است. چهار کنج بالای نما را از داخل جمع کرده و چهار ضلع دیگر بوجود آورده‌اند که با چهار ضلع اصلی مجموعاً ۸ ضلع می‌شود که کمربند گنبد را تشکیل می‌دهد و سقف را بر آن بنا کرده‌اند و با آن از خارج گنبد مثمن القاعده است. مصالحی که در این بنا به کار رفته آجر و گچ می‌باشد که در نوع خود در بین برج‌ها و مقبره‌های چهار ضلعی و قرنیس جالب توجه و خاص است. در داخل حیاط مقبره پارک کوچک و مقبره ۶ شهید گمنام هم دیده می‌شود. متن کتیبه صراحت دارد که در این گور جد ابوالقاسم پسر ابوالمحاسن رویانی آملی به خاک سپرده شده است نه خود ابوالمحاسن رویانی که به دست اسماعیلیان کشته شد. بسم الله الرحمن الرحیم. لا اله الا الله. محمد رسول‌الله الملک لیله العزه لله الحمدلله هذه قبر الامام السعید القاضی القضاه تاج الدین فخرالاسلام ابوالقاسم بن الامام الشهید فخر الاسلام ابوالمحاسن الرویانی آملی قدس الله الروحه این کتیبه سنگی قبر سید سه تن یا میر حیدر آملی است.
    مسجد میرزا محمد علی: این بنا در نیاکی محله ذآمل و متصل به تکیه نیاکی واقع گردیده که در سال ۱۲۵۵ هجری قمری توسط میرزا محمد علی نیاکی بنا گردیده و در دوره‌های بعد، تغییرات و تعمیراتی در آن انجام شده است. بر بالای محراب، لوحه‌ای چوبین متضمن کتیبه‌ای مورخ ۱۲۵۵ هجری قمری نصب شده است.
    شهر قدیم آمل: گه شامل بازار قدیم آمل است مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام و بعد اسلام است در محله پائین بازار واقع شده است. این منطقه در دوران‌های ساسانیان، قاجار و صفوی آباد بود.
    بقعه شمس آل رسول: برج آرامگاهی شمس آل رسول در شهر قدیم آمل قرار دارد، بنا مربوط به قرن نهم هجری قمری بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهای دوره خود برخورداراست بقعه بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطی است و گنبد آن دو پوش می‌باشد که هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوی منطقه خراب شده است عمده تزیینات بنا طاق و قوس و قرنیسهای آجری و کاشیکاری در قسمت فوقانی است. در طوماری که در زمان صفویان نوشته است شمس آل رسول به نام امام زاده شمس آل رسول خوانده شده است. نکته جالب در بنای این برج، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه‌های مختلف است که تاریخ گذاری بنا را از راه مصالح شناسی دچار مشکل می‌کند، اما با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برجهای شناخته شده در منطقه، از آثار قرن هشتم هجری دانسته شده است. ابن اسفندیار در تاریخ خود دو بار از این گنبدها یاد کرده است و چنین می‌نویسد، السید شمس آل رسول صلی الله علیه و آله فقیه و صاحب حدیث و از جمله سفاک و عباد، هنوز تربت او برقرار است و مشهد و مزار مشهور، به محله عوامع کوی بر در دروازه آمل اراضی گنبدین امروزین که قسمتی از محله پایین بازار است در زمان ابن اسفندیار محله‌ای جداگانه به نام عوامه کوی بوده و بر در دورازه آمل قرار داشته است. در این اراضی پاره آجر و سفال فراوان دیده می‌شود. سابقاً با کندن این اراضی آجرهای فراوان به دست می‌آوردند و همچنین ابن اسفندیار در جای دیگر در کتاب خود می‌آورد، قاضی حجیم زاهد و عالم و تربت بر در مشهد شمس آل رسول، به محله عوامه کوی مکلنوف ذیل عنوان سه گنبد می‌نویسد که در خارج شهر آمل بقاعی قدیمی است در حالی‌که به جای سه گنبد پنج گنبد است. رابینو دربارهٔ گنبد شمس طبرسی یاد کرده و می‌نویسد، این گنبد مدور و به شکل برجی است. جسد شمس آل رسول که عارف و محدثی بود و بازهد و تقوی می‌زیست در اینجا به خاک سپرده شده است مزار او در عوامه کوی که از کوی‌های شهر قدیم آمل بوده بنا شده است طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد؛ که از این نطرات می‌توان گفت اینجا مقبره محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان پزشکان شهیر ایرانی بوده است.

نمایی از پل معلق

    آتشکده: مربوط به دوره ساسانیان است و در محله پائین بازار، در شهر قدیم یا عوام کوی واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۰۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱۲۲] این بنا با توجه به ویژگی‌های خاص معماری در شمار بناهای قرن نهم هجری قمری است و در مقایسه با سایر برج‌های این دوره از وسعت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. ساختمان این بقعه شامل بدنه چهار گوشه و برج مخروطی شکل است و در قسمت فوقانی بدنه دارای مقرنس‌های تزیینی است.

آتشکده بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطی است و گنبد آن دو پوش می‌باشد که هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوی منطقه خراب شده است عمده تزیینات بنا طاق و قوس و قرنیسهای آجری و کاشیکاری در قسمت فوقانی است. نکته جالب در بنای این برج، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه‌های مختلف است، با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برج‌ها و آتشکده‌ها شناخته شده در ایران، از آثار قرن هشتم هجری یا نهم یعنی دوره ساسانیان دانسته شده است. این گنبد مدور و به شکل برجی است. جسد شمس آل رسول محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان و پزشکان شهیر ایرانی در داخل این آتشکده به خاک سپرده شده است. طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد.
ورودی مسجد جامع آمل

    مسجد جامع آمل: از مساجد جامع قدیمی ایرانی است که طبق منابع ذکر شده از سال ۱۱۰۰ به دستور شاه سلطان حسین صفوی ساخته شده و بعد از گذر از زلزله و آتش‌سوزی کماکان پابرجاست. یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشته‌ای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶. در منابع بررسی شده، از چند نفر به عنوان بانی نام برده شده است، از جمله، عثمان بن نهیک و ابراهیم بن عثمان بن نهیک، عبداله بن قحطبه، عمربن علاو ابوالخصیب و هانی بن هانی. خطاط سنگ نبشته مسجد محمد ابراهیم همدانی بوده است. مَقدِسی در کتاب خود به دو مسجد در شهر آمل اشاره کرده است، جامع عتیق، در کنار بازار، و جامع دیگر در نزدیک آن. وجود دو مسجد جامع در این شهر از دیگر منابع نیز استنباط می‌شود. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آورده است که ابراهیم بن عثمان بن نهیک در سال ۱۷۷، در زمان خلافت هارون الرشید، این مسجد را بنا کرده است، و در جای دیگر، عثمان بن نهیک، پدر ابراهیم را بانی مسجد خوانده است. او در توصیف ساختمان این مسجد آورده است، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پدید کنند، چهل شبانه روز باران بود. وضع و تعیین به حقیقت میسر نشد، به حدث و تخمین فرو نهادند. در کتاب از آستارا تا استارباد آمده که امروزه در مسجد جامع آمل محراب مستقیم منطبق بر محور بنا است، ولی نمازگزاران به سمت راست منحرف می‌شوند، و این انحراف ظاهراً به همان سبب است که ابن اسفندیار دربارهٔ مسجد ابراهیم بن عثمان بن نهیک یادآور شده است. چنان‌که گذشت، قدمت این مسجد به قرن اولیه هجری قمری می‌رسد، ولی بنا در طی زمان دچار تغییرات فراوانی شده است. این بنا یک بار در اثر زلزله تخریب و در سال ۱۲۲ به دست آقا علی اشرف مشایی و حاجی گرشاسب بازسازی شد. در سال ۱۳۳۵، مسجد طعمه حریق شد و بار دیگر متولیان آن را مرمت کردند. در سالهای اخیر، شبستان جنوبی بنا را تخریب و شبستان دیگری با سازه فلزی بجای آن احداث کرده‌اند.
    مشهد میربزرگ: از بناهای تاریخی مهم و بزرگ مازندران و ایران به شمار می‌رود، که معماری خاص کاشی سازی ایرانی در آن به کار برده شده است. ساختمان اصلی بقعه میربزرگ متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که با طرحی چهار ضلعی ساخته شده ولی ساختمان کنونی آن به قرن یازدهم هجری و دوره صفوی مربوط می‌باشد. این بقعه از نظر ویژگی‌های معماری، تزئینات، کاشی‌کاری نماها و خصوصاً سر در ورودی، اهمیت تاریخی دارد. کتیبه قدیمی در زیر طاق آن وجود دارد و کاشی کاری آن منحصر به فرد در داخل بنا و بیرون آن موجود است. داشتن حوز در بالای بقعه یکی از شاهکارهای آن زمان بوده است که بعضی وقت‌ها طلبه‌ها در قدیم برای خواند درس به بالای عمارت می‌رفتند و درس می‌خواندند. در زیر گنید و شبستانهای و اتاقهای جانبی دوطرف و سر در مقبره روی جرزهای آن قطعات خشت کاشی مربوط به دوران صفوی باقیمانده همچنین مقداری کمربند داخلی گنبد نمایان است. این بقعه را اسکندر شیخی پسر افراسیاب چلابی که حکومت آمل را از طرف تیمور عهده‌دار بود به دشمنی اجدادی در سنه ۷۹۶ قمری خراب و ویران کرده ولی پس از فوت امیرتیمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال ۸۱۴ قمری به همت سید قوام الدین پسر سید رضی الدین وکمک اهالی بقعه بزرگ به شکل اول ساخته شد. سپس در عهد سلاطین صفویه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه دینی بقعه مزبور با بهترین کاشیکاری و تزیینات نفیس تکمیل گردیده؛ ولی به مرور ایام این بنای عظیم و شاهکار تاریخی بر اثر عدم مراقبت دولت‌های وقت خراب شده و تمام آجرهای کاشی و اشیای نفیس موزه آن که در دو دروه سلطنت طولانی سلسه مرعشی و صفویه در این بقعه عالی جمع‌آوری شده بود و همچنین آثار گرانبهای تجاری صندوق ضریح وغیره به وسیله عده‌ای از بی خردان سود جود و یهودیان به یغما رفت و جز خرابه‌ای بیش باقی نمانده و حتی موقوفات بقعه نیز به مرور ایام چپاول گردیده است؛ ولی در اواخر یک مرمت کوتاهی شده است. دربارهٔ نسب میر بزرگ گفته‌اند که او از فرزندان علی المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضی نورالله شوشتری دربارهٔ علی المرعش می‌نویسد که، کبوتر بلند پرواز مرعش می گوینند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومکان انصاف معروف بود، بنابراین وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است و همو فرموده سادات مرعشیه به او منتسبند. این بقعه که آرامگاه میر قوام‌الدین مرعشی سرسلسله شاخه‌ای از سادات مرعشی به نام مرعشیان تبرستان است، صندوق چوبی نفیسی داشت که دراثر آتش‌سوزی نابود شد و تنها چهار چوب آن باقی مانده‌است. بر روی این چهارچوب تاریخ ۱۰۳۳ هجری قمری حک شده‌است. بنای فعلی بقعه در دو طبقه احداث گردیده که با توجه به کثرت اتاق‌ها و شیوهٔ معماری، به احتمال قریب به یقین به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غیره مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
    مسجد آقا عباس: یک مسجد با سنگ‌فرش‌های زیبا و معماری ایرانی است که در بازارچه آمل در شرق کاردگر محله واقع است؛ و بنابه گفته خادمین مسجد، مؤسس آن آقا عباس دلارستاقی است که در حدود سه قرن پیش آنرا ساخته است و مربوط به سال ۱۴۴۰قمری است. این مسجد که در شرق کلاگر محله قرار دارد، از مساجد قدیمی آمل به حساب می‌آید. بنای فعلی این مسجد متعلق به دورهٔ صفویه است که در دورهٔ قاجار مرمت‌های اولیه بر روی آن صورت پذیرفت. ورودی مسجد در ضلع شمالی است و بر فراز سردر آن مناره هشت ضلعی زیبایی با تزیینات خاص آجرکاری قرار دارد. قدمت این مناره احتمالاً بیشتر از بنای فعلی مسجد است و به نوعی می‌توان گفت که منارهای مسجد جامع و امام حسن عسگری برگرفته از آن است.
 

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 34
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:07 توسط آژانس هواپیمایی |

اصفهان

پل‌ها
سی و سه پل

پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو[۶۹]
بازارها

بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان، بازار شاهی، بازار بیدآباد، بازار ریسمان، بازار غاز و بازارهای اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها[۷۰]
مسجدها

    مسجد جامع کوله پارچه
    مسجد علی
    مسجد شاه
    مسجد حکیم
    مسجد جامع
    مسجد حاج محمد جعفرآباده‌ای
    مسجد علیقلی‌آقا
    مسجد قطبیه
    مسجد آقانور
    مسجد درب کوشک
    مسجد ذکر الله
    مسجد مقصودبیک

   

    مسجد ایلچی
    مسجد آقا نور
    مسجد رکن الملک
    مسجد سید
    مسجد رحیم خان
    مسجد صفا
    مسجد ذوالفقار
    مسجد دروازه نو
    خان

   

    مسجد شیخ لطف‌الله
    مسجد مصری
    مسجد ساروتقی
    مسجد کمرزرین
    مسجد ابوذر
    مسجد لنبان
    مسجد المهدی
    مسجد سیدالعراقین
    مسجد درب امام[۷۱][۷۲][۷۳]

نمایی از شبستان مسجد جامع اصفهان مربوط به عصر دیلمیان
مسجد شاه - نقش جهان
محله‌ها

جروکان، عاشق آباد ، مارنان، چرخاب، خواجو، قلعه تبرک، شهشهان، دستگرده (فروغی)، پاچنار، بید آباد، علی قلی آقا، شیْش، درب کوشک، محله نو، جوزدان، الیادران، چهارسوق شیرازی‌ها، لنبان، ناژوان، زهران، جاوان، آفاران، برزان، ولدان، خوراسگان، کوله پارچه، تخت فولاد، هزارجریب، ابر، بوزان، کنگاز، سیچان، دستگرد خیار، قائمیه، ماربین، گورتان، شیخ یوسف، طوقچی، جویباره، جلفا، جی، دردشت، رهنان، کارلادان ،کنگاز، گارماسه، نصرآباد، محله مرداویج، لادان، مفت آباد، لمجیر، جوی آباد، دارک، حصه، زینبیه (اصفهان)، احمدآباد، محله دهنو، ملک شهر، مارچین، حسین‌آباد، هفتون، عباس‌آباد، درب کوشک، سرلت، علی‌قلی‌آقا، بیدآباد، کوجان، گرکان، اندوان، کساره، تل باسکون، پل بلند، ملک شهر، خانه اصفهان، قلمستان، فردوان، پرتمان، احمداباد. سروش، پایین دروازه، جاده گودالی، پوزوه، کرداباد، پل شهرستان، فینارت، ردون، شیش راه، قهجاورستان، جاوان بالا، جاوان پایین، دهچی، الیادران، شمس‌آباد، نصرآباد، آتشگاه، بابوکان، دهنو، پاقلعه، جوب شاه.
خانه‌های قدیمی

به علت وجود بافت قدیمی و معماری زیبای شهر اصفهان، خانه‌های قدیمی بسیاری در این شهر وجود دارد. برخی از این خانه‌ها امروزه توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و بصورت موزه درآمده‌است. همچنین برخی از این سراهای قدیمی با تغییر کاربری در حال استفاده می‌باشد. تالار تیموری (موزه تاریخ ملی) به عنوان موزه تاریخ ملی، توحیدخانه به عنوان دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان و عمارت رکیب خانه به عنوان موزه هنرهای معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره‌برداری است. خانه‌های: حاج رسولی‌ها، شیخ الاسلام، خانه مشروطه، حاج مصورالملکی، یداللهی، عاصمی اصفهانی، قدسی، خانه نیلفروشان، مجتهدزاده، حقیقی، داوید (داود)، سوکیاس، مارتا پیترز، پطروس، سرتیپی، منعمیان، وثیق انصاری، بهشتیان، اعلم و قزوینی‌ها از خانه‌های قدیمی و دیدنی اصفهان می‌باشد.[۷۴] همچنین بتازگی بدست زوجی ایرانی و غیر اصفهانی خریداری و بازسازی شده که باعث حفظ و بقای آن گشته‌است. این خانه دارای سابقه‌ای پانصد ساله می‌باشد که ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته‌است.[۷۵] موقعیت این اثر تاریخی در نزدیکی مسجد جامع اصفهان و حمام شیخ بهایی است که در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته‌است.[۷۶]
جاذبه‌های مذهبی
نمایی از میدان کهنه
خانقاه‌ها

از دیرباز در شهر اصفهان تعدادی خانقاه متعلق به فرقه‌های مختلف درویشان وجود داشته‌است. بعضی از این خانقاه‌ها به واسطه فشار دستگاه‌های امنیتی تعطیل یا مستقیماً توسط خود حکومت تخریب گشته‌است که خانقاه درویشان گنابادی واقع در گورستان تخت فولاد از آن جمله‌است.[۷۷] البته هنوز هم بعضی از خانقاه‌ها فعال می‌باشند که خانقاه علی بن سهل واقع بر سر آرامگاه وی از آن جمله می‌باشد.
کلیساها
نوشتار اصلی: فهرست کلیساهای اصفهان

در این شهر کلیساها و کنیسه‌های بسیاری وجود دارد که بخش عمده‌ای از کلیساها در منطقه جلفا می‌باشند. برخی از کلیساهای شهر از سده هفده میلادی بجای مانده‌اند که معروفترین و قدیمی‌ترین آنان کلیسای وانک، کلیسای مریم مقدس، کلیسای گئورگ، کلیسای حضرت لوقا، کلیسای هاکوپ، کلیسای نرسس و سرکیس. در این میان کلیسای هاکوپ مقدس قدیمی‌ترین کلیسای اصفهان می‌باشد.
کنیسه‌ها
نوشتار اصلی: فهرست کنیسه‌های اصفهان

بیشتر کنیسه‌های اصفهان در محله جویباره که یهودی نشین بوده قرار گرفته‌اند. کنیسه عمو شعیا قدیمی‌ترین کنیسه اصفهان می‌باشد که در همین محل قرار گرفته‌است. در سال ۱۳۵۰ و بر اساس پژوهش‌های لطف‌الله هنرفر تعداد کنیسه‌های اصفهان بیست عدد ثبت شده ولی در حال حاضر تعدادی از آنها از بین رفته‌است.[۷۸]
گورستان‌ها

باغ رضوان گورستان فعلی و فعال اصفهان و تخت فولاد گورستان قدیمی و تاریخی اصفهان است که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین آرامگاه‌های ایران نیز شناخته می‌شود. این آرامگاه از تکیه‌های مختلفی تشکیل شده که چهارده تکیه همانند: تکیه سید العراقین، تکیه میر فندرسکی و تکیه آقا حسین خوانساری مربوط به دوره صفوی است؛ و نزدیک به سی تکیه و مسجد همانند: تکیه میر محمد صادقی که جزیی از تکیه سادات محسوب می‌شود تکیه شهشهانی، تکیه واله، مسجد رکن الملک، تکیه بختیاریها و تکیه کلباسی (ابوالمعالی) از دوره قاجار هستند. همچنین شش تکیه نیز همچون تکیه لسان الارض از تکیه‌های گلستان شهدای اصفهان محسوب می‌شوند.
موزه‌ها
قلمزنی از صنایع دستی مهم اصفهان می‌باشد. قوری و سماور قلمزنی در میدان نقش جهان اصفهان
فرش اصفهانی ساخته شده از پنبه، ابریشم و فلز متعلق به سده هجدهم میلادی

اصفهان به جهت داشتن موزه‌های مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می‌توان به موزه‌های زیر اشاره نمود.[۷۹]

    گنجینه هنرهای تزئینی و هنرهای معاصر اصفهان
    موزه صنایع‌دستی و هنرهای سنتی اصفهان
    کاخ موزه چهل ستون
    موزه کلیسای وانک
    موزه تاریخ طبیعی
    موزه علوم و فنون آموزش پرورش اصفهان
    موزه حمام علی قلی آقا
    موزه آب اصفهان
    موزه شهدای اصفهان
    گنجینه سنگ نوشته‌های تخت فولاد
    باغ موزه پروانه‌ها

نقشه قطار شهری اصفهان


صنایع دستی

اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی، ابریشم بافی، قلمزنی، منبت کاری، زری بافی، خاتم کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، سفالگری، میناکاری، فلزکاری، فیروزه کوبی، نقره سازی، کاشی سازی، قلمکاری و پولک دوزی از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه رونق خوبی نیز در بخش جهانگردی دارد.
غذاهای سنتی

در اصفهان غذاهای سنتی بسیاری مورد استفاده هستند که برخی از آنها مربوط به شهرهای دیگر اصفهان بوده‌اند و یا در شهرهای دیگر ایران نیز رواج داشته و دارند. در این میان کباب، بریان و خورش ماست و حلیم بادمجان و آش شل قلمکار وحلیم وعدس آبگوشت (گوشت ولوبیا) کشک‌وبادمجان و کله جوش معروف‌ترین غذای اصفهان می‌باشند. همچنین سایر غذاهای این شهر عبارتند از: باقالی ذرت (خوراسگان)، آش سماق، کله جوش که از غذاهای ایلات اصفهان است، سرگنجشکی، کوکو قندی، قیمه ریزه، آش ماش و قمری، یخنه ترش، ماش و زردک، اوماج سرکه و چغندر، نخود آب، کوفته برنجی.[۸۰][۸۱]
ره‌آورد

معروفترین ره‌آورد اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود و در آن در از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود. از دیگر رها آوردهای اصفهان می‌توان به صنایع دستی به ویژه قابهای خاتم کاری و میناکاری، پارچه‌های قلمکاری شده و آثار مختلف قلمزنی اشاره نمود.[۸۲]
صنایع بزرگ

صنایع بزرگی چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاه، شرکت پلی‌اکریل اصفهان و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی‌سازی و معادن سنگ و سنگ‌بری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود. از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ورق موجدار، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تأسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فراورده‌های لبنی، ریسندگی، نساجی و …می‌باشند.
ترابری
فرودگاه

فرودگاه بین‌المللی اصفهان که «شهید بهشتی» نام دارد در شمال شرقی شهر و در ۱۸ کیلومتری شهر واقع شده‌است.
از این فرودگاه روزانه ۶۰ پرواز در مسیرهای ورودی و خروجی و ۳۰۰ پرواز هفتگی به ۳۰ مقصد در داخل و خارج از ایران صورت می‌گیرد که هر هفته۴۰ هزار مسافر از طریق این فرودگاه مسافرت می‌کنند. این فرودگاه یکی از پر رفت‌وآمدترین فرودگاه‌های کشور است.[۸۳]
قطار شهری

قطار شهری به نام متروی اصفهان نیز معروف است. این شبکه به سبب گذر از منطقه‌های باستانی این شهر با مخالفان بسیاری همراه گشته و تاکنون به منطقه‌های باستانی همانند: خیابان چهار باغ و سی و سه پل آسیب رسانده‌است. شبکه درون شهری مترو دارای ۵ خط جداگانه می‌باشد. خط شماره یک شمالی - جنوبی و دارای بیست و یک ایستگاه است. این خط از شمال غربی آغاز شده و به کوه صفه در جنوب ختم می‌شود. خط شماره دو نیز محور شرقی - غربی دارد که بیست و یک ایستگاه را شامل می‌شود. این خط از شمال شرقی آغاز می‌شود و تا خمینی شهر ادامه می‌یابد. خط شماره سه از فولادشهر در جنوب غرب اصفهان آغاز شده و در ایستگاه میدان آزادی به پایان می‌رسد. خط شماره چهار دنباله خط اول تا بهارستان و شهر مجلسی می‌باشد و خط شماره پنج هم دنباله خط اول از سمت شمال به سمت شاهین شهر می‌باشد. هم اکنون فاز یک و دو از خط شماره یک برای استفاده عموم دایر است.طبق اعلام شهرداری اصفهان قرار است تا نیمه ی اول سال 1396 شمسی تمامی ایستگاه های خط یک برای عموم قابل استفاده باشد. درطراحی ایستگاه های قطار شهری اصفهان سعی شده از معماری مطابق با الگوهای بناهای تاریخی شهر اصفهان استفاده شود. [۸۴]
خواهرخواندگان
نوشتار اصلی: فهرست خواهرخواندگان ایران

اصفهان تاکنون با ۱۷ شهر، پیمان خواهرخواندگی امضا کرده است:

    چین شیان، چین: از ۷ مه ۱۹۸۹[۸۵][۸۶]
    مالزی کوالالامپور، مالزیا: از ۲۳ ژوئن ۱۹۹۷ [۸۶]
    ایتالیا فلورانس، ایتالیا: از ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۸[۸۶][۸۷]
    روسیه سنت پترزبورگ، روسیه: پیمان‌نامهٔ هم‌یاری از ۲ مه ۱۹۹۹ تا ۱۰ نوامبر ۲۰۰۴ (سپس خواهرخواندگی)؛ تمدید در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۴ [۸۶][۸۸]
    رومانی یاش، رومانی از ۱۰ مه ۱۹۹۹ [۸۶][۸۹]
    اسپانیا بارسلون، اسپانیا از ۱۴ ژانویه ۲۰۰۰ [۸۶][۸۹]
    ارمنستان ایروان، ارمنستان از ۲۷ آوریل ۲۰۰۰[۸۶][۸۹]
    کویت کویت‌شهر، کویت از ۱۹ ژوئن ۲۰۰۰ [۸۶][۹۰]
    آلمان فرایبورگ، آلمان از ۲۷ اکتبر ۲۰۰۰ :[۸۶][۹۱]
    کوبا هاوانا، کوبا از ۸ مارس ۲۰۰۱:[۸۶][۸۹]
    پاکستان لاهور، پاکستان از ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۴ :[۸۶][۸۹]
    سنگال داکار، سنگال از ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹[۸۶][۸۹]
    لبنان بعلبک، لبنان: از ۵ اکتبر ۲۰۱۰ :[۸۶][۸۹]
    ایران نیشابور، ایران: از ۱۹ مه ۲۰۱۵ [۹۲]
    ایران یزد، ایران: از ۲۲ نوامبر ۲۰۱۵ [۹۳]
    ایران تبریز، ایران: از ۲۲ نوامبر ۲۰۱۵ [۹۳]
    کره جنوبی گیونگجو، کره جنوبی پیمان‌نامهٔ هم‌یاری سپس خواهرخواندگی از تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵[۹۴]

اصفهان با شهرهای زیر در ۲۰۱۶ خواهرخوانده می‌شود:

    هند حیدرآباد، هند
    ژاپن کیوتو، ژاپن
    کره جنوبی اوسان، کره جنوبی

خواهرخواندگی اصفهان با یکی از شهرهای عُمّان پیشنهاد شده است.[۹۵]
پیوند به بیرون

    فیلم مستند «اصفهانِ شاه عباس» ساخته دان لِوی (۱۹۷۵) (ویدئو)

    مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به اصفهان در ویکی‌گفتاورد موجود است.
    ویکی‌سفر یک راهنمای سفر برای اصفهان دارد.
منابع

«اصفهان از ۱۰۶ سال گذشته بلدیه و انجمن شهر داشته است». ایمنا، ۱۴ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۴ تیر ۱۳۹۲.
«آمارنامه شهرداری اصفهان 93». معاونت برنامه‌ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲.
«دیوان عدالت اداری حکم منتفی شدن الحاق خوراسگان به اصفهان را لغو کرد». ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران)، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۳ آذر ۱۳۹۲.
شهرداری اصفهان. «آمارنامه اصفهان ۱۳۹۱، فصل دوم: جمعیت». شهرداری اصفهان، آبان ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۳ آذر ۱۳۹۲.
شهرداری اصفهان. «آمارنامه اصفهان ۱۳۹۱، فصل دوم: جمعیت». شهرداری اصفهان، آبان ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۷ مرداد ۱۳۹۳.
شهرداری اصفهان. «آمارنامه اصفهان ۱۳۹۱، فصل اول: سرزمین و آب و هوا، صفحه‌ی 13». شهرداری اصفهان، آبان ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۷ مرداد ۱۳۹۳.
اصفهان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام، شنبه ۷ دی ۱۳۸۷ پرتال نور.
«شناسنامه استان اصفهان».

22%3E
ورلد گزتر
"Esfahan Is Half The World", Saudi Aramco World, Volume 13, Nr. 1, January 1962
«اصفهان و رشت عضو شهرهای خلاق جهان شدند».
««اصفهان» و «رشت» به شبکه شهرهای خلاق یونسکو پیوستند».
اصفهان به عنوان شهر خلاق جهان انتخاب شد خبرگزاری انتخاب
«شهر اصفهان». شبکه ملی رشد مدارس. بازبینی‌شده در 30 تیر1392.
«معرفی استان اصفهان». سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان. بازبینی‌شده در ۵ دی ۱۳۹۱.
«سابقه تاریخی وآثار باستانی اصفهان» ‎(فارسی)‎. پرتال استان اصفهان. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.

    EIr. ii. HISTORICAL GEOGRAPHY:

AN OVERVIEW SINCE ANCIENT TIMES». در Encyclopædia Iranica. ویرایش 1st Edition. ۲۰۰۷.
Gabai or Tabai
Sacred Precincts: The Religious Architecture of Non-Muslim Communities Across the Islamic World, Gharipour Mohammad, BRILL, Nov 14, 2014 page 179
Fieldmuseum of natural historyAntropological series. Volume 29, no.1: Contributions to the anthropology of Iran, H.Field, page 291.
Paretaceni
هنرفر، لطف‌الله، تصویری از اصفهان پیش از اسلام، اصفهان: ضمیمهٔ نشریه گسترش، بهار ۷۳، ص۱۰.
هنرفر، لطف‌الله، تصویری از اصفهان پیش از اسلام، اصفهان: ضمیمهٔ نشریه گسترش، بهار ۷۳، ص۱۹.
همان.
Gabioi
اصفهان در قرون نخستین هجری قمری
زنده‌دل، حسن و دستیاران، استان اصفهان، مجموعهٔ راهنمای جامع ایرانگردی، تهران: نشر ایرانگردان، شابک:. ۹۷۸۹۶۴۶۶۳۵۱۲۸. صص۳۲–۳۳.
ilhk.
ISFAHAN vi. MEDIEVAL PERIOD
هموند. «اصفهان در سفرنامه ناصرخسرو». بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}.
هامون به معنای دشت است.
«سفرنامهٔ ناصرخسرو»، به کوشش دبیر سیاقی، ص 167
«جهانگردان اصفهان را چگونه معرفی کرده‌اند؟». خبرآنلاین، دوشنبه 8 فروردین 1390 - 22:24:00. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}.
انتقال پایتخت صفویه به اصفهان؛ علل و پیامدهای آن
شاردن، سفرنامه، برگردان: محمدعباسی، تهران، امیرکبیر 1345، پوشینهٔ 7، رویه 49.
هفته‌نامه امرداد، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۹۰، ص 6.
«ظل‌السلطان و آشوراده». روزنامه قانون، ۱۵ دی ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۳.
معیری، دوستعلی. رجال عصر ناصری. تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۱.. ص. ۲۲۵
سلطانی، شهلا. آقا جان شازده. تهران: فرزان روز، ۱۳۸۵. ISBN 964-321-255-6.صص. ۱۸۱–۱۸۲
معیری، دوستعلی. ص. ۲۲۵
-ix-the-pahlavi-period-and-the-post-revolution-era
ایران میان دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، صفحهٔ ۶۳۲
«دربارهٔ شهر اصفهان». دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در یکم اسفند ۱۳۹۱.
شهرداری اصفهان
اصفهان من
Three Religions One Temple Mount, Gary Cobb Xulon Press, 2007 , page 25
لطف‌الله هنرفر، گنجینهٔ آثار تاریخی اصفهان، کتابفروشی ثقفی، اصفهان، 1344، رویه 1-57.
فهرست نویسی پیش از انتشار کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران * شماره کتابشناسه ملّی:۲۸۹۰۶۹۰ *عنوان و نام پدیدآورنده:طرح بررسی و سنجش شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور (شاخص‌های غیرثبتی)
[۱۱۳۵۲۴ «روز اصفهان، میان دو راهی آذر و اردیبهشت!»]. خبرگزاری میراث فرهنگی. خبرگزاری میراث فرهنگی، ۱۲: ۱۴ -- ۱۳۹۳/۹/۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی. خطا: اگر وارد می‌کنید |پیوند بایگانی=، باید همچنین مشخص کنید |تاریخ بایگانی=. بازبینی‌شده در ۷ مهٔ ۲۰۱۵.
«سوم اردیبهشت یا اول آذر؛ مهم «روز اصفهان» است». همشهری. سه شنبه 1 آذر 1390 - 10:35:08. بازبینی‌شده در ۷ مهٔ ۲۰۱۵.
آشنایی با شهر تاریخی اصفهان، نشر گلها، اصفهان، ۱۳۷۶، ص ۱۶۴
اول آذر روز اصفهان نامیده شد-جام جم آنلاین
همایش روز اصفهان؛ نگاهی به چالش‌های یک شهر تاریخی
Assari, Ali; T.M. Mahesh (December 2011). "Comparative Sustainability of Bazaar in Iranian Traditional Cities: Case Studies in Isfahan and Tabriz.". International Journal on Technical and Physical Problems of Engineering (IJTPE) 3 (9): 18–24. Retrieved 6 January 2013.

Id=110991&Serv=2&SGr=25
گزارش سالیانه فرماندهی انتظامی استان اصفهان ۱۳۸۹ - معاون اجتماعی
اصفهان من

= قطره
«کوه صفه، ایرانگردی تیشینه».
page_=form&lang=1&sub=0&tempname=internal11&PageID=34&isPopUp=False
«مکان‌های دیدنی» ‎(فارسی)‎. پورتال اصفهان. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«آثار تاریخی» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«Historical Monuments» ‎(انگلیسی)‎. aftab.ir. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
شناسایی 22 هزار جاذبه تاریخی و فرهنگی با ارزش در اصفهان . [خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)
«پل‌ها» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«بازارها» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«مساجد۱» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«مساجد۲» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
«مساجد۳» ‎(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸.
شهرداری اصفهان
تابناک
خبرگزاری مهر
اصفهان تخریب شد
سایت تخصصی هنر و معماری
موزه‌های اصفهان
زنده رود
-of-food/285-feed-vegetables/34514-غذای-محلی-اصفهان
شهرداری اصفهان
خبرگزاری فارس
اصفهان من
«خواهر خواندگی اصفهان و شیان 23 ساله شد». خبرگزاری مهر. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«خواهر‌خوانده‌های اصفهان». درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«شهردار اصفهان خبر داد: افزایش همکاری‌های دو شهر خواهر خوانده اصفهان و فلورانس ایتالیا». خبرگزاری ایسنا. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«خواهر خواندگی اصفهان و سن پترزبورگ تمدید شد». عصرایران. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«اصفهان سیزده خواهر خوانده دارد». خبرگزاری مهر. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«کویت خواهر خوانده اسیر مناسبات سیاسی». خبرگزاری ایمنا. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«اخبار دو شهر خواهر خوانده در ایران و آلمان : اصفهان و فرایبورگ». سفارت آلمان در ایران. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«برگزاري مراسم روز ملي خيام باحضور وزير ارشاد در نيشابور». خبرگزاری آریا. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«اصفهان و یزد نیز به لیست خواهر خوانده های تبریز اضافه شدند». دورنا نیوز. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.
«عقد خواهرخواندگی میان اصفهان و گوانگ جو موجب معرفی این دو شهر به جهان است». ایمنا، ۱۳۹۵/۱۲/۲۱.
«پیشنهاد استاندار برای خواهرخواندگی اصفهان با یکی از شهرهای عمان». خبرگزاری مهر. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۵.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 30
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:06 توسط آژانس هواپیمایی |

پالایشگاه آبادان

آبادان شهری در استان خوزستان و جنوب‌غرب ایران، مرکز شهرستان آبادان و از مناطق آزاد بازرگانی (منطقه آزاد تجاری-صنعتی اروند) ایران است. بر جزیره‌ای هم‌نام خود در ۵۳ کیلومتری خلیج فارس در نزدیکی با مرزهای عراق و کویت جای گرفته است. پس از اهواز این شهر مهم‌ترین شهر خوزستان است. این شهر همچنین دارای فرودگاه و بندر است و به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و پتروشیمی راهبردی بودن و هم‌مرزی با کشور عراق، از زمان جنگ جهانی دوم یکی از مهم‌ترین شهرهای خاورمیانه و ایران بوده‌است. یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های نفت جهان (پالایشگاه نفت آبادان) در این شهر قرار دارد. نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر می‌رسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر می‌شود. نزدیکترین شهر به آبادان، خرمشهر است که حدود ۱۵ کیلومتر با این شهر فاصله دارد.
برخی مورخان بر این باورند که پیش از روزگار تاریخ‌نگار یونانی هرودت، منطقهٔ آبادان سکونت‌پذیر بوده است. مدتی دراز میان امپراتوری عثمانی و صفویان-قاجاریان مورد مناقشه بود، سپس در ۱۸۴۷ کاملاً به ایران پیوسته شد.[۲]
آبادان تا سال ۱۳۵۵ خورشیدی از نظر جمعیت شهر نخست استان خوزستان بود و پس از آن سال جای خود را در رتبه یکم به اهواز داد.[۳]

محتویات

    ۱ موقعیت جغرافیایی
    ۲ نام
    ۳ تاریخ
    ۴ مردم
        ۴.۱ محله‌های آبادان
    ۵ اقلیم
        ۵.۱ بادها
        ۵.۲ رطوبت
        ۵.۳ بارندگی
        ۵.۴ خاک
    ۶ اقتصاد
        ۶.۱ پالایشگاه آبادان
        ۶.۲ پتروشیمی آبادان
        ۶.۳ راه آهن
    ۷ آبادان و انقلاب اسلامی
    ۸ آبادان و جنگ ایران و عراق
        ۸.۱ عملیات ثامن‌الائمه
    ۹ ورزش
    ۱۰ اماکن تفریحی، تاریخی و زیارتی
        ۱۰.۱ سینما شیرین
        ۱۰.۲ مسجد رنگونی‌ها
        ۱۰.۳ میدان فرهنگ (الفی)
        ۱۰.۴ سینما نفت (سینما تاج سابق)
        ۱۰.۵ موزهٔ هنرهای معاصر
        ۱۰.۶ موزه اسناد تاریخی و خطی
        ۱۰.۷ موزهٔ آبادان
    ۱۱ مشاهیر آبادان
    ۱۲ شهر خواهرخوانده
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ منابع
    ۱۵ پیوند به بیرون

موقعیت جغرافیایی

موقعیت جغرافیایی این شهر در طول ۴۸ درجه و ۱۷ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۰ درجه و ۲۰ دقیقه و با بلندای ۳ متر از سطح دریا و با پهناوری ۲۷۹۶ کیلومتر مربع است. حدود آبادان از شمال به شادگان، از خاور و جنوب به خلیج پارس از جنوب باختری و باختر به کشور عراق که حد فاصل مرز طبیعی را رودخانه اروند تشکیل می‌دهد و از شمال باختری به خرمشهر محدود می‌گردد.
نام

در تجزیه و تحلیل واژهٔ آبادان می‌توان به معنی «محلی برای پاسداری و نگهبانی از آب» رسید و بطلمیوس، پدر جغرافیای یونان، نام «آرپفانا» و «آپفادانا» را برای آبادان به کار می‌برد.[۴] مارکیانوس، جغرافی‌دان سدهٔ ۴ میلادی نیز آن را به صورت «آپفادانا» (Apphadana) آورده‌است.[۵]

آبادان (به پارسی میانه: Āpātān)، به معنای «آباد، باصفا، بارونق و ضد ویران» گفته شده‌است.[۶] در فرهنگ فارسی معین، «معمور، دایر، برپا و مقابل ویران و خراب» گفته شده‌است.[۷]

نام آبادان تا پیش از ۱۳۱۴ش به شکل عَبّادان نوشته می‌شد، که به پیشنهاد فرهنگستان ایران و تصویب دولت، رسم‌الخط امروزی را پیدا کرد. همهٔ مورخان و جغرافی‌نویسان اسلامی که در گذشته یادی از این ناحیهٔ ایران کرده‌اند، همین رسم‌الخط یعنی عَبّادان را به کار برده‌اند. آنان، عبادان را هم بر دِه یا شهر آبادان اطلاق کرده‌اند، هم بر خود جزیره.[۸] آبادان در گذشته روستایی به نام عَبّادان بوده‌است.خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>[۹] وی همچنین معتقد است که شکل کهن نام آبادان، اُپاتان بوده‌است که از سه بخش تشکیل شده‌است: اُ به معنای «آب»، پات از ریشهٔ پاییدن و ان، پسوند نسبت. به نظر می‌رسد نام آبادان، معرّب همین نام باشد. تا پیش از سال ۱۳۱۴ به شکل عبادان نوشته و خوانده می‌شد. تمام مورخان و جغرافی‌دانان اسلامی که از این ناحیه یاد کرده‌اند، همین تلفظ و شکل نوشتاری را به کار برده‌اند. در وجه نام‌گذاری آبادان، چند قول وجود دارد: بلاذری در ریشه‌یابی، این نام را برگرفته از نام عبّاد بن حَصین حبطی از قبیلهٔ بنوتمیم می‌داند که از ملازمان حجاج بن یوسف بوده و در این منطقه پادگانی برپا کرده‌است. گروهی آن را برگرفته از نام مردی مقدس به نام عَبّاد، که در سده‌های دوم و سوم قمری می‌زیسته‌است، نسبت داده‌اند و گفته‌اند که وی عبّادان را بنا نهاده‌است.[۱۰] حاج عبدالغفار نجم‌الملک، همانند سایر مورخان پیش از خود، آن ناحیه را جزیرةالخضر نامیده‌است.[۱۱]

احمد کسروی نیز در طول کتابش آنجا را جزیرةالخضر، می‌نامد اما در قسمت واپسینِ کتابش نام آنجا را عبادان می‌آورد.[۱۲]

در سال ۱۳۱۴ هجری خورشیدی، به‌موجب تشکیل فرهنگستان ایران و با تصویب هیئت دولت در دورهٔ رضاشاه، واژهٔ عبادان به آبادان تغییر نام یافت. بخشی از جزیرهٔ آبادان در دورهٔ ساسانیان بهمن‌اردشیر خوانده می‌شده‌است که نام رود بهمنشیر یادگار آن نام کهن است. اوپاتان نیز، که نام کهن‌تر آبادان است، امروز بیشتر زیب شرکت‌ها و سازمان‌ها در شهر آبادان است. به دلیل وجود زیارتگاه کوچکی که ادعا می‌شود خضر نبی در آن دیده شده‌است، گاهی به این منطقه نام مذهبی جزیرةالخضر هم داده شده‌است. در نزهةالقلوب حمدالله مستوفی آبادان مرز آخر ایران‌زمین در جنوب‌غرب معرفی می‌شود و در گذشتهٔ دور نیز آبادان را آخرین شهر ایران می‌دانستند و ورای آن جایی دیگر در ایران‌زمین نمی‌پنداشتند، که مصداق آن مصراعی از منوچهری دامغانی، شاعر دورهٔ غزنوی است که به صورت مَثَل درآمده‌است، که می‌گوید:
بر فراز همت او نیست جای         نیست آن‌سوتر ز عبادان دهی
تاریخ
Names, خرکس و آپلوگوس در رهنامه دریای اریتره ۵۰ م.

بر اساس نوشته‌های مورخان و جغرافی‌دانان، آبادان روزگاری از لحاظ کشتی‌رانی و سیاحت، اعتباری داشته‌است. به نوشتهٔ ابن بطوطه این شهر در زمینی شوره‌زار قرار داشته، بارندگی در آن کم و کشاورزی در آن رونقی نداشته‌است. نویسنده حدود العالم آن را شهرکی کوچک و آباد بر کرانه دریا دانسته‌است. او می‌گوید:

    همه حصیرهای عَبّادانی و حصیرهای سامانی از آن‌جا خیزد و نمک بصره و واسط از آن‌جاست

انصاری دمشقی از آبادان به عنوان «آخرین ده بر کناره دریا»، ابن بطوطه به عنوان «قریه‌ای بزرگ» و ابن حوقل به عنوان «قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا» یاد می‌کند. برخی پیشینیان، بنای آن را به اردشیر نسبت داده‌اند.

بر اساس رهنامه دریای اریتره «در انتهای دریای پارس بر کنار رود، شهر بسیار آباد و سعادتمندی وجود دارد که تجار پارسی -هندی - رومی در آنجا تجارت دارندو حاکم آن عادلترین است».

    برخی آپلوگوس را اُبُله و نزدیک بصره می‌دانند و عده‌ای آنرا منطقه آبادان می‌دانند. در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که بصره و شهرهای اطراف آن را بحر فارس سه بار نابود کرده است.

.[۱۳]

شهرت آبادان در سده‌های نخست هجری، بیشتر مربوط به کاروان‌سراها، خانقاه‌ها، و مساجد و نیز به خاطر وجود مقبره‌ای منسوب به خضر و الیاس بوده‌است. این مقبره همچنان وجود دارد و به همین علت، آبادان را تا مدت‌ها جزیرةالخضر می‌گفتند. آبادان به تدریج از سده‌های ۷ و ۸ رو به ویرانی رفته و به دلیل پیش‌روی کرانه‌اش در دریا، اهمیت بازرگانی خود را نیز از دست داد.[۱۴]

همچنین باید دانست که عبادان از ولایات تابعه بصره به شمار می‌آمده‌است.[۱۵] البته راه «بصره ـ عَبّادان» به طور جزئی، چنین بود که از بصره تا ابلّه، دو برید (پیک)، سپس تا «بیان»[۱۶] یک مرحله، و بعد تا عبادان یک مرحله دیگر راه بود.[۱۷]
مردم
نوشتار(های) وابسته: لهجه آبادانی

جمعیت شهر آبادان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۱۷٬۹۸۸ تن[۱] و جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع ۱۷۱ نفر است.

جمعیت شهر آبادان که در سال ۱۳۵۵ برابر با ۲۹۴۰۶۸ تن بود در پی وقوع جنگ، در سال ۱۳۶۵ به ۶٠ هزار نفر از جمعیت ان کاهش یافت. در دوران پس از جنگ پس از بازسازی پالایشگاه و بخش‌هایی از شهر جمعیت شهر در سال ۱۳۷۵ به ۲۱۲۴۵۰ نفر رسید.[۱۸]
محله‌های آبادان

از محله‌های مشهور آبادان می‌توان به احمدآباد، امیری، کوی کارگر، امیرآباد، بریم، بوارده (شمالی و جنوبی)، (کارون). کوی ولایت «اروسیه»، کوی لاله، هزاری‌ها، هلندی‌ها اشاره کرد. کوی بهار، کوی قدس، کوی بهارستان، کوی گلستان، کوی ذوالفقاری، کوی ملت، کوی بهمن، کوی ولی‌عصر، تانک فارم، جمشیدآباد، سرویس قنواتی، هلال بریم، فیه و ۷۰۰ دستگاه، همچنین کوی فرهنگیان که با ساخت مسکن مهر در مجاورت آن توسعه پیدا کرده است از دیگر محله‌ها و کوی‌های این شهر هستند.[۱۹] جزیره شادمانی در رود بهمنشیر و جزیره ارگ در اروندرود نیز از جزیره‌های کوچک درون این شهر هستند.[۲۰]

در دهه ۵۰ خورشیدی فرهنگ شهرنشینی آبادان به‌ویژه پس از ساخت پالایشگاه بزرگ آبادان تا زمان ملی شدن نفت ویژگی‌های یک شهر استعماری را تداعی می‌کرده‌است. محلات آن در این زمان ترکیب جمعیتی جدا و چه بسا متخاصم داشتند. ساکنان بخش مرکزی، احمدآباد و محله بهمن‌شیر را گودنشینان و حاشیه‌نشینان شهری، و محله‌های بریم، بوارده را اروپاییان و کارکنان ایرانی مرتبط با آن‌ها تشکیل می‌دادند.[۲۱] با روی دادن جنگ ایران و عراق این شهر تقریباً خالی از سکنه شد و پس از بازسازی و بازگشت ساکنان، شکاف‌های طبقاتی میان محلات کمتر شد اما هنوز نابرابری‌های فضایی میان محلاتی چون بریم، ایستگاه ۷ و پل بهمن‌شیر وجود داشت.[۱۸]
اقلیم
جریده اطلاعات در خصوص گرمای ۸۴ درجه سانتیگرادی منطقه آبادان-۶ مرداد ۱۳۳۲

آبادان در دشت واقع شده‌است و به علت همسایگی با صحراهای بزرگ و سوزان نظیر صحرای بزرگ عربستان و عراق، در مجموع هوای گرم و بیابانی دارد. حداقل درجه حرارت آن در سال ۷/۱۷ و حداکثر ۶/۳۲ درجه سانتی‌گراد است. ایام یخبندان آن حداکثر در طول سال نه روز است. بادهای سرد شمال که بیشتر در فصل زمستان به این منطقه می‌وزند، گاهی میزان دما را به صفر نزدیک می‌کنند و گاهی بادهای شمال غربی هم همراه با رطوبت مدیترانه، باعث ریزش نزولات جوی نسبتاً زیادی می‌شود. حداکثر گرما در آبادان بیش از ۵۰ درجه و شدت آن از تیر تا پایان شهریور ماه است. اختلاف گرمای شب و روز ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد و آب و هوای متغیر و غیرقابل پیش‌بینی دارد.[نیازمند منبع]

جنوبی‌ترین نقطه خوزستان هفت درجه از مدار رأس‌السرطان بالاتر است از این رو اقلیمی مشابه با مناطق استوایی[نیازمند منبع] دارد. خوزستان از زمان‌های قدیم به داشتن هوای گرم معروف بوده‌است و آبادان نیز که شهری از شهرهای جنوبی خوزستان است، از این ویژگی مانند سایر شهرهای جنوبی استان برخوردار بوده‌است. در برخی از کتاب‌ها از آن به عنوان شهری که فاقد زمستان است نام برده‌اند[نیازمند منبع]، حتی برخی منابع، آبادان را تنها دارای دو فصل تابستان و پائیز می‌دانند.[نیازمند منبع] محمد بن احمد شمس‌الدین المقدسی در احسن التقاسیم آن را «اقلیم حاره» خوانده‌است.[نیازمند منبع] اما واقعیت این است که آبادان به علت قرارگرفتن در کنار اروندرود، رود بهمن‌شیر و رود کارون و به طور کلی در جوار خلیج فارس دارای تابستانی بسیار گرم و زمستانی معتدل و فرح‌بخش است چنان‌که لطافت هوای آن گردشگران زمستانی و نوروزی را به خود جذب می‌کند.

میانگین درجه حرارت این شهر حد فاصل سال‌های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۷ ۳/۲۶ درجه سانتی‌گراد، سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۸ حدود ۸/۲۴ درجه و حد فاصل سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۳۹ ۷/۲۵ درجه سانتی‌گراد بوده‌است.[نیازمند منبع] در گزارش دیگری که مربوط به سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ در ایستگاه «سینوپتیک» حداقل مطلق آن ۵/۴- درجه سانتی‌گراد بوده‌است. در این دوره زمانی معدل حداقل، تغییر چندانی نکرده‌است (۷/۱۷ درجه سانتی‌گراد). اما معدل حداکثر درجه حرارت بین ۶/۳۱ تا ۶/۳۲ درجه در نوسان بوده‌است.[نیازمند منبع] براساس آمار موجود، حداکثر دمای بهمن ماه و حداقل دمای همان ماه از بقیهٔ ماه‌ها کمتر است. در حالی که حداکثر دمای شهریور از بقیه ماه‌ها بیشتر است، حداقل دمای مرداد ماه از بقیه ماه‌ها بیشتر است.[نیازمند منبع] به استناد برخی منابع انتشار یافته معدل حداکثر حرارت سال‌های پیش از انقلاب در آبادان ۵۱ درجه سانتی‌گراد بوده‌است که فقط ۶/۴ درجه از حداکثر مطلق در جهان (یعنی ۶/۵۶ درجه در تریپولی لیبی) کم‌تر است. این رقم نشانگر گرم و سوزان بودن درجه حرارت آبادان است یا به عبارت دیگر وضع درجهٔ حرارت سالیانه آبادان به طور مشخص جنبهٔ برّی دارد و تعداد روزهای یخبvvدک است. معدل روزهای یخبندان در طول سال‌های قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در آبادان ۷/۱ روز در سال بوده‌است.

پراکندگی فشار هوا در آبادان در طی سال، به دو صورت مشخص فصلی در می‌آید. بدین ترتیب در آخر فصل پائیز و آغاز زمستان (آذر، دی، بهمن) که درجهٔ گرما پایین است، میزان فشار جو به حداکثر خود می‌رسد و در تابستان (خرداد، تیر، مرداد) که درجه گرما بالا است، فشار هوا به حداقل کاهش می‌یابد.
بادها

بادهای آبادان بر سه نوع است. نخست «بادهای منظم فصلی» که در اثر تغییرات فشار هوا در فصل‌های مختلف سال به وجود می‌آیند. این بادها معمولاً شدید نیستند مگر این‌که عامل جوی دیگری موجب تشدید آن‌ها شود.

دوم «بادهای محلی» که خود بر دو نوع است: «باد شمال» و «باد شرجی». باد شمال از جریان‌های مدیترانه‌ای است که به ایران می‌رسد. این باد در تابستان دایمی و با رطوبت کم می‌وزد. باد شمال در زمستان اغلب طوفان‌های ناگهانی به وجود می‌آورد؛ ولی در تابستان از ۱۵ خرداد تا آخر تیر (۴۰ روز) با نظم و شدت زیادی می‌وزد. وزش ناگهانی و شدید باد شمال، همیشه برای قایق‌های کوچک ماهیگیری خطرناک است. وجود بادهای شمالی در آبادان، رطوبت روز را کاهش داده و گرما را قابل تحمل می‌کند. باد شمال ۹ ماه در آبادان می‌وزد. «باد شرجی» از جنوب غربی می‌وزد و با عبور از خلیج فارس مرطوب شده و با توجه به بالا بودن درجه حرارت هوا تا حدود زیادی سنگین می‌شود و نفس کشیدن را به خصوص برای کسانی که مشکلات تنفسی دارند دشوار می‌کند. این باد بسیار نامطلوب است و سبب تغییرات کلی در آب و هوای آبادان می‌شود. این تغییرات آب و هوایی جزیرهٔ آبادان و حوالی آن را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این باد از زمستان تا اواسط بهار در آبادان می‌وزد، اما معمولاً در اوایل تابستان هم احساس می‌شود. چون معمولاً مرطوب و گاهی توأم با ابر و مه‌است سبب بارندگی می‌شود.

نوع سوم بادهای آبادان «باد سموم» یا «سام» است که از عربستان می‌وزد و همیشه خاک و شن همراه دارد. این باد بسیار خشک، گرم و سوزنده‌است. وزش آن به هنگام تابش آفتاب مخصوصاً در میانهٔ روز شخص را مسموم می‌کند. این‌گونه بادها هر چند سالی یک‌بار در آبادان می‌وزد و آسمان روز را به مثابه شب کاملاً تیره و تاریک می‌کند. البته همه ساله نوع ملایم‌تر آن می‌وزد که با خاک و گرد و غبار توأم است و تا حدودی شرایط عادی زندگی را دچار اخلال می‌کند.

حمزه اصفهانی مؤلف کتاب سنی الملوک الارض و الانبیاء دربارهٔ این باد و گذر آن در آبادان می‌نویسد:

    در سال ۲۳۴ هجری قمری باد سموم شدیدی وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از ۵۰ روز بود. آغازش از سوم حزیران و انجامش آخر تموز، این باد کوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروان‌ها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.

رطوبت

آبادان به طور کلی یک منطقهٔ رطوبتی است. این رطوبت در بهار و تابستان کمتر از پائیز و زمستان است. رطوبت در زمستان حداکثر به ۸۹ درصد می‌رسد اما از آبادان رطوبت۱۰۰ درصد هم گزارش شده‌است. رطوبت نسبی آبادان در ماه‌های تیر و مرداد ۵۰ تا۶۰ درصد است و در ماه‌های دی و بهمن به ۷۰ تا۸۰ درصد هم می‌رسد. با توجه به ارقام جدول در هر صورت آبادان یک شهر با میزان بالای رطوبت است.

رطوبت نسبی در آبادان در میانهٔ روز کاهش می‌یابد و در مواقعی که باد از جنوب جریان دارد رطوبت به سرعت بالا می‌رود. رطوبت نسبی آبادان درساعت ۳۰/۶ صبح ۶۴ درصد است، ولی همین رطوبت نسبی در ساعت ۳۰/۱۲ به ۳۲ درصد کاهش می‌یابد. کاهش مزبور به علت وزش بادهای شمالی است که رطوبت وسط روز را تقلیل می‌دهد، ولی به طور کلی توأم شدن حداکثر درجهٔ حرارت(۵۰ درجه سانتی‌گراد) با رطوبت نسبی بیش از ۵۰ درصد در آبادان، به طور محسوسی غیرقابل تحمل است.
بارندگی

آبادان از مناطق کم بارش کشور است که عمدهٔ همین بارندگی هم به رگبارهای زودگذر باران اختصاص دارد. بعضی مواقع این باران توأم با تگرگ است. میزان بارندگی آبادان در طول ده سال آمارگیری حدفاصل سالهای ۱۳۴۳ تا۱۳۵۳ بین ۶/۵۴ تا ۷/۳۵۳ میلی‌متر در نوسان بوده‌است. متوسط بارندگی سالانه ۳/۱۴۶ میلیمتر گزارش شده‌است. گزارش دیگر این میزان بارندگی را در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ به طور متوسط بین ۲۰۰ تا۲۵۰ میلی‌متر نشان داده‌است.

باران‌های موسمی و گاه بسیار شدید، از آذر تا اردیبهشت برخی مواقع موجب جاری شدن سیل در سطح خیابان‌ها می‌شود. اهمیت این بارندگی‌ها در کشاورزی منطقه حیاتی است. اوج بارندگی آبادان در ماه‌های آبان، آذر و دی است در ماه‌های بهمن، اسفند و فروردین باران نسبتاً مناسبی می‌آید اما شدید نیست و صرفاً در تغییرات جوی مؤثر است. معمولاً در آبادان در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد بارندگی وجود ندارد در اردیبهشت و شهریور برخی از سال‌ها بارندگی بسیار خفیف گزارش شده‌است.
خاک

خاک آبادان به دلیل آبرفت رودهای کارون و دجله (که به هم پیوسته‌اند) به وجود آمده‌است. شهر آبادان به جزیره‌ای می‌ماند که گرداگردش رود است. این خشکی به جزیره آبادان شناخته شده‌است. شهر آبادان و همچنین بخش اروندکنار و نیمی از شهر خرمشهر در این جزیره‌اند. رودهای گرداگرد آبادان که همگی به خلیج فارس می‌ریزند از دو رود بزرگ‌تر پیشیاد دجله و کارون است. بزرگ‌ترین شاخه‌ای که از برخورد این دو رود پدید آمده‌است اروندرود است. بخش دیگر این رود که در آنسوی این جزیره روان است و اهمیت کمتری دارد بهمن‌شیر خوانده می‌شود. رود بهمنشیر در بخش‌هایی از گذرگاهش کارون هم خوانده می‌شود. نوع حاک آب رسوبی ریز بافت و برای کشاورزی بسیار مناسب می‌باشد البته این خاک در زمانهای دور بسیار شور و غیرقابل کشت بوده‌است ولی عبور از دو رودخانه پرآب و رسوب گذاری مدام آنها در طی قرون بسیار، باعث تغییر بافت خاک گردیده‌است و امروز به برکت وجود این دو رودخانه آبادان مستعد کشت بسیاری از انواع نباتات است یکی از این دو رودخانه بهمنشیر نام دارد که در زمان باستان آن را بهرام اردشیر می‌نامیدند و رودخانه دیگر اروند است که ریشه در تاریخ باستان ما دارد. اروندرود از به‌ هم‌ پیوستن دجله و فرات تشکیل می‌شود.
اقتصاد
پالایشگاه آبادان

اقتصاد در آبادان عمدتاً برپایه شرکت نفت می‌باشد؛ که درسال۱۲۹۱ خورشیدی جهت تصفیه نفت مسجدسلیمان احداث گردید. درآغاز ملی شدن صنعت نفت حدود ۶۰۰هزار بشکه در روز توان تولیدی پالایشگاه بوده که امروز پس از حوادث جنگ هشت ساله ظرفیت تولید آن به ۴۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته‌است. آبادان همچنین یک پتروشیمی بنام پتروشیمی آبادان دارد که در جوار پالایشگاه آبادان احداث گردیده‌است. در سال ۱۳۸۷ خورشیدی افزون بر ۱۴۷ فروند لنج و بیش از ۵۸۰ قایق موتوری صیادی در منطقه آبادان به امر صید و صیادی فعالیت داشتند.[۲۲] همچنین از تاریخ چهارم خرداد سال ۱۳۸۳ منطقه آزاد تجاری اعلام شد که باعث ورود سرمایه گذاران خارجی و داخلی درون شهر گردید. بندر آبادان واقع در ساحل رودخانه اروند بطورکلی توان جابجایی بیست هزار تن کالا را دارد که باتوجه به رونق منطقه آزاد تجاری اروند بر اهمیت آن بیش از پیش افزوده شده‌است

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 29
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:06 توسط آژانس هواپیمایی |

خوزستان

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ اهواز
پیش از اسلام
اهواز در دوران پهلوی

اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به شمار می‌رفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانون‌های مسیحیت در ایران، و از اسقف‌نشین‌های خوزستان محسوب می‌شد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به‌واسطه واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتی‌رانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مال‌التجاره و دادوستد به شمار می‌رفته‌است.[۹]
دوران اسلامی و معاصر
منظره زیبا از غروب شهر اهواز و کوچ پرندگان
منظرهٔ پل سفید، قدیمی‌ترین پل دایر روی رود کارون در اهواز، زمستان ۸۹

اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگان‌هایی در شهرهای فتح‌شده، از جمله در اهواز ساختند. شهرهای خوزستان از جمله اهواز از نخستین پناهگاه‌های خوارج در ایران بود. در ایام خلافت علی برخی از موالی اهواز که از میزان خراج درخواستی والی آن ناخرسند بودند، به شورش خوارج پیوستند. در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج با سپاهیان اموی گشت.[۹]

شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به‌واسطه سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به شمار می‌آمد. این شهر تا ۲۵۶ق/۸۷۰م شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال اهواز به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد. اهواز پس از پایان فتنه زنگیان رونق و آبادانی گذشته خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدوله دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به‌عنوان مرکزی تجاری به دست آورد. همچنین بنا به گفته مقدسی، عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده، بازسازی و مرمت نمود. شهر اهواز از پایگاه‌های عمده مذهب تشیع در ایران به شمار می‌آمد و به گفته مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان (مروشیان) و سنیان (فضلیان) درگیری و کشاکش وجود داشت.[۹]

اهواز تا اواخر سده ۵ق شهری آباد بود، اما از این زمان به بعد رونق خود را از دست داد، به گونه‌ای که مرکزیت خوزستان از آنجا به شوشتر منتقل شد. در سده ۶ق اهواز به شهری ویران و خالی از سکنه تبدیل شد. حافظ ابرو از آن به عنوان قصبه‌ای نام می‌برد و به اشتباه اهواز را با سوق الاربعا (چهارشنبه بازار) یکی می‌داند.[۹]

در قرن چهارم هجری نهری کوچک به طول سیصد متر و عرض بیست متر از کارون منشعب شده، شهر را به دو قسمت تقسیم کرده بود؛ محله غربی را «جزیره» می‌گفتند و محله شرقی «مدینه» نام داشت. این دو بخش به‌وسیله پلی به نام «پُل هندوان» به هم وصل می‌شدند.[۱۶] در آن دوره اهل شهر دو دسته بودند و دربارهٔ اصحاب پیامبر دو نظر داشتند، این شهر انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان بود.[۱۶]
اما علی‌رغم رشد و توسعه اهواز در قرون اولیه اسلامی، در نیمه دوم قرن چهارم هجری این شهر رو به ویرانی گذاشت و مردم آن پراکنده شدند.[۱۷] و کار به جایی رسید که در اوایل قرن ششم این شهر به طور کلی ویران شد. عبدالکریم بن محمد سمعانی که در نیمه دوم قرن ششم می‌زیسته شهر اهواز را این چنین توصیف کرده: «اهواز یکی از شهرهای مشهور بود که دانشمندان و روحانیون و تجار و ثروتمندان بسیاری از مردم آن شهر به همراه غیر اهوازی‌ها در آن زندگی می‌کردند. بخش عمده این شهر ویران شد و فقط ویرانه‌هایی از آن باقی‌مانده که مردم اندکی را خود جای داده‌است.»[۱۸]

علت ویرانی اهواز به‌درستی مشخص نیست. هرآنچه تاکنون گفته شده حدس و گمان است که به‌وسیله وقایع‌نگاران و مورخان متأخر نوشته شده‌است. احمد کسروی «ویرانی اهواز کهن را یکی از معماهای تاریخ خوزستان دانسته که نه زمان و نه علت آن را در جایی ننوشته‌اند.» او در ادامه می‌گوید: «آنچه ما از جستجو به دست آورده‌ایم زمان آن را آخرهای قرن پنجم یا آغاز قرن ششم بوده.»[۱۹] این سخن کسروی نیز درست نیست چون ابن حوقل که در نیمه دوم قرن چهارم می‌زیسته، ویرانی اهواز را از قرن چهارم روایت کرده‌است.[۲۰] با وجود این کسروی علت ویرانی را دو چیز پنداشته: یکی شکستن بند و دیگری برگشتن مسرقان از جوی خود و پیوستن آن به دجیل [کارون].[۲۱]

از قرن ششم هجری قمری به بعد به‌علت خراب شدن سد شادروان و پایین رفتن سطح آب رونق‌دهنده شهر و نیز جنگ‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال ۱۸۶۹ م (۱۲۴۸ ش) هم‌زمان با حفر کانال سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت دریایی اروپاییان و توجه آنها به منطقه شد رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتی‌رانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال ۱۲۶۶ ش کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد تا اینکه در دورهٔ پهلوی و به‌تبع سیاست قاجارزدایی رضاشاه نام باستانی «اهواز» احیا شده و جای ناصری را گرفت.[نیازمند منبع]

سیدعبدالله جزایری که در قرن دوازدهم یعنی قرن‌ها پس از ویرانی اهواز می‌زیسته، فتنه صاحب‌الزنج را عامل عدم اعتنا و بی‌رغبتی خلفا دانسته که «بعد از تسکین فتنه چون خلفا را به عمارت آن ولایت رغبت باقی نماند و واماندگان آن‌جا از عمده ضبط آن همه نیشکر و ادای مال و جهات دیوانی آن‌ها بیرون نتوانستند آمد، لاجرم اکثر جلای وطن نمودند و...»[۲۲]

به هر حال پس از ویرانی شهر اهواز در قرن چهارم هجری، فقط ویرانه‌ای از آن باقی مانده بود و در دورة مشعشعیان و پس از آن دسته‌ای از آل کثیر در آنجا کپرها یا چینه‌هایی بالا آورده دهکده‌ای آباد کرده بودند. سپس هم آنان رفته دسته‌ای از کعبیان در آنجا نشیمن داشته و در آن نزدیکی دیم‌کاری می‌کردند.[۲۳]
با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته‌است. او می‌نویسد: «اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانوار رعیت دیم‌کار.»[۲۲]

پس از آن نیز اهواز به همین صورت بوده و در حد یک روستای کوچک باقی مانده بود. سر اوستن هنری لایارد که در زمان شیخ ثامر بنی‌کعب ۱۲۵۸ ق (۱۸۴۱ م) در این منطقه بوده به هنگام ذکر قلمرو بنی‌کعب، هیچ گونه نامی از اهواز نبرده و در عوض نام روستای ویس در شمال اهواز را در کتاب خود آورده‌است. این امر نشان می‌دهد روستای ویس پرجمعیت‌تر و آبادتر از اهواز بوده‌است.[۲۴]

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳ ق (۱۸۵۳ م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در خرمشهر بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این‌چنین دیده‌است:

    شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد. تمام سکنه اهواز را عرب‌ها تشکیل می‌دهند، ایشان کاملاً خوش قیافه‌اند و اندکی سیاه چرده‌تر از اسپانیایی‌ها هستند.[۲۵]

بیست و شش سال بعد یعنی در سال ۱۲۹۹ ق (۱۸۸۲ م) حاج عبدالغفار نجم‌الملک از «قریه اهواز و قریب ۶۰ خانوار رعیت عرب» سخن گفته که «کدخدای آن شیخ نبهان» است. [شیخ بنهان عامری کعبی بازمانده همان کعبیانی است که پس از رفتن آل‌کثیر در قریهٔ اهواز نشیمن داشتند. قریه اهواز در حال حاضر قدیمی‌ترین محله شهر اهواز است که نام آن برگرفته از نام جدّ شیخ بنهان یعنی عامر است و به محله «عامری» معروف است، در جوار این محله نیز محله‌ای است که آن را «اهواز قدیم» می‌گفتند. به احتمال زیاد قریهٔ اهواز در محل این دو محله بوده‌است.][۲۶] لرد کرزن که در سال ۱۸۹۰ م (۱۳۰۷ ق) از آن ناحیه گذر کرده جمعیت آن را تقریباً هفتصد نفر برآورد کرده‌است.[۲۷]

کشتی‌رانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و با توجه به طبیعت رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخره‌ای در بستر خود می‌باشد به دو بخش بالادست و پایین‌دست تقسیم شده بود. همچنین ویرانه‌های سد باستانی اهواز نیز که در زمان احداث باز هم بر روی بستر صخره‌ای بنا شده بود مانع دیگری برای کشتی‌رانی بوده‌است. شاخهٔ بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخهٔ جنوبی یا پایین‌دست از اهواز تا خلیج فارس را دربرمی‌گرفته‌است. بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر حرکت می‌کرده‌اند در محل اهواز به‌ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت جنوبی صخره منتقل می‌کرده‌اند. این دست به دست شدن بار موجب پیدایش انبارها و کاروان‌سراهای متعددی در اهواز شد و تبدیل به یکی از دلایل رونق تجارت و نتیجتاً رونق شهر اهواز گشت.[نیازمند منبع] از جمله تأسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی بوده‌است که با احداث یک رشته خط آهن و توسط واگن‌هایی که با اسب کشیده می‌شده‌اند بار و کالای تجاری را در امتداد رودخانه و بین کشتی‌ها جابه‌جا می‌کرده‌است.[نیازمند منبع] در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای تجاری معروف آن دوران دنیا در هند و آفریقا و خاور دور می‌باشد و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.[نیازمند منبع]

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازهٔ ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند.[نیازمند منبع] کم کم ساختمان‌ها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و کشف نفت در مسجدسلیمان و وضع اسف‌بار شوشتر در دوران قاجاریه از یکسو و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ خورشیدی و همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از سوی دیگر و نیز رونق روزافزون اقتصادی اهواز باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.[نیازمند منبع]
بندر ناصری و اهواز امروز
نقشهٔ اهواز

آزادی کشتیرانی در کارون سفلی (از محمره تا اهواز) در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) بر روی کشتی‌های خارجی، باعث رشد و رونق تجارت در ایالت و به ویژه شهرهای محمره و اهواز گردید. افزایش حجم مبادلات و داد و ستد، صادرات کالا به خارج و واردات کالا به محمره، سبب گردید تا مردم اندک اندک به شهرهای مزبور مهاجرت کرده بر جمعیت آنها افزوده شود. کسب امتیاز آزادی کشتیرانی در رود کارون توسط انگلیسی‌ها در درجهٔ اول به منظور تسخیر بازارهای داخلی و مرکزی کشور بود و بدون ارتباط کارون با مناطق مرکزی کشور، آزادی کشتیرانی چندان مطلوب نبود. از این رو در اکتبر سال ۱۸۹۶. م (۱۳۱۳. ق) شرکت برادران لینچ پیشنهاد احداث جاده کاروان رو بین اهواز و اصفهان را به دولت ایران ارائه داد. پس از مذاکرات طولانی بین انگلیسی‌ها و دولت ایران، بالاخره در تاریخ سوم مارس ۱۸۹۸. م قرارداد احداث جاده مزبور بین چارلز هاردینگ دبیر اول سفارت انگلیس در تهران و علیقلی‌خان سردار اسعد به امضاء رسید.[۲۸]

یک سال بعد در سال ۱۸۹۹. م (۱۳۱۷. ق) راه مزبور افتتاح شد.[۲۹] افتتاح راه کاروان رو اهواز به اصفهان باعث رشد و تسریع مبادلات تجاری و واردات و صادرات کالا شد.[۳۰]
همین امر یعنی احداث جادهٔ اهواز ـ اصفهان، اهمیت و نقش اهواز را به عنوان حلقهٔ وصل و پل ارتباطی محموله‌های آبی و محموله‌های خشکی[۳۱] بیش از پیش متجلی ساخت.

به دلیل وجودصخره های طبیعی موجود در رودخانه و آثار برجای مانده از سد باستانی شادُروان اهواز، ادامه حرکت کشتی ها به طرف شوشتر (مرکز آن زمان خوزستان) مقدور نبود. لذا کالاها قبل از مانع مذکور از کشتی تخلیه شده و با حمل آنها به بالادست صخره ها، دوباره به وسیله کشتی های دیگر به سوی شوشتر روانه می شدند. در دوره قاجار، حکومت برای حفظ امنیت تجارت در کنار رودخانه پادگان و بندری بنا نمود که به بندر ناصری شهرت یافته بود.[۳۲]

با آزادی کشتیرانی در رود کارون و به ویژه پس از احداث جاده کاروان رو لینچ و افزایش حجم مبادلات تجاری، ساختمان‌ها و مستحدثات قبلی، جوابگوی این حجم وسیع از مبادلات نبودند. از این رو پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) حسین قلی‌خان نظام‌السلطنه حکمران جدید خوزستان مأموریت یافت که در آن ناحیه به طور جدی مشغول اصلاحات شود. همچنین گزارش جامعی در مورد طوایف ساکن در اطراف رودخانه کارون، کیفیت کشتیرانی آن و وضعیت نیروهای انتظامی در آن منطقه تهیه نماید. در این فرمان از نظام‌السلطنه خواسته شده بود که شش ماه از سال را در محمره اقامت کند.[۳۳]

نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از این صخره‌ها، که محل تخلیه محموله‌های کشتی بود، ساختمان‌هایی بنا نهاد و برای حفظ کالاها و محموله‌های تخلیه شده، سرباز و پاسبان در آنجا بنشاند.[۳۴]

ساختمان‌هایی که توسط نظام‌السلطنه برای تسهیل امور تجاری و تخلیه و بارگیری کالا احداث شده بودند به بندر ناصری معروف گردید. این ساختمان‌ها عبارت بودند از لنگرگاه، کاروانسرا، بازار و سربازخانه.[۳۵] وجه تسمیه نام ناصری نیز بر مبنای نام ناصرالدین شاه بود.[۳۶] این بندر در کناره شرقی رود کارون و رو به روی بندر امانیه ساخته شد. بندر امانیه نیز در کناره غربی رود کارون و در ابتدای جاده کاروان رو هویزه بود. کالاهای تخلیه شده در بندر ناصری با تراموای اسبی به سه کیلومتر بالاتر برده می‌شد تا از آنجا به شوشتر بارگیری شود.

در سال ۱۹۰۰، این شهر مستقیماً به بازارهای مرکز ایران متصل شد. در حقیقت اهواز به عنوان بندر ایالتهای مرکزی بود، به همین دلیل جمعیت آن رو به افزایش گذاشت. علاوه بر ساختمان‌های احداثی توسط نظام‌السلطنه، شرکت ناصری نیز تأسیساتی نظیر انبار کالا و اسکله، یک خط تراموای سبک بین کارون سفلی (پایین سد) و کارون علیا (بالای سد) احداث کرد.[۳۷]

از آنجایی که آزادی کشتیرانی در رود کارون و افتتاح جاده کاروان رو اهواز ـ اصفهان موجب رونق و توسعه اهواز شده بود و به اعتباری دیگر اصلی‌ترین بخش اقتصادی آن، همان تخلیه کالا در بندر ناصری و سپس بارگیری آن در اهواز بود، لذا رفته رفته نام اهواز تحت‌الشعاع نام ناصری قرار گرفت، آن یکی را بندر ناصری نامیدند و شهر اهواز را ناصری یا ناصریه گفتند.[نیازمند منبع]

رشد و گسترش تجارت و احداث بندر ناصری سبب گردید تا بسیاری از بازرگانان شهرهای شوشتر و دزفول از آن شهرها مهاجرت کرده و در بندر ناصری رحل اقامت گزینند.[۳۸] فتنه‌انگیزی و آشوب‌های شهر شوشتر و دودستگی میان مردم نیز مزید بر علت بود تا روند مهاجرت را تسریع بخشد، در شهر دزفول نیز دار و دسته شیخ محمدطاهر با شرارت‌های خود آرامش را از مردم سلب کرده بود، همین امر سبب شد تا بازرگانان آن شهر تمایل و رغبت بیشتری به مهاجرت نشان دهند.[۳۹] در حقیقت این اولین مهاجرت شوشتری‌ها و دزفولی‌ها به اهواز بود[نیازمند منبع]، همین امر سبب شد تا چند سال پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون یعنی در سال ۱۸۹۲. م (۱۳۱۰. ق) و حتی پیش از افتتاح جاده کارون رو اهواز ـ اصفهان، معین‌التجار، کاروانسرایی با ۲۴ دهنهٔ مغازه در اهواز احداث کند و به قول کنسول انگلیس او درصدد است بر تعداد آنها بیفزاید.[۴۰][نیازمند منبع] نظام‌السلطنه حاکم ایالت و معزالسلطنه[۴۱][نیازمند منبع] به اتفاق هم دو کاروانسرای دیگر ساختند. آنها هم‌چنین دو راسته بازار احداث کردند. معین‌التجار نیز به پیروی از آن‌ها یک راسته بازار احداث کرد.[۴۲] بدین ترتیب در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۱۴. م) بندر ناصری باعث گسترش روستای اهواز شد و کار به جایی رسید که در سال ۱۳۰۳. ش (۱۹۲۵. م) به دستور رضاشاه پهلوی مرکز استان ششم (خوزستان) از شوشتر به بندر ناصری تغییر کرد. بعدها در شهریور 1314 به موجب تصویب هیئت وزیران نام بندر ناصری به اهواز تغییر یافت.[۴۳] [۴۴][۴۵][۴۶]
خیابان امام در اهواز

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، کوی علوی و محله‌های نو ساز نظیر گلستان، کیانپارس و کیان‌آباد و فاز۴کورش قرار دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی اداری-تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام خمینی (پهلوی سابق) و آزادگان (۲۴متری سابق یا رضا شاه کبیر سابق) و شریعتی (۳۰ متری سابق) و باغ شیخ (ادهم) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف پادادشهر، آریاشهر، باهنر، رسالت، منبع آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند.

در حال حاضر پروژه‌های عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث می‌باشد که با افتتاح آنها چهرهٔ شهر و وضعیت حمل و نقل شهری دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون، پروژه پارک آبی[۴۷] و مترو می‌باشند.

تیم‌های فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 23
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:04 توسط آژانس هواپیمایی |

آفتاب

بیله‌سوار
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بیله‌سوار
کشور      ایران
استان     اردبیل
شهرستان     بیله‌سوار
بخش     مرکزی
نام(های) قدیمی     پیله‌سوار
مردم
جمعیت     ۵۱۱۸۳ نفر
جغرافیای طبیعی
مساحت     ۱٫۹۴۵ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا     ۸۳ متر
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی     ۳۲۸۲–۰۰۹۸۴۵
وبگاه     فرمانداری بیله‌سوار
تابلوی خوش‌آمد به شهر
بیله‌سوار بر ایران واقع شده‌است
بیله‌سوار
روی نقشه ایران
۳۹.۲۲۴۲° شمالی ۴۸.۲۱۲۷° شرقیمختصات: ۳۹.۲۲۴۲° شمالی ۴۸.۲۱۲۷° شرقی

بیله‌سُوار[۱] شهر همیشه آفتابگیر و شهر دشتهای سبز بهاری و مزارع حاصلخیز و دروازه ورود به جمهوری آذربایجان و قفقاز، در بخش مرکزی شهرستان بیله‌سوار در شمال استان اردبیل واقع شده‌است. بیله سوار دارای آب و هوای معتدل و مرطوب در زمستان و نسبتاً گرم در تابستان است. کشاورزی و بازرگانی از طریق گمرک، پیشه اصلی ساکنان بیله سوار است.[۲]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ جغرافیا
    ۳ کشاورزی و تاریخچه کشت و صنعت و دامپروری مغان
    ۴ آثار تاریخی
    ۵ مشکلات
    ۶ گردشگری
    ۷ راه‌ها
    ۸ گمرگ بیله سوار
    ۹ منابع

تاریخچه

پیله در زبان تاتی و آذری باستان (زبانی آریایی که زبان باستانی این منطقه بوده و با ترکی آذربایجانی متفاوت است) به معنی بزرگ است.[۳] شهر پیله‌سوار را امیری به نام پیله‌سوار (سوار بزرگ) ساخته است. در نزهةالقلوب حمدالله مستوفی دربارهٔ این شهر آمده است که آن را «امیری پیله‌سوار نام یعنی سوار بزرگ از امرای آل بویه ساخت و اکنون به‌قدر دیهی مانده است.»[۴]

برخی گمان برده‌اند که بیله‌سوار را پیل‌سوار هم می‌نامیده‌اند که گویا نادرشاه افشار هنگام تاجگذاری در سال ۱۱۴۸ هجری قمری در اصلاندوز، مدتی با فیل‌هایش در این منطقه اتراق کرده‌است.[۵] در زمانهای خیلی قدیم قبل از ورود آریایی‌ها به فلات ایران (در الواح سومر ترجمه «ساموئیل کریمر» درسال ۱۳۴۴ترجمه «دادرد رسائی» در سال ۲۴۵۰ قبل میلادی نام بیله سوار قید شده) قوم بزرگی بنام «بیل» در کنار رود «کورا» رود ارس و باد کوبه وآران و مغان تا سبلان و اردبیل زندگی می‌کرد و ۳ نوع رب النوع را ستایش می‌کرد که زبانشان به تورانی (ترکستان) آلتایی (اورال) نزدیک بود و یکی از نام خدایان، بیل (خدای زمین) بود. این طائفه «بیل» که آثاری تابحال از آنها باقی مانده وجود چندین شهر است معلوم می‌گردد که اردبیل از ۱۲ طائفه تشکیل شده است که یکی «ارد» و دیگری «بیل» بوده است.

بیلجه نزدیک باکو و در آران بیلقان در کنار رود کورا و سعید بیل در گرجستان کنار رود کورا و در مغان بیله سوار، از نمونه‌های آنان است.

نام قدیمی بیله سوار قبل از تسلط اعراب «بلسکان» بود و بعد از تسلط اعراب به «بلسکان» و «بلسجان» تغییر یافت در زمان آل بویه «بیله سوار» شد که به سوار بزرگ می‌گفتند پس برای ما روشن می‌شود حدود زندگی قوم بیل تا چه اندازه وسعت داشته است و بیله سوار هم بازمانده از آن ایل بزرگ می‌باشد شاید هم نام بیله سوار بنا به گفته بعضی از محققین مأخوذ از قوم «سووار» باشد که در اطراف رود ارس در هزاره اول شگرف داشتند.

قدمت این شهرستان همچنان که در پیشینه تاریخ آمده به دوران‌های خیلی قدیم بازمی‌گردد و این از سکه‌های کشف شده در تپه‌های مختلف این منطقه مشخص شده است.

سپس پیل سوار یا پیله سوار نامیدند که پیله سوار واژه‌ای پارسی وار ۲ پاره «پیله» و «سوار» تشکیل شده است.

پیله، به معنای زمین خشک پهناوری که در میان دوآب یا دورودخانه قرار گرفته باشد و سوار هم به معنی کرانه رود است و شهر بیله سوار هم بین رودخانه بالهارود و آقا بیگلر (علی بیگ لر) قرار گرفته است؛ بنابراین پیله سوار، یعنی مردمی که ساکن واهل پیله (سرزمین بین دورود) هستند.

بعضی‌ها نیز براین باور اند که نادر شاه افشار در ۱۱۴۸ هجری قمری، هنگامیکه برای تاج گذاری در مغان رهسپار اصلاندوز بود، لشکریانش دارای پیل یا فیل بوده و مدتی در این ناحیه اردو زده بودند از این رو به پیل سوار، پیله سوار سرشناس شده بودند.

در دوران قاجار نیز قسمت اعضم شهربیله سوار به نام قریه سردار آباد بود که پس از ویرانی، کربلایی عبدالله بیگ طالش میکائیل نسبت به مرمت و بنیاد روستاهای بزرگ سردار آباد و طالش میکائیل کندی (باباش کندی) درحاشیه قلعهٔ نظامی قدیمی بیله سوار دست زد(۱۲۸۱قمری) و اما پس از پیمان ننگین و تحمیلی ترکمن چای در بیله سوار قراولخانه گمرک ایجاد شد.

درسال ۱۲۶۸شمسی گمرک در بیله سوار احداث و تلگراف آن درسال ۱۳۳۲ قمری (ص۸۰ گنج شایگان) ما بین بیله سوار و تبریز دایر و هنگامی که ارتش سرخ خاک گیلان را اشغال نموده بود وزیر خارجه آن زمان مشاور الملک می‌خواست مابین تهران و مسکو رابطه‌ای باشد تا به وسیلهٔ تلگراف تماس برقرار وارتش سرخ را از گیلان بیرون کنند ملاحظه می‌کنند میبینند در شهر بیله سوار تلگراف دایر است منشورالملک که در ترکستان کنسول ایران بود به بیله سوار آمده واسطه مخابره بین تهران و مسکو می‌شود.

تاریخ قرنطینه در گمرک بیله سوار (ص۴۲۶ چاپ یونسکو نشریه۲۲ چاپخانه دانشگاه تهران سال ۱۳۴۲ شمسی) در سال ۱۳۰۸هجری قمری همزمان با ساختن قرنطینه در جزیره هنگام وبندر جاسک در خلیج فارس می‌باشد. پس از پیمان ترکمن چای بیله سوار حاکم نشین شد و از دامنه کوه سبلان تا دشت مغان حکمرانی می‌کردند. یعنی تمامی کارهای ایلات (۳۲ایل شاهسون) و انتظامات آن به وسیله حاکم بیله سوار رسیدگی می‌شد. در سال۱۲۹۱هجری قمری قاسم خان حاکم بیله سوار و تمامی ایلات عشایر بین مغان بود.

قبل از سال ۱۲۷۲ شمسی شهر بیله سوار در کنار بالهارود (بالهارلو یا بلغارچایی) دارای عمارت حکومتی بود که آن را مرحوم جنرال ساخته بعد آتش زدند، شاهزاده جهانسوز میرزا تعمیر نموده، بعد علی خان حاکم آن را خراب کرده و در جای آن عمارت بسیار عالی ساخت.

مدرسه پهلوی بیله سوار (امام خمینی فعلی) جزو ۱۳مدرسه تاریخی استان اردبیل به شمار می‌آید که در دوران سلطنت محمد علی شاه و احمد شاه از این مدرسه که یک بنای خشتی بوده به عنوان مکتب استفاده می‌شده و توسط آخوند ملا جواد به بچه‌های بیله سوار قرآن و سایر علوم تدریس می‌گردید.

در اواخر سلطنت احمد شاه مدرسه خشتی قدیمی تخریب و مدرسه موجود ظرف ۲ سال بامعماری «یاور دوستعلی ماکویی» که از مرزبانان منطقه بوده است ساخته شد. هزینه ساخت این مدرسه که درسال ۱۳۰۵هجری شمسی تأسیس شده است از خودیاری مردم تأمین می‌شود این بنا در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۳۸۱تحت شماره۷۵۱۷به ثبت رسیده وکد اثر ۱۸۰۴۰می‌باشد علت انتخاب سوم شهریور برای شهرستان بیله سوار از این قرار می‌باشد:

سپیده دم سوم شهریور ۱۳۲۰شمسی هنگام تجاوز نیروهای شوروی به ایران از هوا وزمین با تمام امکانات و تجهیزات بیله سوار نیز مورد تجاوز قرار می‌گیرد. بیله سوار که قبل از این ماجرا درسال ۱۳۱۱ دارای نظمیه (شهربانی) بوده است در حمله روس‌ها این شهر دارای اداراتی چون شهربانی به ریاست سرهنگ امیر قاسمی، پست و تلگراف، گمرک و دارایی به کفالت حسین محامد و پاسگاه مرزی درجه یک بوده به سرکلانتری سروان یاور دوستعلی ماکویی که بیله سوار مرکز بخش مغان و قصبات معروف آن اصلاندوست (اصلاندوز) و حسن قافله بوده و جمعیت کلی آن در حدود ۲هزار نفر می‌باشد (کتاب تاریخ شهدای ایران)

نیروهای ارتش سرخ با بی رحمی در شهر بیله سوار ۱۲ سرباز ۵ آژان ۷ امنیه و یک نفر کارمند گمرک و رئیس پست و زن و نوزادش و دختر۱۸ساله را شهید کردند همچنین در روستاهای قره قاسملو و گوگ تپه (جواد کندی سابق)۸نفر کادر و سرباز (فرمانده پاسگاه سید اصلی) و پاسگاه مرادلو۱۱نفر فرمانده و سرباز را شهید کردند. در بیله سوار ۱۱نفر اسیر (۶سرباز ۲ آژان و ۳ امنیه) رئیس پاسگاه زرگر به همراه چند نفر سرباز زخمی و رشید بیگ آقاجانی عسی لو (معاون پاسگاه مرادلو) که اکثر شهدای مرزدار این شهرستان از شهرهای پارس‌آباد، اردبیل، آستارا، همدان، تهران، شیراز، قوچان، اصفهان و نیشابور ربوده‌اند.

سروان خلیلی عراقی که در سال ۱۳۲۷ به بیله سوار سفر کرده در سفر نامه خود این شهر را این چنین معرفی می‌کند: بیله سوار، قصبه‌ای که از شهرستان مهمتر است. سروان جمشیدغریب از ارامنه ایرانی وبسیار وطن پرست کلانتر مرز درجهٔ بیله سوار می‌باشد... این شهرستان درزمان دموکرات‌ها دارای بخشدار دموکرات به نام میرزا کیشی مجردی بادکوبه بوده است که توسط رژیم شاه در آذرماه 1325بهمراه دوتن دیگر از افراد دموکرات بدون محاکمه به اعدام محکوم و در حومه بیله سوار تیرباران شدند.

درسال۱۳۵۵شمسی بیله سوار مرکز شهرستان مغان وبخش‌های گرمی وپارس آباد تابع بیله سوار بودند ولی پس از یک سال مرکزیت فرمانداری به گرمی انتقال یافت وفقط تابلوی فرمانداری آن در جلوی در بخشداری بیله سوار مانده بود ونشانه لکه ننگین از دوران پهلوی بود که حقوق بیله سوار را پایمال کرده بود. (تصویبیه ۳۹۱۶(۲۷/۲/۱۳۵۵)هیئت وزیرات –آثار باستانی آذربایجان –سیدجمال ترابی طباطبایی) که درنتیجه خرداد ماه ۱۳۷۰بیله سوار تبدیل به شهرستان ومرکز آن شهربیله سوار شد.

در جنگ تحمیلی ۸ساله استکبار جهانی با ایران با اعزام نزدیک۱۶۰۰نفر رزمنده از این شهرستان ۱۱۰شهید والا مقام ومفقودالاثر ۳۴۶جانباز ۱۲ آزاده نقش بسزایی دردفاع مقدس داشت.

این شهر از نظر تاریخی شاهد رویدادهای زیادی بوده‌است. از جملهٔ این رویدادهای تاریخی می‌توان به حمله روس‌ها در زمان عباس‌میرزای قاجار و اشغال آذربایجان توسط قشون روس در جنگ جهانی اول و دوم اشاره کرد.[۶]
بیله سوار (در نقشه پیل سوار) در استان مغان، دوره خلفای عباسی
جغرافیا

بیله‌سوار در شمال غربی ایران و در قسمت شمالی استان اردبیل واقع شده‌است. وسعت شهر ۱٫۹۴۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن طبق برآورد سال ۱۳۹۰، پانزده هزار و صد و هشتاد و سه نفر بوده‌است. ارتفاع متوسط آن از دریا حدود ۱۲۰ متر است.

آب و هوای بیله‌سوار در تابستان‌ها گرم و در سایر فصول به ویژه در زمستان‌ها معتدل می‌باشد. به دلیل نزدیکی به دریای خزر و ارتفاع کم، این شهر منطقه نیمه مرطوب محسوب می‌شود و به همین علت منطقهٔ بیله‌سوار دارای مراتع سرسبز و خرم قشلاقی است.
کشاورزی و تاریخچه کشت و صنعت و دامپروری مغان

اولین شرکت در منطقه درسال۱۳۲۸به نام «شرکت شیارآذربایجان» باخرید ماشین آلات کشاورزی در محلی معروف به شاه آباد مغان (یوشان آباد و کبر آباد سابق) است.{درزمان انقلاب جهت نارضایتی از رژیم پهلوی خان بابا جعفر خانی از طایفه جلودار در راه پیمایی منطقه شهید ونام این محل پس از انقلاب به جعفرآباد تغییر یافت}فعالیت خود را آغاز کرد در این سال‌ها به دلیل قحطی وخشک سالی، مردم منطقه زندگی سخت وطاقت فرسایی داشته وتاسیس این شرکت سبب شد که از دهات وقشلاقات منطقه مردم جهت کارگری وامرار معاش به سوی آن روبیاورند. به خاطر بارندگی‌های کم ونا منمظم آن سال نتیجه کار چندان رضایت بخش نبود تا اینکه مسئولین، مهندسین شرکت (مدیرعامل شرکت مهندس پارسا بنیانگذار شهر پارس‌آباد) تصمیم گرفتند با استفاده از آب رودخانه آراز اقدام به کشت آبی نمایند.

درنتیجه شرکت مجبور شد به قسمت‌های شمالی تر واطراف رودخانه مذکور تغییر مکان دهد. اولین سیلوی منطقه در بخش جعفرآباد که بزرگ‌ترین سیلوی استان هم به شمار می‌رود توسط پیمانکاران روسی ساخته شد. این بخش همچنین دارای یک ایستگاه هواشناسی بود که دسال ۱۳۳۰ تأسیس گردیده است.

شغل اصلی ساکنان بیله سوار کشاورزی و بازرگانی می‌باشد. خاک حاصل خیز و آب و هوای مساعد برای کشاورزی و دام پروری و وجود نیروی انسانی فعال سبب رونق کشاورزی و دام پروری در منطقه شده است. آب کشاورزی از رودها تأمین می‌شود و گندم و جو، کنجد، پنبه، بنشن، گیاهان علوفه‌ای، چغندر قند و سیب از عمده‌ترین محصولات کشاورزی بیله سوار هستند. دام پروری نیز در این شهرستان رونق دارد و انواع فرآورده‌های دامی جزو فرآورده‌های صادراتی شهرستان محسوب می‌شود. کشاورزی بیله سوار دارای رونق فراوانی است. بیشتر زمین‌های شرکتهای کشت و صنعت مغان و کشت وصنعت پارس در محدوده شهرستان بیله سوار است. بیله سوار به انبار غله استان اردبیل معروف است.
آثار تاریخی

از آثار تاریخی به‌دست آمده چنین برمی‌آید که بیله‌سوار به دلیل مساعدت آب و هوایی، در اعصار قدیم محل زندگی انسان‌های اولیه بوده‌است. حملات روس‌ها و جنگ‌های ایران و روسیه در زمان فتحعلی‌شاه، اشغال آذربایجان توسط روس‌ها در جنگ جهانی اول و دوم از اتفاقات مهم تاریخی در بیله‌سوار بوده‌است. تپه‌های باستانی مربوط به دوران قبل ازاسلام، قیزقالاسی (قلعه دختر) مربوط به دوران گذشته، کاروانسرای مخروبه در منطقه خروسلو ازدوران صفویه، مزار سربازان گمنام در جریان کشتار سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط روس‌ها در جنگ جهانی دوم، مدرسه امام خمینی (پهلوی سابق که در سال ۱۳۰۴ تأسیس شده و اخیراً بعنوان یکی از مدارس ماندگار کشور انتخاب شد) از آثار تاریخی این شهرستان به‌شمار می‌روند. نام بیله سوار به دفعات در کتابهای تاریخی، از آن جمله در کتاب نزهت القلوب حمدالله مستوفی (قرن هشتم هجری) آمده‌است.
مشکلات

این شهرستان و شهرستانهای مجاور پارس‌آباد و گرمی که مجموعاً منطقه مغان را تشکیل می‌دهند به دلیل مرزی بودن از برخی صنایع و کارخانجات محروم شده‌اند و کمبود سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیرکشاورزی به تضعیف صنعت منجر گشته است. با تصویب منطقه آزاد تجاری استان اردبیل یا الحاق این منطقه به منطقه آزاد تجاری ارس (به مرکزیت جلفا) می‌توان شاهد پیشرفت صنعت و همچنین پیشرفت روزافزون تجارت با قفقاز و اروپا در این منطقه بود.[۷] از تحولات امید بخش این شهرستان قابلیت بلقوه طلای سیاه (نفت) می‌باشد در آیندهٔ نزدیک که از دوران پهلوی اثری از آن به جا مانده وحتی توسط بیگانگان در چندین نقطه از روستاهای بیله سوار خصوصاًدر روستای مرادلو اکتشاف شده است با استخراج وپالایش نفت وطرح احداث مجتمع پتروشیمی وسایر واحدهای مربوط عوض شده وموجب اشتغال ورفع مشکلات مردم منطقه شود. گمرک بین‌المللی این شهرستان که بیش از ۱۰۰سال قدمت دارد انتظار می‌رود اداره کل گمرکات استان به این شهرستان انتقال یافته واداره شود. (تبدیل گمرک شهرستان به اداره کل گمرک استان)
گردشگری

شهر بیله سوار دارای بازارچه مرزی ای می‌باشد که اجناس خارجی به قیمت مناسب در آن به فروش می‌رسد. اجناسی که بازارچه بیله سوار با آن شهرت یافته‌است، کت و شلوار مردانه، لباس زنانه و لوازم آرایشی و بهداشتی است. شهرستان بیله سوار در بهار طبیعت بسیار زیبایی دارد. دشتهای سرسبز و مراتع زیبا، بیله سوار را در بهار به بهشتی زمینی تبدیل می‌کند. دریاچه شورگل در منطقه خروسلو شهرستان بیله سوار، کوه‌های خروسلو، جنگلهای حاشیه رود مرزی بالهارود، پارک جنگلی تپه نرگس (که در داخل شهر است و به عنوان یکی از پارکهای مرزی کشور محسوب می‌شود)، به عنوان گردشگاه‌های طبیعی بیله سوار محسوب می‌شوند.[۸]
راه‌ها

با حذف گردنه لنگان در شهرستان گرمی، راه بیله‌سوار به مرکز استان نزدیک‌تر شده‌است.[۹] فاصله بیله سوار با شهرهای مهم به ترتیب زیر است: اردبیل ۱۵۵ ارومیه ۶۶۴ اصفهان ۱۱۸۵ بندرعباس ۲۰۸۰ تبریز ۳۷۴ تهران ۷۴۶ رشت ۴۲۱ زنجان ۵۳۲ شیراز ۱۶۷۰ قم ۸۷۸ کرمانشاه ۹۴۶ مشهد ۱۴۸۸ باکو (پایتخت جمهوری آذربایجان) ۲۲۰
گمرگ بیله سوار

این گمرک یکی از دو گمرک مشترک بین ایران و جمهوری آذربایجان است و قدمتش به بیش از ۲۰۰ سال می‌رسد. در زمان اتحاد جماهیر شوروی این گمرک برای مدتی تعطیل شد و بعد از استقلال کشور جمهوری آذربایجان، فعالیتش را از سر گرفت. فعالیت گمرک مزبور شبانه‌روزی است، با این حال علی رغم قول مساعد مسئولان دربارهٔ توسعه هر چه بیشتر این گمرک، بسیاری از وعده‌های داده شده عملی و اجرایی نشده است. بازارچه مشترک بین بازرگانان ایران و آذربایجان نیمه تعطیل است؛ ولی بازارچه گمرک در سه فاز فعالیت می‌کند و هر روز هزاران نفر را از نقاط مختلف کشور برای داد و ستد به این شهرستان می‌کشاند. عمده اجناس ارائه شده در این بازارچه لباس زنانه و کت و شلوار مردانه و لوازم آرایشی و بهداشتی است. ورود به ایران برای آذربایجانی‌ها بدون صدور روادید صورت می‌گیرد، ولی برای ایرانی‌ها داشتن روادید (ویزا) الزامی است. ساکنین و متولدین شهرستان بیله سوار می‌توانند با جواز گذر مرزی ۴۵ کیلومتری بدون داشتن روادید تردد نمایند. فاصله گمرک بیله سوار از مرکز استان اردبیل ۱۵۹ کیلومتر، فاصله آن تا نزدیک‌ترین فرودگاه (در شهرستان پارس‌آباد) ۵۰ کیلومتر و تا باکو (پایتخت کشور جمهوری آذربایجان) حدود۲۲۰ کیلومتر است.
منابع

تلفظ در پایگاه ملی نام‌های جغرافیایی ایران
اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳.
صادقی، علی‌اشرف: دربارهٔ نام امین‌الدین حاج بُله. در: نامه بهارستان، سال چهارم، شماره اول و دوم، دفتر ۷ و ۸. خرداد ۱۳۸۳. ص۲۷۹ (پانویس).
صادقی، علی‌اشرف: دربارهٔ نام امین‌الدین حاج بُله. در: نامه بهارستان، سال چهارم، شماره اول و دوم، دفتر ۷ و ۸. خرداد ۱۳۸۳. ص۲۷۹ (پانویس).
استانداری اردبیل
وب‌گاه بیله سوار (برداشت آزاد با ذکر منبع)
روزنامه همشهری، سال 1393.
بیله سوار، شهر همیشه آفتابگیر، ۱۳۹۱.
 

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 24
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:04 توسط آژانس هواپیمایی |

اسلام‌آباد

اسلام‌آباد غرب
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اسلام‌آباد غرب
شاباد
کشور      ایران
استان     کرمانشاه
شهرستان     اسلام‌آباد غرب
نام(های) قدیمی     ئارۊناوا، هارون‌آباد، شاه‌آباد
سال شهرشدن     ۱۳۱۵[۱]
مردم
جمعیت     ۹۴٬۶۹۹ نفر[۲]
جغرافیای طبیعی
مساحت     ۴٫۲ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا     ۱۳۵۰ متر از سطح دریا
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه     ۱۳/۷
میانگین بارش سالانه     ۴۷۸ میلی‌متر
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی     ۰۸۳
شناسهٔ ملی خودرو     ایران ۲۹ ب هـ
تابلوی خوش‌آمد به شهر
اسلام‌آباد غرب بر ایران واقع شده‌است
اسلام‌آباد غرب
روی نقشه ایران
۳۴.۱۱۱۳۹° شمالی ۴۶.۵۲۷۷۸° شرقیمختصات: ۳۴.۱۱۱۳۹° شمالی ۴۶.۵۲۷۷۸° شرقی

اسلام‌آباد غرب یکی از شهرهای استان کرمانشاه است. به لحاظ جمعیت و وسعت دومین شهر استان کرمانشاه بعد از شهر کرمانشاه است.[۴]این شهر تا قبل از انقلاب ۵۷ شاه آباد (شاباد) نام داشت. اسلام‌آباد غرب دومین شهر پرجمعیت استان کرمانشاه و یکی از بزرگترین شهرهای روژهلات کردستان است.[۵]

محتویات

    ۱ نام
    ۲ مشخصات جغرافیایی
    ۳ پیشینه تاریخی
    ۴ دوران جنگ ایران و عراق
    ۵ مردم
    ۶ دین و آیین
    ۷ زبان
    ۸ فرهنگ
        ۸.۱ سالن‌های سینما
        ۸.۲ مشاهیر موسیقی
        ۸.۳ صنایع دستی
        ۸.۴ پوشش مردم
    ۹ ورزش
        ۹.۱ مشاهیر ورزشی
    ۱۰ اقتصاد
        ۱۰.۱ منطقه ویژه اقتصادی اسلام‌آباد غرب
        ۱۰.۲ کارخانه قند
        ۱۰.۳ کارخانه کاشی کاژه
        ۱۰.۴ منابع تأمین انرژی
        ۱۰.۵ کشاورزی و دامداری
    ۱۱ جاذبه‌های گردشگری
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع

نام

شهر اسلام‌آباد در گذشته روستایی به نام ئارون آباد (هارون آباد) بود و یکی از آبادی‌های بخش باوندپور محسوب می‌شد. در سال ۱۳۱۴ نام آن به شاه آباد تغییر یافت و پس از انقلاب ۵۷، اسلام‌آباد نامیده شد.[۶] هم اکنون نیز بزرگان و ریش سفیدان شهر و منطقه آن را با همان نام ئارون آباد می‌خوانند. اما این شهر با توجه به استقرار حکومت‌های مختلف در این شهر و کلاً منطقه در دوران مختلف تاریخی نام‌های دیگری را نیز تجربه کرده و بر خود داشته که هیچگاه ماندگار نبوده و تنها از طرف حاکمان بر آن گذاشته شده و مورد اقبال مردم نبوده‌است. از جمله این نام‌ها می‌توان به «مَنَلی» یا «ری مَنَلی» در اوایل اسلام، «زیدیه» در دوران خلافت عباسیان، «شاه آباد غرب» (به کردی = شاباد)، در دوران پهلوی و زمان حکومت رضاخان اشاره کرد. پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نام شهر توسط آیت‌الله محمد یزدی به اسلام‌آباد غرب تغییر پیدا کرد.[۷]
مشخصات جغرافیایی

این شهر از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان کرمانشاه، از جنوب به شهرستان شیروان و از باختر به شهرستان‌های سر پل ذهاب و گیلان غرب محدود می‌شود. در درازای جغرافیایی ۴۶ درجه و ۳۱دقیقه و در پهنای جغرافیایی ۳۴درجه و ۶دقیقه و در بلندی۱۳۳۵متری از سطح دریا، در۶۵ کیلومتری جنوب باختری کرمانشاه و در مسیر راه کرمانشاه – خسروی قرار دارد. آب و هوای این شهرستان معتدل مدیترانه‌ای و بارندگی سالانه به طور متوسط ۴۷۸ میلی‌متر است. مسیرهای دسترسی به‌این منطقه عبارت است از: - راه اصلی به سوی شمال خاوری تا شهر کرمانشاه به درازای ۶۵ کیلومتر - راهی تا مرکز شهرستان ایلام به درازای ۱۳۰ کیلومتر - راهی تا پل دختر به درازای ۱۴۸ کیلومتر - راهی تا قصر شیرین به درازای ۱۱۲کیلومتر به علت قرار داشتن بر سر راه اصلی مرکز ایران، مرز عراق، و مسیر ارتباطی کرمانشاه – قصر شیرین – خسروی (در کنار مرز) از اهمیتی ویژه‌ای برخوردار است.
پیشینه تاریخی

اسناد بسیاری قدمت اسلام‌آباد غرب را ثابت می‌کنند؛ که یکی از این ادله نام ئاروینیاوا می‌باشد که به اشتباه «هارون آباد» خوانده می‌شود. این نام زمانی بر این شهر نهاده شده که سرداری به نام «سولوسونو» در این شهر زندانی بوده و پس از رهایی از زندان دست به عمران این شهر زده و نام او به افتخار خدماتش بر این شهر می‌ماند، لقب این سردار «ئاروینیا» بوده. همچنین در کتاب تاریخ ماد[۸] اشاره شده که در کتیبه‌های آشوری، از شهری یاد می‌شود به همین نام «ئاروینایاوا» که محل آن را جنوب شهر تاریخی الی پی (حوالی کرماشان کنونی در شرق کردستان) است.
قدمت لایه‌های مکشوفه «تپه چقاگاوانه» در مرکز این شهر به گفته باستان شناسان و طبق اعلام میراث فرهنگی حداقل هشت هزار سال پیش بر می‌گردد. از مهم‌ترین آثاری که از این تپه بدست آمده لوحه‌های گلی این تپه باستانی است. الواح گلی طی کاوشهای محمود کردوانی در تپه باستانی چغاگاوانه در سال ۱۳۴۹ خورشیدی کشف و به موزه ملی ایران منتقل شد. طبق اظهار باستان‌شناسان این مجموعه شامل ۵۶ لوح گلی نسبتاً سالم و ۲۸ قطعه شکسته‌است که به (خط میخی) نوشته شده و مربوط به دوره بابل قدیم (حدود ۳۸۰۰سال پیش) است. موضوع بیشتر این نامه‌ها مرتبط با کشاورزی و دامداری از جمله ارسال یا دریافت محموله‌هایی چون جو، روغن و پارچه محاسبه کار انجام شده توسط کارگزاران و حیوانات بارکش است. همچنین در این گل نبشته‌ها نام اشخاص زیادی دیده می‌شود که بسیاری از آنان زنانی هستند که در کارگاه‌های پارچه بافی مشغول فعالیت بوده‌اند. علاوه بر گل نبشته‌ها، به همراه این بایگانی یک مهر استوانه‌ای با نقش یک نیایشگر در مقابل رب‌النوعی دیده می‌شود که بر تخت نشسته و عصای سلطنتی به شکل دو رعد در دست گرفته‌است. متن میخی روی این مهر اطلاعات مهمی را در زمینه نقوش آن در اختیار باستان شناسان قرار می‌دهد که از جمله آنها می‌توان به شمی توم، دختر نوری ری، خدمتگزار خدای رعد اشاره کرد. تپه باستانی چغاگاوانه حاوی بقایای سکونت انسان از حدود هشت هزار سال پیش تاکنون است.[۹]

در دوران پس از اسلام می‌توان به ورود کریم خان به اسلام‌آباد و پیشواز علی خان ایوانی خان وقت کلهر و ازدواج دخترش شاه پسند (قدم خیر) با کریم خان اشاره کرد، این مکان هنوز با نام چشمه شاه‌پسند (کیه‌نی شاپسن) در نزدیکی اسلام‌آباد قرار دارد.

پیترو دلاواله در سفرنامه اش اینگونه ار اسلام‌آباد یاد می‌کند: «روز شنبه چهاردهم، بعد از اینکه سراشیبی تندی را پیمودیم؛ بر روی چمن‌زار وسیعی که از تپه‌های متعدد و زیبا احاطه شده و یکی از زیباترین مناظری بود که در عمرم دیده بودم، چادر زدیم. نزدیکترین ده که بر روی تپهٔ کوتاهی بنا شده و آبشاری از وسط آن می‌گذشت، هارون‌آباد نامیده می‌شد، که بعضیها به غلط، به آن هارون‌آوا می‌گفتند.[۱۰]»
به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه خبری " ان بی سی " آمریکا طی حفاری‌هایی به رهبری " نیکولاس کونارد " باستان‌شناس دانشگاه " توبینگن" آلمان با هدف پژوهش در مورد منشاهای یکجانشینی، اهلی گری و کشاورزی در غرب ایران انجام شد، در منطقه تپه‌های چغا گاوانه در اسلام‌آباد غرب بقایایی از دانه‌های گندم، جو و عدس را از یک کلونی انسانی متعلق به ۱۲ هزار سال پیش کشف شد. با این یافته‌های جدید منشأ پیدایش کشاورزی‌های اولیه که پیشتر تصور می‌شد در منطقه‌ای در غرب " هلال حاصلخیز" در بین عراق و ترکیه و سوریه و اردن بوده، به ایران منتقل می‌شود.[۱۱]

    خیابان شهرداری

خیابان شهرداری یکی از قدیمی‌ترین خیابانهای اسلام‌آباد

به گفته مورخان مالک این شهر در گذشته فردی به نام محمدالرسول المرادزاده بوده است.
دوران جنگ ایران و عراق

این شهر بیش از ۳۰۰ بار در طول جنگ ایران و عراق مورد حمله موشکی و بمباران هوایی هواپیماهای رژیم عراق قرار گرفت؛ و حدود بیش از ۱۲۰۰ نفر از مردم این شهر در ایام جنگ کشته شده‌اند.

با آغاز جنگ ایران و عراق، اسلام‌آباد به لحاظ موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی خود، از اهمیت بالایی در تدارکات نیروهای نظامی ایران در جبهه‌های جنگ در محورهای جنگی استان کرمانشاه تبدیل شد. همه مهمات و نیروی انسانی نظامی که به سرپل ذهاب، قصر شیرین، گیلان غرب و … ارسال می‌شد، از این شهر می‌گذشت. به دلیل نزدیکی این شهر به جبهه‌ها، این شهر در واقع به محل انباشت نیرو و مهمات تبدیل گشت. نیروهای عراقی با توجه به نقش این شهر در تدارک نیروهای ایرانی، از همان روزهای آغاز جنگ به بمباران مناطق نظامی، صنعتی و مسکونی این شهر با هواپیما و موشکهای زمین به زمین اسکاد روسی پرداختند. این شهر بر اثر بمبارانها تلفات جانی و مالی بسیار داده است. در روزهای پایانی جنگ، که نیروهای سازمان مجاهدین خلق با پشتیبانی نیروهای عراقی، در عملیات موسوم به فروغ جاویدان در استان کرمانشاه پیشروی کردند، در دشت حسن‌آباد که از توابع اسلام‌آباد غرب است، با نیروهای ایرانی برخورد کردند و شکست خورند. ترکیب جمعیتی اسلام‌آباد غرب بر اثر جنگ تغییراتی کرد و آوارگان شهرهای مرزی استان کرمانشاه بدین شهر پناه آورند و نیز بسیاری از مردم بومی شهر از ترس بمباران‌های هوایی به شهرهای مرکزی ایران گریختند و پس از جنگ نیز دیگر هرگز به وطن خود بازنگشتند.
مردم

ساکنان اسلام‌آباد غرب کرد و عمدتاً از ایل کلهر و زنگنه می‌باشند. در ترکیب جمعیتی شهر از ایل‌های دیگری چون: گوران، سنجابی، شیراوند و … نیز زندگی می‌کنند که کمتر از ده درصد جمعیت شهر را شامل می‌شوند.
دین و آیین

اکثر مردمان شهر مسلمان و بر آئین شیعه اند. اما گروهی نیز پیروی دین یارسان هستند که عموماً از ایل‌های گوران، قلخانی و سنجابی می‌باشند. همچنین اقلیتی نیز پیروی دین‌های یهودی و مسیحی هستند.
زبان

زبان مردم اسلام‌آباد غرب کردی جنوبی است که با گویش کلهری[۱۲] خاص این شهر ادا می‌شود.
فرهنگ
سالن‌های سینما
سینما احسان، تنها سینمای اسلام‌آباد غرب، که سال‌ها از تعطیلی آن می‌گذرد.

اسلام‌آباد غرب دارای یک سینما به نام سینما احسان بود که سال‌ها از تعطیلی آن می‌گذرد و هم اکنون با تغییر کاربری به عنوان تالار عروسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حال حاضر هیچ سالن سینمایی در اسلام‌آباد غرب وجود ندارد.
مشاهیر موسیقی

    علی اکبر مرادی نوازنده تنبور
    کیهان کلهر آهنگساز برجسته و نوازنده سرشناس جهانی کمانچه

صنایع دستی

موج بافی (رختخواب پیچ)، قالی بافی، چیخ بافی، نمد مالی، موزائیک کاری، معرق کاری، منبت، گیوه بافی، طراحی فرش
پوشش مردم

یکی از قدیمی‌ترین پوشش‌های زنان این منطقه به ویژه در نقاط روستایی و عشایری سربند یا سَروَن (با نام محلی گُل وَنی) است که غالباً مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته هم اکنون این پوشش بیشتر در مراسمات مختلف به کار گرفته می‌شود و از رواج زیادی در میان زنان ایل کلهر، سنجابی، گوران و… برخوردار است.
ورزش
مشاهیر ورزشی

    کیانوش رستمی وزنه‌بردار و دارنده مدال طلای المپیک ریو ۲۰۱۶ و نقره المپیک ۲۰۱۲ لندن.
    شهید داریوش ریزه وندی عضو سابق تیم ملی کشتی ایران
    تیمور مرادی عضو سابق تیم ملی کشتی ایران
    اردشیر بلنداقبال عضو سابق تیم ملی کشتی ایران
    احسان امینی قهرمان کشتی آسیا
    کرم احمدیان کاپیتان سابق تیم ملی بسکتبال ایران
    فرزاد فرهادیان کاپیتان سایق تیم ملی والیبال ایران
    شهاب کرمی بازیکن باشگاه فوتبال فولاد خوزستان
    کاوه رضایی بازیکن باشگاه فوتبال استقلال تهران و تیم ملی فوتبال ایران
    علی جراح کار بازیکن باشگاه فوتبال ملوان بندر انزلی
    شیهان (استاد بزرگ) مهدی فتاحی کاپیتان طلایی اسبق تیم ملی کیک بوکسینگ (نیوفول کنتاکت)

اقتصاد
منطقه ویژه اقتصادی اسلام‌آباد غرب

در تاریخ ۱۳۸۵/۹/۳۰ ایجاد منطقه ویژه اقتصادی اسلام‌آباد غرب مصوب، و در تاریخ ۱۳۸۹/۷/۴ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در ۱۳۸۹/۸/۱۱ قانون ایجاد منطقه ویژه اقتصادی مذکور از سوی رئیس جمهور وقت ابلاغ گردید؛ که در ابتدا سازمان همیاری شهرداری‌های استان کرمانشاه به عنوان مجری منطقه ویژه معرفی و از تاریخ ۱۳۹۰/۵/۱۲ وظیفه سازمان مسئولی به منطقه ویژه زاگرس تفویض گردید
کارخانه قند
کارخانه قند اسلام‌آباد غرب، تأسیس ۱۳۱۴.

کارخانه قند اسلام‌آباد غرب در سال ۱۳۱۴ احداث شدکه در جریان جنگ ایران و عراق قسمتی از کارخانه تخریب شد. هم اکنون با ظرفیت ۱۵۰۰ تن چغندر در روز، به تولید شکر، تصفیه شکرخام و تبدیل آن به قندکله و شکر سفید می‌پردازد. در سالهای متوالی این کارخانه به عنوان واحد نمونه کیفی انتخاب گردید. قند اسلام‌آباد مرغوبترین قند ایران می‌باشد به طوری که فقط کشاورزان چغندر کار ازآن بهره می‌برند[۱۳]
کارخانه کاشی کاژه

بزرگترین شرکت تولیدکننده کاشی، سرامیک و گرانیت در بخش خصوصی کشور و دومین تولیدکننده در بین کارخانجات دولتی و خصوصی و بخش عمومی می‌باشد.
منابع تأمین انرژی

نیروگاه سیکل ترکیبی اسلام‌آباد غرب و نیروگاه سیکل ترکیبی دالاهو از منابع تأمین انرژی در این منطقه هستند.
کشاورزی و دامداری

آب کشاورزی شهرستان از رودها و چاه‌ها فراهم می‌شود و گوناگونی محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، گیاهان علوفه‌ای، تره بار، سیب، گلابی، به، انار، انجیر، انگور، زردآلو، و بادام نشان از رونق کشاورزی در منطقه دارد. کشاورزی در شهرستان اسلام‌آباد غرب سنتی و نوع کشتی آبی و دیمی است. باغ‌داری نیز رواج زیادی داشته و محصولات آن از جمله صادرات این شهرستان محسوب می‌شود. دام‌داری با شیوه سنتی در این شهرستان رواج دارد و شامل پرورش بیش ازنیم میلیون راس دام و فراورده‌های آن به مقدار قابل ملاحظه‌ای صادر می‌شود. پرورش طیور به دو روش صنعتی به میزان ۷۰ درصد و سنتی به میزان ۳۰درصد صورت می‌گیرد که بیش تر به مصارف داخلی می‌رسد. صادرات شاباد شامل محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، تره بار، گردو، بادام و فراورده‌های دامی و قالی می‌شود.
جاذبه‌های گردشگری

    سراب شرف آباد
    تپه چغاگاونه

تپه چغا گاوانه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در اسلام‌آباد غرب، داخل شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۸ با شمارهٔ ثبت ۸۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]

    سد شیان
    سراب هرسم
    امامزاده علی‌اکبر
    منطقه جنگلی گلال سیاه

منطقه‌ای در جنوب غرب شهرستان اسلام‌آباد غرب که شامل تپه‌های فراوان و مملو از درختان بلوط است که در فصل بهار بعنوان یک تفرجگاه کاملاً طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    امامزاده قاضی الکیا
    امامزاده حسن
    میان تنگ منصوری «ناوتنگ منصوری»
    آتشکده شیان

بر اساس تحقیقات باستان‌شناسی در محل شیان کرمانشاه که به خاطر احداث سدی در منطقه انجام شد آثاری از هزاره دوم پ م تا دوران اسلامی کشف شد. در این محل آتشکده عظیمی مربوط به دوران اشکانی ساسانی نیز کشف شد که اولین آتشکده مکشوفه در ناحیه کرمانشاه است. اضلاع آتشکده ۱۹٫۵متر در ۱۴٫۵ متر است و از این لحاظ یکی از بزرگترین آتشکده‌های ساسانی به شمار می‌رود.

    آتشکده میل میلگه:

آتشکده میل میلگه یکی از آتشکده‌های اواخر دوره ساسانی است که در ۳۲ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان اسلام‌آباد غرب در منطقه‌ای به نام منطقه میلگه و در حاشیه روستایی به نام میلگه باباخان قرار دارد. این اثر ارزشمند تاریخی یکی از آتشکده‌های دوره ساسانی است که همانند سایر آتشکده‌های آن دوره از مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. این بنای تاریخی که هسته اصلی و باقیمانده بنای بزرگتری است متشکل از چهار جرز سنگی است که در بخش داخلی آن نیز سکویی جهت قراردادن آتشدان و تعدادی پایه گچی و سنگی قرار دارد که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد است.
جستارهای وابسته

    منطقه ویژه اقتصادی اسلام‌آباد غرب (زاگرس)
    تپه چغا گاوانه

منابع

«بانک اطلاعات تقسیمات کشوری». وب‌گاه رسمی وزارت کشور ایران. بازبینی‌شده در امرداد ۱۳۹۲.
«نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲.
«فرمانداری شهرستان اسلام‌آباد غرب». پورتال استان کرمانشاه. بازبینی‌شده در ۳۱ آگوست ۲۰۱۰.
بختیاری، سعید. اطلس گیتاشناسی استانهای ایران. چاپ یکم. تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ۱۳۸۳ خورشیدی. شابک: ‎۹۶۴–۳۴۲–۱۶۵–۱‏.
آیت محمدی، سیری در تاریخ کردها،انتشارات پرسمان،1382
کتاب سبز (بانک اطلاعات استان کرمانشاه)، سید ضیاء الدین خرمشاهی، کانون تبلیغاتی دالاهو، دی ۱۳۷۵، صفحهٔ ۱۶۵
پایگاه اینترنتی کلمه، کندن محاسن روحانی مبارزی که نام شاه آباد را به اسلام‌آباد تغییر داد/ آیت‌الله یزدی کرمانشاه را به رابط قم و نجف تبدیل کرد، بازدید در ۲۷ فوریه ۲۰۱۶.
ا. م. دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز، تاریخ ماد، چاپ ششم، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۰.
پورتال استانداری کرمانشاه - -ks.ir
سفرنامه پیترو دلاواله،انتشارات علمی فرهنگی، ص۱۳،۱۴
کشف-جدید-دانشمندان-ایران-منشأ-کشاورزی-در-12-هزار-سال-پیش-بودعکس
سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان، ج۱. تهران؛ مؤسسه فرهنگی نشر سها، ۱۳۷۴. ص۳۳

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 25
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:03 توسط آژانس هواپیمایی |

آمل

تاریخ
دوران اولیه

در مورد پیدایش آمل سه نظریه وجود دارد که اولین نظریه مربوط به دوران مرد آمارد، دومین نظریه مربوط به دختری به نام آمله و سومین نظریه مربوط به دوران طهمورث، جمشید، کیومرث از پادشاهان پیشدادی بوده است. طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالاً از ۰۰۰‘۷۵ سال پیش محل زیست انسان بوده است.[۳۵] در سال ۱۳۳۰ کارلتون استیونز کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانهٔ دریای خزر بوده است، در غارهای هوتو و کمربند کشف کرد. از جملهٔ این اقوام ورکانیان یا همان هیرکانیان در گرگان، تَپوران در منطقهٔ کوهستانی البرز، آماردها یا همان مَردها در مازندران و حدود آمل، و کادوسان در گیلان و مادها در فارس بودند. آماردها در کنار ضلع غربی رود هراز سکنی گزیدند و شهر آمل پایتخت خود کردند که اسم شهر آمل به احتمال بسیار زیاد از نام آنان گرفته شده است.[۳۶] در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان که اشاره به این اقوام است در این ناحیه یاد شده است.[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴۷]

ایگور دیاکونوف ایران‌شناس روس نیز اشاره دارد که ماردها در کنار دریای خزر می‌زیستند وی در ادامه می‌نویسد:

    حدود سه هزار سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته‌ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند، منطقه را سبز و خرم یافته، رحل اقامت افکندند، آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند. عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی‌های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تأمل و نقد دارد.

ابن اسفندیار در مورد نظریه دوم در کتاب تاریخ تبرستان نوشته است، آمل مأخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمد و روستایی را بنا نهادند. وی در تاریخ تبرستان می‌نویسد:

    بنای آمل به فرمان آمله همسر فیروز شاه بلخ ساخته شد.[۴۸]

آمله دارای پسری به نام خسرو بود که پس از مرگ پادشاه بلخ، پادشاهی مقتدر گردید و آمل را پایتخت خود برگزید و بیشترین سعی و کوشش خود را صرف ساختن قلعه‌های محکم و ساختمانهای زیبا و آبادانی این شهر نمود. حتی دستور داد در بیرون شهر ساختمان و قصرها بسازند و عمران و آبادی بنمایند. شهر آمل در این دوره دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه گیلان، دروازه گرگان، دروازه کوهستان و دروازه دریا بود و مقدار زمینی که برای ساختن اولیه شهر فراهم کردند چهار صد هکتار بود.

برخی دیگر از مورخان، سابقه آمل را به دوره پیشدادیان و کیانیان نسبت داده‌اند.[۴۹]

در این باره دولتشاه سمرقندی در تذکرةالشعرا می‌نویسد:

    اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می‌شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست. فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهرام گور تختگاه ربع مسکون آمل بود.[۵۰]

دوران اساطیری
مادام ژان دیولافوا همسر مارسل اوگوست دیولافوا مهندس راه و ساختمان و باستان‌شناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی سه بار به ایران سفر کردند که سومین سفر آن به آمل بود که جلد کتاب او تصویر قله دماوند بود

می‌توان گفت آمل یک شهر اساطیری است چون نبردهای فریدون، آرش کمانگیر، ضحاک، کیخسرودر زیر پای دیو سفید یعنی دماوند انجام شده است. شهر آمل از روزگاران کهن همواره شهری آباد و پر رونق بوده است. سیمای این شهر باستانی، از لا به لای هزاره‌های مه گرفتهٔ تمدن‌های پیش مادها در فلات ایران رخ نموده و پیشینهٔ تاریخی آن با افسانه‌ها و اساطیر پرشکوه ایرانی در هم آمیخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه فردوسی یاد شده است. فریدون، پادشاه اسطوره‌ای که اژدهاک ماردوش را درون چاهی در دماوند کوه آویخت، خود پرورش یافتهٔ دامان البرز بود و پژوهشگران، پایتخت او را حوالی آمل می‌دانند و امروز نیز باشندگان لاریجان، دشت خرمی در پای دماوند را تخت فریدون می‌خوانند. سال‌ها بعد، در عصر پادشاهی نوادهٔ وی منوچهر، سپاه توران از جیحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقی ایران را تصرف کرد، ولی به واسطهٔ مقاومت ایرانیان، پشت دروازه‌های آمل زمین گیر شد و به موجب پیمان صلحی، آرش کمانگیر تیری از دماوند کوه در اطراف آمل تا فرارود در آسیای میانه رها کرد و جان داد و مرزهای ایران را باز تا آن سوی جیحون کران داد. همچنین در زمان بهرام گور نیز آمل پایتخت ایران بوده است.[۵۱][۵۲][۵۳]
پیش از اسلام
نقشه‌ای مربوط به ۱۵۸۰ به زبان لاتین که در آن دریای آمارد ذکر شده است

بیشترین نظریه تاریخ شناسان تاریخ اولیه و پیش از اسلام آمل به قوم مردم آمارد بر می‌گردد. مردم این قبیله آریایی پیش از ورود گروه‌های بعدی آریایی‌ها یعنی ماد، پارس و پارت در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیان‌بخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آنها «مارد» نیز گفته‌اند. آنها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. هم اسکندر مقدونی با آنها جنگیده است هم فرهاد پنجم اشکانی که آنها را به سوی قفقاز در غرب دریای خزر رانده است. برخی معتقدند شعبه‌ای از قبیله آماردها در کنار رود جیحون می‌زیسته‌اند.[۵۴]

اردشیر برزگر می‌نویسد:

    هزاران سال، پیش از آمدن آریاییهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره‌های پیشین آن چندان روشن نیست. نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود، نام گروه مرد در نوشته‌ها «مارد» یا «آمارد» آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه‌های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی بوده است.

قوم ماد به روزگار کوروش بزرگ تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند.[۵۵]

پیش از اسلام، آمل از بزرگترین و مهمترین شهرهای این منطقه به شمار می‌رفت و مرکز مازندران به حساب می‌آمد. برخی منابع، زمان ساخت شهر آمل را در دوره ساسانیان و توسط پیروان مزدک می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد نام آمل از اَمردها گرفته شده که در این صورت باید گفت، شهر آمل پیش از ساسانیان و در دوره اسکندر وجود تاریخی داشت. در دوره ساسانیان به دلیل فرار پیروان مزدک به این شهر، بر اهمیت این آمل افزوده شد.

در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار چنین آورده‌است:

    در قباله‌های کهن مذکور است که معنی آمل به واژه طبری آهوش است وهش وهل مرگ را گویند و کنایه از این است که تو را هرگز مرگ مباد.

باتوجه به اسناد تاریخی این شهر حداقل از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بوده‌و در سلسله اشکانیان پایتخت رسمی ایران بوده است. آمل در دوره اشکانیان آباد بود و در این زمان تحت سلطه سیاسی اداری ساتراپی هیرکانیه قرار داشت.[۵۶] یوستین، مورخ رومی هم در اشاره خود به جنگ فرهاد، امردها را مردمی دلاور و نیرومند می‌داند. با توجه به موقعیت جغرافیایی قلمرو امردها می‌توان اهمیت این قلمرو را برای فرهاد در راه ارتباطی پارت و هیرکانیه و پیرامون آن دانست.[۵۷]

هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ، از اقوام تیبارینها، ماکروینها، موزیکانها و مارد یا آمردها نام برده است. در زمان ساسانیان شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده است. به طور کلی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، تکوین شهر به زمان ساسانی بر می‌گردد. شهر طی مراحل تکوین خود از زیر ساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار بود.[۵۸]

مردمان آمل در جنگ‌های مختلفی شرکت کردند. در کتابخانه دانش عمومی آمده است که کنستانتین چهارم در ۶۸۶ میلادی (سده هفتم) دوازده هزار از مردی‌ها را، که قبیله‌ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند که در بخش‌های شمالی دریای خزر می‌زیستند، برای سد و جلوگیری تاختن‌های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید.

در نبرد گوگمل، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی، جنگ آوران هندی، کاری، آناپاست و تیراندازان ماردی «آمارد» نیز گرداگردش صف بسته بودند.[۵۹]
پس از اسلام
قلمرو علویان تبرستان

شهر آمل در سال ۱۴۰ هجری قمری توسط اعراب مسلمان تسخیر شد. این دوره مصادف با به قدرت رسیدن علویان می‌باشد و شهر آمل به عنوان مرکز طبرستان مورد توجه قرار گرفت. مرکزیت سیاسی، موقعیت سوق الجیشی و مجاورت شهر با گذرگاه‌های بین منطقه‌ای، رشد و توسعه شهر را در ابعادی اجتماعی رقم زد.[۶۰][۶۱] علویان طبرستان گروهی از بزرگان اولاد علی ابن ابی‌طالب به نام ائمه علوی بایزیدی در قرن دوم هجری در طبرستان قیام کردند. حسن بن زید ملقب به داعی کبیر در سال ۲۵۰ هجری در ناحیه طبرستان ظهور کرد و عده بسیاری از افراد ناراضی و دست‌نشاندگان خلیفه طاهریان او را تقویت کردند. وی به دعوت و نشر آئین تشیع زیدی پرداخت. داعی کبیر پس از رسیدن به حکومت طبرستان، پایتخت خود را از ساری که جایگاه طاهریان بود به آمل منتقل کرد تا به حامیان و هوادارانش نزدیک‌تر باشد.[۶۲][۶۳] مرکز حکومت آنان معمولاً آمل بود و انقراض آنان به دست آل زیار و سامانیان صورت گرفت.[۶۴] ناصرالحق اطروش در سال ۳۰۱ هجری قمری اقدام به دعوت مردم برای قیام کرد. وی امیر طبرستان که ابو العباس صعلوک بود را شکست داد و بر طبرستان تسلط یافت. این زمان بود که علم‌های سفید که نشانه علویان و شیعیان بود در همه طبرستان و دیلم و جرجان بر پا گردید. وی ۱۲ سال در آمل حکومت کرد و دین اسلام اثنی‌عشری را رونق بخشید.[۶۵][۶۶] پس از برافتادن مغول مرعشیان در مازندران ظهور کردند. در سال ۷۶۰ هجری قمری میر قوام الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تأسیس کرد.[۶۷] قیام مرعشیان از آمل آغاز شد. مرعشیان پس از کسب قدرت در اندک مدتی تمام سرزمین‌ها و نواحی اطراف مازنداران را تصرف کردند و قلمرو خود را از استرآباد تا قزوین گسترش دادند.[۶۸] آمل در قرن پنجم هجری، در عصر صدارت خواجه نظام الملک طوسی در دولت سلجوقیان، همپای فرهنگ شهرهای بزرگ آن روزگار جهان اسلام دارای مدرسهٔ معتبر نظامیه شد. دو قرن پیش از آن محمد بن جریر طبری، مفسر و مورخ نامدار در این شهر متولد شد. شهر آمل اولین شهری بود که بعد از اسلام به زنان حق رای و امور سیاسی داد.[۶۹] در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز، آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند. جاده شوسه‌ای که ساری و گرگان را به آمل وصل می‌کرد، در زمان او احداث شد.[۷۰]

ابن فریغون در سفرنامه خود این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پرآب‌ترین و پر علم‌ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است:

    آمل شهریست عظیم و زیبا و پرآب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق‌های فراوان و مقر ملوک آریایی‌ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفاً و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی آلات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و از طلاهایش داغگین.[۷۱]

ابن حوقل در کتاب صوره الارض در مورد آمل این زمان می‌نویسد:

    آمل بزرگترین شهر طبرستان و در قرن چهارم هجری قمری حاکم نشین طبرستان بوده است. آمل از قزوین بزرگتر است و دارای بنا و عمارات در هم آمیخته و از نواحی دیگر قدیمی تر و بزرگسال تر است.[۷۲]

آمل در زمان افشاریه و زندیه دچار تحول دیگری شد و بر اساس موقعیت خود به عنوان شهری برای تجارت و ساخت و ساز ادوات جنگی بود. به واسطه موقعیت شهر در آمل توپ خانه‌ها بنا نهاده شد و مراکز داد و ستد از پیش بیشتر شد. این شهر در طول تاریخ بارها مورد تهاجم اقوام گوناگون قرار گرفته که آخرین حمله از سوی قوم مشایی (از بازماندگان و نوادگان چنگیز مغول) صورت پذیرفته و در جنگ سیاه بیشه این قوم شکست سختی از اقوام بومی ساکن آمل خورده و فرمانده آنها به نام نوشین به دست مازیار کشته شده و این قوم به محلی در دامنه دماوند با نام فعلی مشا تبعید گشتند.[۷۳]
معاصر

پس از یک دوره رکود و فترت تا اواخر دوره قاجار، شهر شاهد گام‌هایی چند در جهت احیای خود بوده است در این دوره خندق‌های اطراف شهر را خشک کردند. ایجاد عمارت شهرداری کاخ چایخوران، تأسیس دبیرستان امام فعلی، اداره اقتصاد و دارای، ایجاد انبار برنج برای صادرات آن به نقاط دیگر کشور، احداث مغازه‌های جدید در بیرون بازار، از جمله اقدامات این دوره می‌باشد. جیمز فریزر که در سال ۱۲۳۸ به عنوان بازرگان و دانشمند وارد ایران شد در سفرنامه خود می‌نویسد:

    آمل به راستی شهری عالی و وسیع بود. سکنه شهر مردمانی آبرومند و محترم بودند.[۷۴]

تزریق عملکردهای جدید شهر، آنرا از تحرکی چند برخوردار می‌سازد و این تحرک در بعد کالبدی با توسعه‌های جدید به دور شهر قدیم تشدید گردید. الگوی تقلیدی مداخله کالبدی در تهران، از این پس با حضور حیات انتشاری، دامنگیر شهرهای دیگر از جمله آمل نیز می‌گردد. شکل این مداخله با ایجاد فعالیت‌های مستقیم در محور مهدیه و انقلاب در ضلع جنوبی بازار شهر و احداث خیابان‌های چاکسر تحقق یافت و این در حالی است که هسته اولیه شهر، علیرغم چنین مداخلاتی در محیط خود و استقرار عناصر جدید تزریق شده به تدریج انسجام کالبدی خود را با بافتهای مجاورش کاهش داد. دز زمان پهلوی دوم در جهت سهولت جریان روابط کالایی وابسته، مداخلات کالبدی بیشتری در بافت صورت گرفت. در این دوره نیز مداخلات تحقق یافته در دوره قبل با احداث خیابان طالب آملی در ضلع غربی محدوده شهر قدیم و تعریض آن در سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ تکمیل و انقطاع کالبدی بافت با مجموعه‌های جدید پیرامونی را موجب شد. در دوره جمهوری اسلامی نیز شهر با شکل فعلی خود رو به گسترش رفت و بزرگراه‌ها و خیابان‌های متعددی ساخته شد و همچنین ساختمان ادارات زیادی نوسازی شد و در بخش شهرسازی نیز زیباسازی و ایجاد فضای سبز و نظم شهری رونق گرفت.[۷۵] جوناس هنوی که در زمان نادر شاه به ایران آمده بود و از آمل دیدن کرد در مورد این شهر نوشت:

    آمل شهرت و اعتبار خود را کمی از دست داده بود ولی به واسطه کانهای سنگ آهن فراوان به فرمان نادر آنجا را مهمترین مرکز ریخته‌گری و ذوب آهن نمود و در آنجا گلوله توپ و تفنگ و نعل اسب تهیه می‌شد و حتی تصمیم گرفته شد که نیروی دریایی ایران را در آمل بسازند.[۷۶]

علمای مازندران و آمل نیز در دوران جنبش مشروطه نقش فراوانی داشتند و همچنین آمل در سال ۱۳۶۰ دچار واقعه‌ای شد. این واقعه که به اختصار قیام آمل نامیده می‌شود، به مبارزه مسلحانه حدود صد نفر از گروهی مائوئیست به نام اتحادیه کمونیست‌های ایران علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در شهر و جنگل‌های اطراف شهر آمل در شمال ایران اشاره دارد. پس از این واقعه روح‌الله خمینی تنها نام شهر آمل را در وصیت نامه سیاسی الهی خود آورد و نوشت:

    باید از مردم آمل تشکر کنیم.[۷۷][۷۸]
 

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 23
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:03 توسط آژانس هواپیمایی |

انتشارات

اسفراین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اسفراین
ارگ شهر بلقیس اسفراین.jpg
کشور      ایران
استان     خراسان شمالی
شهرستان     اسفراین
بخش     بخش مرکزی شهرستان اسفراین
نام(های) قدیمی     مهرگان اسپراین، سپهر آیین، میان آباد
مردم
جمعیت     ۶۰٬۳۷۲[۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا     ۱۲۴۹ متر
اسفراین بر ایران واقع شده‌است
اسفراین
روی نقشه ایران
۳۷.۰۷۳۳° شمالی ۵۷.۵۰۷۲° شرقیمختصات: ۳۷.۰۷۳۳° شمالی ۵۷.۵۰۷۲° شرقی

اِسفَرایِن شهری است در شمال غربی استان خراسان شمالی. این شهر مرکز شهرستان اسفراین است. کردزبانان و تات‌زبانان اصلی‌ترین ساکنین شهر اسفراین هستند.[۲] براساس سرشماری ۱۳۹۰ جمعیت اسفراین ۶۰٬۳۷۲ نفر می‌باشد.[۱]

محتویات

    ۱ موقعیت
    ۲ قومیت‌ها
    ۳ آب و هوا
    ۴ پوشش گیاهی
    ۵ حیات وحش
    ۶ پیشینه تاریخی
    ۷ منابع

موقعیت
موقعیت در استان

شهر اسفراین مرکز شهرستان اسفراین است. این شهرستان از جنوب و جنوب غربی با شهرستان سبزوار، از شرق با قوچان و سبزوار و از غرب با بجنورد و شیروان همسایه‌است و در حاشیه جنوبی کوه‌های آلاداغ که خود در امتداد شرقی رشته کوه البرز قرار دارد و در قسمت جنوبی به ارتفاعات جغتای می‌پیوندد. ارتفاع شهر اسفراین از سطح دریا ۱۲۶۰ متر است. (جوادزاده ۱۳۸۰).

اسفراین دارای نقاط تاریخی فراوانی می‌باشد و بیش از ۲۵ بقعه از بزرگان و امام زادگان در این شهرستان وجود دارد. همچنین این شهر مشاهیر فراوانی را در خود پرورش داده‌است. حسن اوغلو، ابو عوانه، ابو حامد، شیخ محمد رشیدالدین، شیخ جمال الدین احمد ذاکر گوریانی اسفراینی، احمدبن ابی طاهر اسفراینی، شیخ محمد رشیدالدین، رضی الدین علی لالای اسفراینی و ابو عباس فضل بن احد اسفراینی از جمله این بزرگان هستند. (جوادزاده ۱۳۸۰).
قومیت‌ها

کردها بیشتر ساکنین این شهر را تشکیل می‌دهند که با زبان کردی کرمانجی (بادینانی) تکلم می‌نمایند.[۳][۴]طبق اثر جوادزاده (۱۳۸۰)، مردم اسفراین از ۴ قوم تشکیل شده‌اند که شامل تات‌ها، کرمانج‌ها و همچنین ترک‌ها و بربری‌ها می‌باشند:

۱. تات‌ها اقوام بومی منطقه هستند که نسب آن‌ها به پارت‌ها می‌رسد و به زبان تاتی از شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی سخن می‌گویند.[۵][۶]

۲. کرمانج‌ها: در گذشته شاه اسماعیل، شاه عباس و نادر شاه افشار اغلب کرمانج‌ها را برای مرزداری و دیگر مسائل سیاسی از ترکیه و عراق به مناطق مختلف استان خراسان کوچاندند. طوایف مختلف کرمانج عبارت‌اند از شادلو، زعفرانلو، میلانلو، ایزانلو، توپکانلو، دیرانلو - گنجدان که عموماً در روستاهای شمالی و حومه اسفراین زندگی می‌کنند.

۳. ترک‌ها از ترک‌های تتار و جغتایی هستند و بیشتر در بخش بام اسفراین زندگی می‌کنند. فرهنگ آنها سنگلاخ نام دارد و توسط امیر علیشیر نوایی تألیف گردیده و یادگار دوران رشد آنهاست.

۴. بربری‌ها که در زمان حکومت احمد خان ابدالی به نوار مرزی ایران کوچانده شده بودند و یا در دوره ناصرالدین شاه به ایران آمده بودند و توسط یکی از ملاکین و تجار معروف خراسان به نام رضا مهدوی رئیس‌التجار به اسفراین آورده شده‌اند. بربری‌ها بیشتر در روستاهای قاسم‌آباد، کلاته بربرها، عباس‌آباد و چند روستای دیگر ساکن شده‌اند و بیشتر از طوایف چوره، پالانی، چارشانگی، خوجکه، لنگر، جاقوری و دیزنگی هستند.

شهر فعلی اسفراین از ۱۹ محله تشکیل شده‌است و حدود ۳۰۰۰۰ متر مربع از خیابان‌های این شهر را خیابان‌های اصلی پوشش می‌دهند. اسفراین از جمله شهرهای صنعتی می‌باشد. از مهمترین کارخانه جات صنعتی این شهر می‌توان به مجتع فولاد اسفراین و کارخانه لوله گستر (لوله بدون درز) اشاره کرد. کارخانه‌های پنبه و کارتن سازی ازجمله کارخانه‌های اسفراین می‌باشد و غیر از آنها کارگاه‌های کوچک زیادی از جمله کارگاه‌های صنایع چوب، صنایع فلزی و صنایع ساختمانی وجود دارد. کارخانه کمپوت روستای کوشکی، کوره‌های آجر روستای اتیمز، کارخانه آسفالت شهرداری، کارخانه تولید ماکارونی و کارخانه بسته‌بندی خشکبار از دیگر صنایع اسفراین می‌باشند. در بخش‌های اسفراین همچون دهستان‌های حومه، زرق آباد، رویین، فرطان، میلانو، بام وصی آباد، انواع تولیدات کشاورزی و دامداری یافت می‌شود. سیب رویین و انگور اسفراین شهرت خاصی دارند و زمین‌های قابل کشت غلات، پنبه، زیره، هندوانه، خربزه، انگور و غیره به فراوانی در این شهرستان تولید می‌شود. کشت توت و پرورش کرم ابریشم، زنبورداری و دامداری از فعالیتهای دیگر روستاها و شهر اسفراین است. صنایع دستی اسفراین، پارچه بافی، قالی و قالیچه بافی، جاجیم بافی و گلیم بافی است. پارچه‌بافی بیشتر در روستاهای رویین، محمودی و ایرج معمول است (جوادزاده ۱۳۸۰).
آب و هوا
طبیعت روستای بام، از روستاهای اطراف اسفراین

آب و هوای اسفراین معتدل است و منابع تاریخی نیز این بر این نکته تأکید دارند. اعراب اسفراین را بلقیس می‌خوانده‌اند که یادآور سرزمین‌های زیبای یمن بوده‌است. قسمت‌های جنوبی اسفراین به علت مجاورت با کویر دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های گرم و خشک می‌باشد. رودخانه‌های مهم اسفراین، بیدواز و رویین و قره‌سو می‌باشند. قره‌سو اصلی‌ترین رود است که از ارتفاعات رشته‌کوه‌های آلاداغ و شاه جهان سرچشمه گرفته و شامل رودخانه‌های سنخواست، جاجرم، بیدواز، گرماب، رویین و غیره‌است. این رود پس از سیراب کردن جلگه جاجرم به طرف جنوب جریان یافته و به کالشور در جنوب سبزوار می‌پیوندد و سرانجام در کویر گم می‌شود (جوادزاده ۱۳۸۰).
پوشش گیاهی

به غیر از درختان ارس که در بلندی‌های شاه جهان، سالوک و ساری‌گل بطور پراکنده می‌رویند، اسفراین دارای ۴۵۰۰۰۰هکتار مرتع و جنگل می‌باشد. این جنگل‌ها که در ارتفاعات شمالی و شمال شرقی قرار دارند، اغلب از درختان پسته، انار، سماق، انجیر، زبان گنجشک، گلابی وحشی، ارغوان و انجیر وحشی… تشکیل شده‌است. پوشش گیاهی منطقه را نیز گیاهانی چون پیاز کوهی، درمنه، خارشتر، بارهنگ، اسپند، قارچ، پونه، زرشک، بومادران، اسطوخودوس و گزنه و قسنی، کتیرا، گون و غیره تشکیل می‌دهد[۷]
حیات وحش

به علت وجود مراتع و جنگل‌ها، زیستگاه حیات وحش در قسمت‌های زیادی از این شهرستان گسترده شده‌است. حیواناتی چون شغال، آهو، گرگ، گورکن، خرگوش، روباه، گراز، پلنگ، کفتار و بز کوهی در نقاط مرتع به ویژه در منطقه سالوک زندگی می‌کنند. منطقه حفاظت‌شده ساری گل در شمال شرقی اسفراین، با وسعت ۲۸۰۰۰ هکتار زیستگاه انواع ددان و گیاهان می‌باشد (جوادزاده ۱۳۸۰). در تابستان ۸۸ ۱ قلاده یوزپلنگ در منطقهٔ حفاظت شدهٔ باباقدرت مشاهده شده‌است که عکس‌های آن در همان پاسگاه موجود می‌باشد.[۸]
پیشینه تاریخی
مشربه ساخته شده توسط هنرمند اسفراینی در قرون ۶–۷ هجری

در مورد اسفراین بهترین شرح جغرافیایی ابوعبدلله حمد بن احمد مقدسی است که خود این ولایت را دیده‌است مقدسی می‌نویسد: اسفراین روستایی بزرگ و مرکز انگور خوب و کشتزار است، جاده گرگان آنرا به دو نیمه می‌کند. شهر آن به همین نام است. آباد و گرانقدر است، از نهری که از کوه می‌آید می‌آشامند در شهرهای این روستا مهم تر از آن نیست. بازارهای زیبا ویژگی دیگر دارد. مردم اهل حدیثند. ابوعبدالله الحاکم مؤلف تاریخ نیشابور که سنه ۴۰۴ هجری قمری فوت کرده‌است، اسفراین را شهری خوش آب و هوا ذکر کرده‌است و قباد پادشاه ساسانی نام اسفراین را به علت داشتن آب و هوای خوب مهرجان گذاشته‌است.. همچنانکه یادآوری گردید اسفراین شهری بوده‌است که قبل از اسلام در خراسان وجود داشته‌است، جزو ایالت پارت بوده‌است. در تقسیمات کشوری در دوره هخامنشی، کشور ایران بر اساس ملاحظات قومی و نژادی به ۳۰ قسمت تقسیم می‌شده‌است که یکی از ایالت خراسان و یاپارت ذکر شده‌است بعدها این ایالات را ساتراپ نام گذاشتند؛ ولی همان دولت تعداد ایالت ایران را ۲۰ نوشته‌است و پارت را ایالت شانزدهم دانسته‌است سپس از روی کار آمدن اشکانیان که همان پارتها باشند ایران زمین را از وجود بیگانگان آزاد ساختند چون اسفراین را یکی از مراکز عمده پارتها می‌دانیم لذا در شرح آن اشارات بیشتری خواهد شد.

اکثر مورخان پارت قدیم را عبارت از دامغان - جوین سبزوار - نیشابور - قوچان درگز - اسفراین و چند شهر فعلی خراسان می‌دانند. ظهور و گسترش دین مبین اسلام در ایران خراسان مانند سایر بلاد ایران و شاید بیشتر درگیری و کشمکش حکام عرب و فرمانروایان ایرانی بوده‌است. مسلماً صدمات انسانی و مالی بیشتری از تخریب شهرها و اماکن بوده‌است و فتح اسفراین همزمان باشهرهایی چون نیشابور، ری، بیهق و توس در تاریخ‌های قرون و در هیچ‌یک از منابع اولیه اشاره به خرابی اسفراین نشده‌است. اسفراین در سال ۳۱ هجری همچنان که ذکر گردیده بدست عبدا… ابن عامر فتح شده ومردم بتدریج دین مبین اسلام را پذیرفته‌اند. دربارهٔ بنیانگذار اسفراین، در منابع و مآخذ تاریخ و جغرافیا مطالب فراوان است ولی آنچه بدیهی است این نکته‌است که منابع ایران تقسیم دنیای روزگار گذشته را به فریدون نسبت می‌دهند که بین سه فرزند خود مسلم، تور و ایرج تقسیم کرد.

آنچه مسلم است خراسان و اسفراین که شهرکی در آن بوده‌است در ایران زمین واقع شده بوده‌است و باید سازنده آن را کسی بنامند که نژاد ایرانی باشند همچنانکه بانی اسفراین را اسفند یا پسر گشتاسب می‌دانند که از پادشاهان کیانی ایران است و به قاعده انتساب آنرا اسفراین خوانده‌اند.

مؤلف تاریخ نیشابور ابوعبدا…، محمد بن عبدا… نیشابور ی در مورد اسفراین شرحی دارد که خلاصه‌ای از آن آورده می‌شود. پادشاه قباد بن فیروز چند روز آنجا بود از خضره صحرا و صحه هوا آن را مهرجان نام نهاد.

شرایط مساعد طبیعی و رودهای فراوان از محاسن عمده‌ای بود که امکان آبادانی این منطقه را از قدیم ممکن کرده‌است.

همان‌طور که در ابتدا گفته شد پارت یکی از ایالات وابسته به امپراطوری هخامنشیان بوده‌است و شیستاسب پدر داریوش والی پارت بوده و پارتیان در سپاه خشایارشاه در جنگ با یونانیان شرکت داشته‌اند و پس از هجوم یونانیان اسکندر داریوش سوم را تاداخل مملکت پارت تعقیب کرده‌است. مشیر الدوله پیر نیا در تاریخ ایران، باستان محل واقعه و تاریخ در گذشته را در محلی بین سمنان و شاهرود فعلی دانسته‌است.

محمد حسن خان اعتماد السلطنه به نقل از سایر منابع این محل را چمن کالپوش دانسته که در شرق جاجرم واقع است و مؤلف کتاب خراسان و سیستان نیز همین محل را ذکر کرده‌است. باتوجه به اینکه اهالی چمن کالپوش نیز معتقدند چمن کالپوش آخرین منزلگاه داریوش سوم است و از چمن کالپوش تا اسفراین راهی نیست، پس باید دشت اسفراین را جولانگاه مقدونیان دانست که از دستبرد و سم ستوران یونانی در امان نبوده‌است. در دوره جانشینان اسکندر، اسفراین در تصرف بلوکیان بوده‌است تاظهور پارتیان (اشکانیان) که این سرزمین آزاد می‌گردد. پارتها از همین سرزمین فعلی خراسان بخصوص شمال خراسان همچون شهرستانی مانند قوچان، اسفراین درگز قیام می‌کنند و در شهر آساک در آستانه تاجگذاری می‌کنند و سپس به تسخیر هیرگانیا می‌پردازند.

حکومت اسفراین در قیام سربداران را یکی از امرای مغول بنام محمود اسفراین در دست داشت که در طی چند جنگ از امیر مسعود سربدار در حوالی نیشابور شکست خورد و در تاریخ مغمول، تاریخ نیشابور و سایر کتب تاریخی این پیروزی را در سنه و ۷۳ هجری قمری دانسته‌اند سربداران در اسفراین پایگاه محکمی داشته‌اند. این موضوع را می‌توان از سکه‌های ضرب آن در اسفراین پی برد و یعقوب آژند مترجم کتاب خروج و عروج سربداران تألیف جان ماسون اسمیت، فصلی از کتاب خود را به ضرب سکه در اسفراین و سایر شهرهای خراسان اختصاص داده‌است. هر چند در دوره ایلخانان مغول نیز در اسفراین سکه ضرب شده‌است. اسفراین در زمان حمله امیر تیمور به ایران سنه ۱۳۸۱ میلادی مطابق ۷۸۲ هجری قمری نیز صدمه می‌بیند، شهر تخریب می‌شود و مردم کشتار می‌شوند و دولتشاه سمرقند اشاره به یاغی شدن سلطان محمد بن بایسنقر بر جدش شاهرخ می‌کند و بین سلطان محمد و برادرش بابر سلطان در حدود چناران از نواحی اسفراین و در بند شغان جنگی در سنه ۸۵۵ هجری قمری درمی‌گیرد و دهات زیادی تخریب می‌شود. در دوره صفویه به خصوص در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب و شاه عباس اسفراین یکی از شهرهایی بوده‌است که مورد و غارت و قتل و نجات ازبکان قرار می‌گیرد.

شاه اسماعیل صفوی برای دفع ازبکان از اسفراین عبور می‌کند و به مرو می‌رود و ازبکان را شکستی سخت می‌دهد و پس از روی کار آمدن شاه طهماسب عبید خان ازبک اسفراین را متصرف می‌شود و مردم را مورد قتل و غارت قرار می‌دهد. در دوره شاه عباس اسفراین بدست چند تن از امرای صفوی اداره می‌شده‌است که در تاریخ عالم آرای عباسی به آن اشاره شده‌است در دوره شاه طهماسب آخرین پادشاه صفوی موقعی که او از مازندران به طرف مشهد می‌آمده از اسفراین عبور کرده‌است. بارتولد می‌نویسد: اسفراین در سال ۱۷۳۱ میلادی بدست افاغنه ویران شده‌است و این دوران معاصر بااواخر سلطنت شاه طهماسب وروی کار آمدن نادر شاه است. در دوره حکومت نادرشاه تا سلطنت ناصرالدین شاه قاجار از حوادث روزگار در امان نبوده‌است بر اثر ویران شدن شهر و بخصوص کور شدن قنوات متعددی که شهر قدیمی اسفراین را مشروب می‌ساخته، مردم بتدریج کوچ کرده و درمکان فعلی شهر اسفراین به ساختن قلعه کوچکی پرداخته‌اند بعداً آنچه در دوره قاجاریه راجع به اسفراین نوشته‌اند، مربوط به شهر جدید اسفراین است.
منابع

تعداد جمعیت و خانوار تا سطح آبادی براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰ خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «amar.org.ir» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است
پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان
A. Manafy. The Kurdish Political Struggles in Iran, Iraq, and Turkey: A Critical Analysis (illustrated ed.). University Press of America, 2005. p. 6. ISBN 0-7618-3003-0, 9780761830030 (help).
فرهنگستان زبان کردی
زبان تاتی
مقدمه کتاب «فرهنگ تاتی»، دکتر جهاندوست سبزعلیپور؛ گویش‌های تاتی: ۶) شمال خراسان، نشر فرهنگ ایلیا، رشت، ۱۳۹۰، ۴۲۵ صفحه.
(جوادزاده۱۳۸۰).

    (نوروزی مرتضی ۱۳۹۰)

    کتاب اسفراین، دیروز، امروز تألیف استاد کلیم‌الله توحدی
    هاشم جوادزاده، ۱۳۸۰، کتاب خراسان، ص ۱۴۷–۱۴۴، کانون آگهی ایران نوین
    سایت خبری تحلیلی اسفراین نیوز
    پرتال اطلاع‌رسانی فرمانداری اسفراین
   
    هیئت مکتب الشهدا اسفراین
   
    نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران. ۱۳۸۷.
    نیک گفتار، احمد، جغرافیای تاریخی ارغیان، انتشارات کیهان اندیشه، چاپ اول، مشهد، ۱۳۸۷.
    نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
    نیک گفتار، احمد، مختصری از پیشینه سکه‌های تاریخی ضرب شده درشهرهای خراسان، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۹.
    نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، جغرافیای تاریخی ارغیان، مجله پژوهشهای تاریخی، شماره ۱۰۲، دانشگاه تهران ۱۳۹۰.
    وحدتی، علی اکبر و احمد نیک گفتار، نقش راه‌های تجاری در شکوفای و افول اسفراین ،(کتاب پژوهشهای باستان شناختی در شهر بلقیس) انتشارات اداره کل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان شمالی ،۱۳۸۹، ص ۵۶.
    وحدتی، علی اکبر و احمد نیک گفتار، تاریخ سیاسی اسفراین در دوران اسلامی، در کتاب پژوهش‌های باستان شناختی در شهر بلقیس، انتشارات اداره کل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان شمالی ،۱۳۸۹، ص ۳۵

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 24
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:01 توسط آژانس هواپیمایی |

جاذبه‌های گردشگری

ابهر
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ابهر
ابَر(əbhər)-(Abhar)
Imamzadeh Zeydolkabir.jpg
کشور      ایران
استان     زنجان
شهرستان     ابهر
بخش     مرکزی
نام(های) قدیمی     اوهر
سال شهرشدن     ۱۳۰۷
مردم
جمعیت     ۸۷٬۳۹۶ نفر سال ۱۳۹۰[۱]
جغرافیای طبیعی
مساحت     ۱۰ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا     ۱۵۴۰ متر
آب‌وهوا
روزهای یخبندان سالانه     200
اطلاعات شهری
شهردار     عبدالعلی قاسم پور
ره‌آورد     انگور - گندم-سیب-گردو و بادام-سیب زمینی-زردآلو-محصولات باغی
پیش‌شماره تلفنی     ۰۲۴
وبگاه     شهرداری ابهر
تابلوی خوش‌آمد به شهر
ابهر بر ایران واقع شده‌است
ابهر
روی نقشه ایران
۳۶.۰۸° شمالی ۴۹.۱۳° شرقیمختصات: ۳۶.۰۸° شمالی ۴۹.۱۳° شرقی

اَبهَر یکی از شهرهای استان زنجان و مرکز شهرستان ابهر است. این شهر با ۸۷٬۳۹۶ نفر جمعیت در سال ۱۳۹۰، به عنوان دومین شهر پرجمعیت استان زنجان پس از شهر زنجان محسوب می‌شود. ارتفاع شهر ابهر از سطح دریا ۱۵۴۰ متر است. این شهر در ۹۰ کیلومتری جنوب شرق زنجان و ۲۳۰ کیلومتری غرب تهران واقع شده است. از مهم‌ترین آثار تاریخی این شهر می‌توان به بقعهٔ امام‌زاده اسماعیل در شناط، بقعهٔ امام‌زاده زیدالکبیر در شرق این شهر و بقعهٔ پیر زهرنوش در جنوب‌غربی شهراشاره کرد. شهرداری ابهر به چهار ناحیهٔ «مرکزی»، «شناط» (در قسمت شمالی شهر)، «شریف‌آباد» (در قسمت شرقی شهر) و «حسین‌آباد» (در قسمت غربی شهر) تقسیم شده است.[۲]

این شهر تا تهران ۲۳۰ کیلومتر، تا قزوین ۸۵ کیلومتر و تا زنجان ۹۰ کیلومتر فاصله دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۴۰ متر است. بیشینه گرمای آن ۳۸ درجه و کمینه سرمای آن ۵/۱۵ درجه زیر صفر گزارش شده‌است.

محتویات

    ۱ جغرافیای تاریخی شهر ابهر
    ۲ زبان
    ۳ راه‌ها ودروازه‌های ابهر
    ۴ موقعیت
    ۵ کشاورزی
    ۶ سرشناسان ابهر
    ۷ گردشگری
    ۸ محله‌های ابهر
    ۹ دهستانها
    ۱۰ روستاها
    ۱۱ مراکز علمی
    ۱۲ منابع

جغرافیای تاریخی شهر ابهر

ابهر در قدیم اوهر نامیده می‌شده‌است. مردم محلی به آن اَبَر می‌گویند. نام ابهر از آب+هر تشکیل شده و در زبان تاتی به معنی آب آسیاب است.[۳] ریزابه‌های ابهررود از قدیم آسیاب‌های زیادی را به چرخش درآورده که امروزه نیز چنین است.[۴]

در دوره ساسانیان هنگامی که خسرو اول انوشیروان ایران را به چهار قسمت تقسیم کرد ابهر در منطقه دوم یعنی استان جبال قرار داشت دراین دوره منطقه ابهررود تحت تسلط خاندان مهران یکی از هفت خاندان مهم حکومت گر ایران قرار داشت این خاندان علاوه بر ابهر به مناطق وسیعی که از ناحیه خوار تا آوج و دشتبی امتداد داشت مالکیت داشتند و معروفترین افرادی که از این خاندان شناخته شده‌اند شروین دشتبی، بهرام چوبینه، پیران گشسب، گریگوریوس و سیاوش رازی هستند.

تاپیش از خلافت هارون الرشید، ابهر منطقه نسبتاً وسیعی را شامل بود. وی قسمتی از قاقازان و نیز ناحیه ابهر رود را از ابهر جدا کرد و به قزوین ملحق ساخت. در اوایل سده ۸ قمری ولایت ابهر ۲۵ پاره دیه داشت و حقوق دیوانی آن به یک تومان و چهار هزار دینار می‌رسید.

از ابهر به عنوان بلوک معتبر از ولایت خمسه با باغات فراوان و آبهای جاری نام برده شده‌است. شاردن می‌نویسد ابهر در دوره شاه عباس دوم صفوی دارای ۲۵۰۰ خانه و باغچه بوده‌است. چنانچه سواره نیم ساعت وقت لازم داشته تا از آن عبور کند. ابهر در این زمان دارای اماکن عمومی و سه مسجد بزرگ بوده و در وسط شهر بقایای گلین قلعه مخروبه‌ای مشاهده می‌شود.

در سال ۱۱۰۰ هجری تاورنیه از ارامنه شهر ابهر خبر داده و ژوبر در زمان فتحعلیشاه قاجار باغهای ابهر و خانه‌های تمیز و راحت آنرا ستوده‌است. در سال ۱۲۴۷ هجری ابهر ۷۰۰ خانه و باغهای دانشین داشته و قبر شیخ قطب الدین از مشایخ سلسله شیخ صفی الدین اردبیلی در ابهر واقع شده بر طبق نوشته دوسرسی در سالهای ۱۲۵۰ هجری دوره محمد شاه قاجار ابهر دارای ۲۰۰ خانه و ۹۰۰ نفر جمعیت بوده و دو گنبد نیمه ویران از دو مسجد در آن دیده می‌شده‌است. در دوره ناصر الدین شاه قاجار ابهر تیول توپخانه بوده‌است چنانچه خرمدره در تیول فراشخانه بوده در همین دوره قلعه خرابه‌ای بنام دارا در ربع فرسخی شهر دیده می‌شده‌است و خانه‌های آن کمتر از ۱۱۰۰ نبوده. در سده ۱۰ قمری از مرقد پیر حسن بن اخی آوران نیز در ابهر یاد شده و سیدی علی کاتبی دریاسالار عثمانی در ۹۶۴ ه.ق. آنرا زیارت کرده‌است.
زبان

زبان مادری مردم ابهر ترکی آذربایجانی و لهجه ابهری هست که عموماً دو زبانه بوده و از ترکی و فارسی استفاده می‌کنند.[۵] ولی شوالیه ژان شاردن که در مجموع یازده سال در دوره صفویان (۷۰–۱۶۶۴ و ۷۷–۱۶۷۱ میلادی) در ایران بوده و از ابهر دیدن کرده دربارهٔ زبان مردمش می‌نویسد:[۶]

    از این شهرک (ابهر) سخن گفتن مردمان به زبان پارسی آغاز می‌شود. چه ساکنان آبادیها و شهرهای پیش از آن به ترکی سخن می‌گویند؛ اما ترکی گفتن آنان با زبان ترکان عثمانی اندکی تفاوت دارد...

راه‌ها ودروازه‌های ابهر

ابهر دارای حصار عظیم در زمان ساسانیان بوده و دو دروازه شرقی و غربی داشته که دروازه شرقی آن جنب قلعه تپه بنام دَرْبُ اَلْمَذوقْ نامیده می‌شده و دروازه غربی آن بنام فلاج آباد یا خلج آباد مشهور بوده سید محمد نوربخش در مشجره سلسله الاولیاء خود در صفحات ۳۴ و ۳۸ از این دودروازه ابهر نام برده‌است.

کاروانیان عازم شهرهای قزوین، همدان و ری از دروازه شرقی ابهر عبور می‌کردند در ابهر محلاتی بنامهای دروازه ایشیگی و دَرْمَذَقانْ معروف است.

از راه‌های قدیم که از جنوب ابهر عبور می‌کرده، جاده ابریشی بود که از کشور چین آغاز و پس از طی سمرقند و بخارا – مرو – گرگان – ری قزوین – وارد ابهر می‌شده و به سمت زنجان – تبریز – ایروان ادامه داشته. راهی نیز از تبریز آغاز و به ابهر می‌رسید و ابهر را از طریق ساوه و قم به اصفهان و بغداد مربوط می‌ساخت و در این منطقه به جاده اصفهان معروف بود. راه ابهر به ری نیز وجود داشت.
موقعیت

شهر ابهر دومین شهر بزرگ استان بعد از زنجان می‌باشد. ابهر با وسعتی برابر ۲۷۷ هزار هکتار در ۸۵ کیلومتری مرکز استان واقع شده‌است. این شهرستان به علت قرار داشتن در کناره جاده بین‌المللی تهران – بازرگان از نظر شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بهترین و مطلوبترین موقعیت استان قرار دارد.
باغات ابهر

وجود کارخانه‌های بزرگ و متعدد در حوزه شهرستان، کشاورزی پر رونق، باغ‌های سرسبز و پر محصول، طبیعت زیبا و بکر، وجود منابع، شن و ماسه و همچنین آثار تاریخی که جزء میراث ثبت شده در یونسکو می‌باشد، از دیگر عوامل رونق، شهرت و اعتبار این شهرستان می‌باشد. شهرستان ابهر با داشتن آب و هوای مناسب و قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیت و نزدیکی به مرکز استان و همجواری با استان سرسبز گیلان و استان قزوین و شهرهای خرمدره و خدابنده و تاکستان ودارا بودن امکانات حمل و نقل چون آزاد راه و وجود ایستگاه راه آهن خرمدره با فاصلهٔ بسیار کم دارای موقعیت مناسبی است و با داشتن جاذبه‌های تاریخی و طبیعی فراوان در جای جای این شهرستان می‌تواند به‌عنوان یک قطب گردشگری استان مطرح شود و با جذب گردشگران داخلی وخارجی کسب در آمدهای توریستی و اشتغال بیشتر را نصیب این استان نماید که جا دارد بخش دولتی تعامل لازم را با بخش خصوصی جهت سرمایه‌گذاری مؤثر برای رسیدن به اهداف یادشده معمول نماید.
کشاورزی
انگور ابهر

در کتاب البلاد و اخبار العباد آماده است:[۷] شهر ابهر هوای سازگار دارد و آبش بسیار و گوارا، باغ و باغات و میوه شهر ابهر شهرت جهانی دارد. از فراورده‌های میوه وسردرختی، انگور، گلابی، گردو ممتاز و در انتخاب میوه جات دارای اکثریتند. نوعی امرود در ابهر هست به اندازه نارنج و همچون نارنج گرد است، آن را عباسی گویند. عباسی در خوشمزگی ضرب‌المثلی شده است که [ متداول است ] می‌گویند، از هر جای مملکت میوه فروشان به شهر ابهر می‌آیند که گلابی عباسی را خرید کنند. باغستانی پیرامون شهر هست بهاء الدین آباد گویند و استفاده از آن برای همه حتی مسافران مجانی است آثار دژی در ابهر هست که گویند پناهگاه یاغیان از دولت بود. در ابهر آبی موجود است که از چشمه‌ای می‌جوشد هر تیغ پولادینی را اعم از شمشیر و غیره وسیله آن، آب دهند. فوق‌العاده تیز و بادوام می‌شود. در پیرامون ابهر به هر طرف نگاه کنی، آسیاها را می‌بینی که وسیله آب می‌چرخند. در جایی دیگر می‌گوید ابهریان در زیبایی گوی سبقت را از اهل هر شهر دیگری ربوده‌اند و همه باهم یکدل و متحدند. در مشترک یاقوت حموی آمده است که ابهر شهر بزرگ مشهوری است میان قزوین و زنجان از ناحیه‌های جبل که گروه بسیاری از فقیهان مالکی و شافعی و محدثان از آن برخاسته‌اند.[۸]
سرشناسان ابهر

    اثیرالدین ابهری (فیلسوف و دانشمند)
    شیخ کاظم رجبی صدیقی (امام جمعه موقت تهران)
    احمد مهدوی (نماینده ادوار مردم ابهر در مجلس شورای اسلامی و دبیر انجمن پتروشیمی کشور)
    حاج یحیی قزوینی ابهری (پدر دو شهید جنگ تحمیلی، تبعیدی قبل از انقلاب به پاوه، معتمد مردم)

گردشگری
بقعهٔ امامزاده اسماعیل شناط
بقعهٔ شاه‌زاده زیدالکبیر

جاذبه‌های تاریخی:

    سد کینه ورس
    مسجد جامع قروه
    آرامگاه پیر احمد زهرنوش
    چشمه علی بلاغی

جاذبه‌های مذهبی
نمایی از دریاچهٔ کینه‌ورس

و جاذبه‌های طبیعی شامل کوه‌ها و قلعه‌ها وشیب‌های مهم و چشمه‌های آب معدنی، رودخانه‌های مهم را می‌توان نام برد.
Matrakçı Nasuh Map (20)
محله‌های ابهر
    این بخش به هیچ منبع و مرجعی استناد نمی‌کند. لطفاً با افزودن یادکرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به بهبود این بخش کمک کنید. مطالب بدون منبع ممکن است به چالش کشیده و حذف شوند.

ابهر از قدیم‌الایام به دو قسمت بزرگ به نام محله بالا و محله پایین تقسیم شده که در حال حاضر نیز این تقسیم‌بندی به قوت خود باقی است. ساکنین دو محله بزرگ ابهر آداب و رسوم مشترکی دارند از نظر گویش و لهجه اختلاف بسیار اندکی درمیان ایشان مشاهده می‌شود. مسجد کبیر ابهر که امروزه بنام مسجد نورالنبی نامیده می‌شود در اوایل صفویه دارای گنبد و گلدسته بوده و یکی از سه مسجد بزرگ شهر محسوب می‌گردیده در محله بالا قرار دارد مسجد جامع ابهر که از سابقه بیشتری برخوردار است در محله پایین قرار گرفته بطوری که در تواریخ ذکر شده قدیمی‌ترین محل سکونت درابهر محله پایین و اطراف قلعه تپه بوده و شهر یکپارچه ابهر را تشکیل می‌داده و دارای بارو و حصار و دو دروازه بوده است. محله بالا نیز خان نشین بوده وبا داشتن چند امانزاده و دروازه از قدمت بالایی برخوردار است. امروزه این محلات در ابهر مشهوراند:

    محله مَلِک قصاب: که زمانی این محله دارای درب اختصاصی بوده و مانند قلعه‌ای حفاظت می‌شده از قدیمی‌ترین محلات ابهر محسوب می‌شد ساکنان مَلِک قصاب غالباً مردان متدین و ریش سفیدان زراعت پیشه بودند.
    محله اکبر آباد: نوبنیاد است و بنیانگذارش حاج علی اکبر فخیمی است که برای اولین بار دراین محل که آنجا را قبلاً توپخانه مبارکه می‌نامیدند ساختمان احداث کرد و به نام اکبر آباد نامید.
    محله دِهَکْ: محله ایست به قدمت تاریخ ابهر زیرا که این محله از اصطلاحات رایج قبل از زمان ساسانی زرتشتی است.
    محله درویشان،
    محله حاجی محمد خان که از ملاکین ابهر بوده،
    محله خلج آباد که عموماً به محله بالا اطلاق می‌شده و مسجد نورالنبی دراین محله قرار دارد،
    محله شیخ آبد نشیمنگاه شیوخ معتبر ابهر،
    محله درب المذوق که در گویش رایج محلی دَرْ مَذَقانْ نامیده می‌شود،
    محله آقا صدرا که درابهر مسجدی هم بنام او هست آقا صدرا مردی فاضل و معممّ واز ائمه جماعت بوده،
    محله قانلو میدان در محله بالا یکی از قدیمیترین محلات ابهر که به علت کشته شدن چند تن از بزرگان نامگذاری شده است و مسجدی نیز به همین نام درآنجا وجود دارد
    محله جانقارداش که محله مسکونی همان جهانگیر تاش بانی کاروانسرای جنب مسجد جامع ابهر بوده است.
    محله قلعه تپه قدیمی‌ترین محل استقرار انسانی در ابهر بود،
    محله نعلبندان، که بعدها به آن دروازه اشیگی به زبان محلی یعنی دروازه بیرونی گفته می‌شده است
    محله زرکوبان، که امروزه تاکستانهائی به این نام در ابهر معروف است،
    محله شناط یا چینات یکی از قدیمی‌ترین محلات ابهر بوده که در شمال شهرابهر واقع شده.
    محله شریف‌آباد
    سد کینه ورس که در روستای چالچوق واقع شده و آب این سد از چشمه سارهای این روستا تامین شده است که با اعمال نفوذ ، این سد به نام سد کینه ورس نام گرفت که در اصل سد چالچوق میباشد.

دهستانها

دهستان ابهررود دهستان حومه دهستان درسجین دهستان دولت‌آباد دهستان صائین قلعه
روستاها

ارکین - ارهان - ازناب - اسپاس – اسدآباد – الگزیر - امیرآباد – امیربستاق – ایوانک – آغور - آقجه کند – آهک - باریک آب - بالقلو – برزابیل – بهاور – پیرسقا - تلمبه خانه - توده بین – جداقیا – چالچوق – چرگر - چشمه بار – چشین - قشلاق حسنعلی(توتک)– چندسین – چنگماس - حسین‌آباد - حصار عبدالکریم - حصار قاجار – خراسانلو- خلیفه حصار - خوشنام- داشبلاغ- داودگر- درسجین- دولت‌آباد- رازمجین- رحمت آباد- زره باش - سروجهان - – شکرچشمه – شورین - شیخ چریک -عباس‌آباد سفلی - عباس‌آباد علیا - علی‌آباد- عمیدآباد- فشلاق مردعلی - فونش آباد – قارلوق - قره آقاج - قره تپه – قروه – قزلجه - قفس آباد - قلعه حسین‌آباد - قمچ آباد - قوهجین (کوی نیک) – قویجوق – کبودچشمه - کلنگز - - کماجین - کوه زین - کینه ورس – گاودره (مهستان) - گل باغ - گل تپه – گلجه - گله خانه - گلی – مرشون - مزرعه قره بلاغ - مزرعه وازده - میموندره – نایچوک – نورین _والایش– ینگجه - ینگی کند(ابهر)
مراکز علمی

دانشگاه و دانشکده پرستاری ابهر

دانشگاه پیام نور ابهر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

دانشگاه علمی کاربردی ابهر

دانشگاه و دانشکده سما ابهر
منابع

«نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲.
اولین نشست خبری قاسم پور شهرداری ابهر با اصحاب رسانه.
دائرةالمعارف تشیع، جلد اول (آب-احیاء)، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، تهران: نشر شهید سعید محبی، ۱۳۸۳. شابک: ۹۶۴۹۰۶۱۱۰X
همان.
-a-small-town-in-the-qazvin-district
شاردن، ژان. سفرنامه شاردن جلد دوم صفحهٔ ۵۰۵. توس.
تاریخ ابهر در کتاب البلاد و اخبار العباد

    شهر ابهر از آغاز تا پایان

[نهفتن]

    ن ب و

استان زنجان
مرکز    

    زنجان

   
موقعیت استان زنجان در ایران

زنجان.
شهرستان‌ها    

    ابهر ایجرود خدابنده خرمدره زنجان سلطانیه طارم ماهنشان

شهرها    

    آب‌بر ابهر ارمغان‌خانه چورزق حلب خرمدره دندی زرین‌آباد زرین‌رود زنجان سجاس سلطانیه سهرورد صائین‌قلعه قیدار کرسف گرماب ماه‌نشان نوربهار نیک‌پی هیدج

جاذبه‌های گردشگری    

    گنبد سلطانیه معبد داش‌کسن آرامگاه چلبی اوغلو معبد داشکسن حمام سالار ارگ سلطانیه تپه نور چمن سلطانیه چشمه شاه بلاغی آرامگاه ملاحسن کاشی آبشار شارشار بازار زنجان بنای رختشویخانه خانه ذوالفقاری حسینیه اعظم زنجان دربند قاطرچی مجموعه تفریحی ائل داغی غار کتله‌خور قلعه بهستان مسجد جامع زنجان مردان نمکی برج و بارو زنجان گاورتپه

سایت رسمی اداره ثبت احوال ابهر

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 22
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:00 توسط آژانس هواپیمایی |

تصویر هوایی ارومیه

پیشینه
نوشتار اصلی: تاریخ ارومیه

عقیده بر این است که شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح تأسیس شده است.[۱۸]
پیش از اسلام

از تل‌های متعدد در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه) تا به حال اشیای بسیار قدیمی به دست آمده است. ارومیه در اورارتوی باستانی قرار داشت (اواخر هزاره دوم قبل از میلاد-اوایل هزاره اول قبل از میلاد) که دارای ارتباطات زبانی با هوریان آناتولی بود ولی شدیداً تحت تأثیر آشوریان بود. درست زیر دریاچه ارومیه شهر و امارت منا قرار داشت، که در قرن هشتم با قدرت فزاینده آشور که سارگون شاه آن اورارتویی‌ها را در ۷۱۴ قبل از میلاد شکست داده بود، علیه اورارتو درآمد گرچه شاهان اورارتو تا قرن ۷ قبل از میلاد همچنان حضور داشتند.[۱۹]
پس از اسلام
جایگاه ارومیه در نقشهٔ استان آذربایجان در دورهٔ خلفای عباسی.
جایگاه ارومیه در آذربایجان در قرن چهارم در زیر دریاچه کبودان (ارومیه) مشخص است.

صدقه بن علی، از خدمهٔ عضدالدوله دیلمی ارومیه را فتح کرد، و قلعه‌های زیادی در آنجا بنا کرد؛ بنا بر روایتی دیگر، عتبة بن فرقد که عمر او را ۲۰ق/۶۴۰م گسیل داشته بود تا موصل را فتح کند، ارومیه را گرفت. جغرافیدانان قرن ۴ هجری نظیر ابن حوقل و اصطخری در بین شهرهای آذربایجان (پس از اردبیل و مراغه) جایگاه سوم را می‌دهند و به پرآب بودن، و غنایش از نظر میوه و حاصلخیزی تأکید می‌کنند. المقدسی، ارومیه را در ارمنستان قرار می‌دهد و می‌گوید از دوین اداره می‌شده است. در این دوره، ارومیه بر سر بزرگراه اردبیل-مراغه-ارومیه-برکری (به شمال غرب دریاچه وان)-آمِد قرار داشت. از آنجا که تبریز هنوز اهمیت چندانی نداشت، جاده به جنوب منحرف می‌شد تا از شهرهای اصلی رد شود. ممکن است حضور عوامل غیر مطیع در شمال آذربایجان هم بر انحراف جاده به جنوب تأثیر گذاشته باشد. ناحیه ارومیه با ساکنان کرد و مسیحی، در تاریخ اسلام هرگز نقش عمده‌ای ایفا نکرده است. تیولی بوده است که در آن انشعابات دودمان‌هایی که در آذربایجان حکومت می‌کردند، به انزوا می‌زیستند. در دوره سیطره دیلمیان بر آذربایجان، در ارومیه به جستان بن شرمزن برمی‌خوریم. این سردار از ۳۴۲ق/۹۵۳م به عنوان یکی از جنگجویان وفادار دیسم کرد ظهور کرد. بعدتر که دیلمیان ارمنستان را شکست دادند، او تحت امر مرزبان حاکم ارمنستان درآمد. وقتی جستان در ۴۳۶–۸ق/۹۵۷م جایگزین پدرش مرزوبان شد جستان بن شرمزن زیر بار سروری و اقتدار او نرفت. اول ارومیه را ترک کرد و با ابراهیم بن مرزبان که مراغه را برایش فتح کرده بود متحد شد. او بعدتر او را ترک کرد و به ارومیه برگشت و دور آن دیوار کشید و سربازخانه مستحکمی هم در آنجا ساخت. سپس به خدمت مدعی خلافت؛ المستجیر بالله درآمد و از حمایت کردهای قحطانی برخوردار شد؛ ولی پسران مرزوبان (جستان و ابراهیم) او را با کمک کردهای هذبانی شکست دادند. در ۳۴۹ق/۹۶۰–۹۶۱م به تحریک وهسودان، برادر مرزوبان او بر ابراهیم بن مرزوبان شکستی را تحمیل کرد، بازمانده سپاه او را تسخیر کرد و مراغه را به ارومیه منضم کرد. در ۳۵۵ق/۹۶۶م به میانجیگری رکن الدوله بویی، او دوباره اقتدار ابراهیم را به رسمیت شناخت. وقتی غزها در ۴۲۰–۴۳۲ق/۱۰۲۹–۱۰۴۱م آذربایجان را اشغال کردند، حاکم ارومیه ابوالهیجا بن ربیب الدوله، رئیس کردهای هذبانی بود که مادرش خواهر امیر تبریز، وهسودان روادی بود. این پسر ربیب الدوله به خود می‌بالید ۲۵۰۰۰ تا از ۳۰۰۰۰ غزی را که سعی می‌کردند از سرزمینش عبور کنند را در نزدیکی یک پل نابود کرده است.[۱۹]

همهٔ اغوزها از آذربایجان مراجعت نکرده و عده‌ای در منطقه ماندند. احتمالاً این عده در ارومیه ساکن بودند. اغوزهای تحت امر دانا که در ارومیه مانده بودند، بعد از خروج از شهر به ارامنه حمله کرده عدهٔ زیادی را کشتند یا اسیر نمودند و غنایمی به دست آوردند. کردهای هذبانی تحت امر ابوالهیجا که ساکن حوالی ارومیه بودند، به جنگ با اغوزها پرداختند. اغوزها بعد از غارت روستاهای کردها عدهٔ زیادی از آنان را کشتند. سکونت اغوزها در ارومیه و دادن شهر به عنوان تیول به آنان می‌باید در ارتباط با ازدواج فرمانده اغوزها با یکی از اقربای وهسودان، حاکم آذربایجان، صورت پذیرفته باشد. چون ابوالهیجا رئیس کردهای این منطقه با وهسودان عداوت داشت.[۲۰]
عمارت سه‌گنبد ارومیه، محل احتمالی دفن جلال الدین خوارزمشاه

در محرم ۴۵۵ق/ ژانویه ۱۰۶۳م سلطان طغرل از ارومیه گذر کرد. وقتی مسعود از بغداد به آذربایجان برگشت، امیر حاجب تاتار موضع خود را در ارومیه مستحکم کرده بود ولی بعدتر به سلطان تسلیم شد. در ۵۴۴/۱۱۴۹ ارومیه به ملک محمد بن محمود بن محمد، برادرزاده و داماد مسعود بن محمود بن ملکشاه تعلق داشت. وقای آخرین طغرل سلجوقی با عمویش به نزاع برخاست، قزل ارسلان از حمایت امیر حسن بن خفجخ برخوردار بود و ارومیه را در ۵۸۵ق/۱۱۸۹م محاصره کرد. شهر در اثر طوفان تسخیر، تاراج و نابود شد. در ۶۰۲ق/۱۰۲۵م، ابوبکر اتابک تبریز، اشنویه و ارومیه را به علا الدین، اتابک مراغه داد تا جبران خسران مراغه را بکند. یاقوت، که ارومیه را در ۶۱۷ق/۱۲۲۰م دیده از نبود امنیت به دلیل ضعف حکمران آن ازبک بن پهلوان می‌گوید. در جریان حکومت جلال الدین خوارزمشاه بر آذربایجان، اورمیه، سلماس و خوی حوزه امیره سلجوقی بود که جلال الدین او را از دست شوهر اولش ازبک به درآورده بود. در ۶۲۳ق/۱۲۲۶م ترکمان‌های ایوایی ارومیه را تسخیر کرده و خراج وضع کردند. با شکایت امیره، شوهرش جلال الدین قشون فرستاد که ترکمانان را شکست دادند. از طرف دیگر، بنا بر جوینی، سرداران گرجی شلوا و ایوانه که در نبرد گرنی زندانیان را گرفتند و در ابتدا توسط جلال الدین با احترام مورد رفتار قرار می‌گرفتند کوتاه مدتی مرند، سلماس، ارومیه و اشنویه را در اختیار گرفتند. در ۶۲۸ق/۱۲۳۰–۱۲۳۱م که خوارزمشاه شدیداً تحت فشار مغولان بود، زمستان را در ناحیه اورمیه-اشنو گذراند. ماندن او در آنجا ممکن است توضیح دهنده ساخته شدن سه‌گنبد توسط او و حتی تدفین او در ارومیه باشد.[۱۹] تا اواخر قرن دهم هجری، ارومیه هنوز یک شهر عمدتاً کردنشین سنی مذهب بود.[۲۱]
تیمور لنگ که ارومیه را به گرگین بیگ افشار به عنوان تیول داد

بنا بر وقایع‌نامه‌های محلی، تیمور، ارومیه را به عنوان تیول به گرگین بیگ از ایل افشار داده بود. او در دژ توپراق‌قلعه در یک چهارم فرسخی ارومیه مستقر شد. هرچند ظفرنامه از تیزک نامی به عنوان حاکم ارومیه یاد می‌کند که حقوقش در ۷۸۹ق/۱۳۰۷م توسط تیمور تفیذ شده بود.[۱۹] در سال ۸۰۲ ه. ق امیر تیمور طایفه اوصانلو افشار را به منظور سرکوب کردها و عشایر شورشی ارومیه روانه آن نموده و گرگین بیگ اوصانلو را به حکومت ارومیه منصوب نمود وی در قریه توپراق قلعه که اکنون دهکده‌ای در ربع فرسخی شمال قلعه ارومیه قرار دارد و در آن وقت حاکم نشین بوده نزول کرد بعد از وفات او الامه سلطان پسرش به جای پدرش نشست و به مدت ۳ سال شهر ارومیه از تحمیلات دیوانی معاف داشت و بعد از وی برادر کهترش یادگار سلطان اوصانلو افشار به جای برادر کهترش حکومت ارومیه را به دست گرفت نیکتین تعداد حکمران افشار اوصانلو را در این دوره ۶ نفر ذکر نموده است.[۲۲]
نوشتار اصلی: نبرد دیمدیم

بنابر تاریخ عالم آرای عباسی در ۱۵۵۹م، در دوره شاه طهماسب کبیر به دلیل شاهسون شدن کردهای برادوست مناطق ترگور و مرگور به آنان داده شد. شاه عباس در ۱۰۱۲/۱۶۰۳ چونکه امیرخان برادوست تسلیم عثمانی‌ها نشده بود حکومت ارومیه و اشنویه را به او داد. اگرچه بعدهااو در مظان اتهام قرار گرفت. به نظر می‌رسد نوکیشی به تشیع در دوران صفویه، در میان مردم بومی ارومیه حالتی ایزوله داشته است؛ تا جایی که امروز کردها و تعدادی روستا هنوز بر مذهب تسنن هستند. نفوذ طریقت تسنن نقشبندی را می‌توان از این امر که در سال ۱۰۴۹ق/۱۶۳۹م، سلطان مراد عثمانی، شیخ محمود ارموی را که ۳۰ تا ۴۰ هزار طرفدار دو آتشه داشت، در دیاربکر اعدام کرد فهمید.[۱۹] برای سال ۱۰۶۵ق/۱۶۵۵م ما گزارش پرجزئیات اولیای چلپی را داریم. شوربختانه سفرنامه اولیای چلپی بسیار درهم و برهم است. او برج و باروی شهر و دیوارهای گچ‌مالی شده آن را توصیف می‌کند و می‌گوید که: «همچون قویی سفید» به نظر می‌آید. محیط شهر ۱۰ هزار گام، ارتفاع دیوارها ۷۰ ذراع و پهنایشان ۳۰ ذراع، پهنای جوی شهر ۸۰ ذراع و دور تا دورش ۱۵ هزار ذراع بوده. مشعل‌ها در طول شب دیوارها را روشن می‌کردند. نیروی مستقر در پادگان آن شامل ۴ هزار نفر و ۳۱۰ اسلحه بود. خان ۱۵ هزار سرباز و ۲۰ هزار نوکر یا خدمتکار داشت. شهر ۶۰ محله، ۶ هزار خانه و ۸ مسجد جامع داشت؛ از آن جمله مسجد اوزون حسن آق‌قویونلو که بنایش توسط پسرش یعقوب به پایان رسید. ۳۰۰ هزار روستایی نیز در ۱۵۰ روستای دشت ارومیه زندگی می‌کردند. اولیای چلپی شهر را «فوق‌العاده باشکوه» توصیف می‌کند و فهرستی از مکان‌های مقدس، مکتب‌ها، مدارس، کافه‌ها و نرخ قیمت‌ها ارائه می‌دهد.[۱۹]

در سده ۱۸ میلادی که سرنوشت ارومیه به سرنوشت افشارهای مستقر در دشت ارومیه گره خورده بود، رئیسشان به عنوان بیگلربیگی نائل آمد. روئسای آنان به طور مکرر با همسایگانشان می‌جنگیدند و حتی گاهی به شرق دریاچه ارومیه نیز لشکرکشی می‌کردند.[۱۹]
جایگاه ارومیه در نقشهٔ ایران و عثمانی در دورهٔ نادری. ارومیه با نام ارومی در جنوب غربی دریاچه ارومیه مشخص است.

عثمانی‌ها طی نبرد ۱۷۲۴م کردهای حکاری را برای دفع افشارها —که آذوقه ارتش ایران را تأمین می‌کردند— به خدمت گرفتند. وقتی ترک‌ها در سال ۱۷۲۵م به زمامداری این سرزمین رسیدند، حکومت موروثی طایفه قاسملو افشار را بر ارومیه -با عنوان خانات ارومیه- به رسمیت شناختند. نادر مراغه، مهاباد و دیمدم را در سال ۱۷۲۹م از ترک‌ها بازپس‌گرفت ولی حکیم اوغلو پاشا علی و رستم پس از یک ماه مقاومت مذبوحانه در سال ۱۷۳۱ ارومیه را اشغال کردند. ارومیه به رئیس ایل بنیانشین حکاری واگذار شد. تنها پس از قرارداد ۱۷۳۶م بود که ترک‌ها از آذربایجان بیرون رفتند.[۱۹]
سکه‌های حکومت آزادخان

پس از انقراض افشاریان در ۱۱۶۱ق/۱۷۴۸م، آزادخان یکی از فرماندهان ارتش نادر، فرزند یکی از روئسای افغان ابتدا به شهرزور رفته و از کشمکش میان افشاریان کمال استفاده را کرده و ارومیه را تصرف کرد. او ارومیه را با رضایت فتح‌علی خان گرفت. ارومیه به پایتخت امیرنشین زودگذر آزاد تبدیل شد. نام کوه اوغان داغی در شمال ارومیه به نظر می‌آید که از اسم این حاکم افغان به یادگار مانده است.[۱۹]
مسالک وممالک پیش از قاجاریه. نقشه آذربایجان و آران

محمدحسن‌خان قاجار در سال ۱۱۶۹ق/۱۷۵۵–۶م آزاد را در گیلان شکست داده و ارومیه را تصرف کرد. فتح علی خان افشار به محمد حسن خان پیوست. با مرگ او علی خان افشار دوباره به صحنه برگشت و از ارومیه، مراغه و تبریز را تصرف کرد. کریم خان زند ارومیه را در زمستان ۱۱۷۳ق/۱۱۷۳م محاصره کرد. ارومیه پس از محاصره چند ماهه گرفته شد. تا سال بعد آذربایجان جزئی از قلمرو کریم خان شد. پس از پایان سلسله زندیه، افشارهای ارومیه به همراه شقاقی‌های سراب و دنبلی‌های خوی، ائتلافی علیه قاجاریان تشکیل دادند ولی موفقیتی حاصل نکردند. فتحعلی‌شاه قاجار به محمد علی خان اجازه داد که تا هنگام مرگ بر حکومت ارومیه قرار داشته باشد. او با خواهر حسین قلی خان افشار ازدواج کرد. پسرانش نخستین حاکمان ارومیه بودند که از طرف حکومت مرکزی منصوب می‌شدند. سربازان روس طی جنگ ایران و روسیه، در سال ۱۸۲۸م ارومیه را چند ماه اشغال کردند. در نبود حاکم شهر -شاهزاده ملک میرزا قاسم- بیگلربیگی نجف قلی خان افشار بر ارومیه حکم می‌راند.[۱۹]
نوشتار اصلی: حمله شیخ عبیدالله به ارومیه

شیخ عبیدالله از اهالی شمدینان در سال ۱۸۸۰م به آذربایجان حمله کرد. کردها ارومیه را محاصره کردند و تا مرز تسلیم شدن شهر پیش رفتند که خان ماکو سررسید و شهر را نجات داد.[۱۹]
دوره معاصر
نوشتار اصلی: آشوریان و آذربایجان غربی در جنگ جهانی اول
تجمع به مناسبت تولد ولیعهد (دهه ۵۰)

پس از درماندگی روسیه به دلیل شکست‌های پی‌درپی در جبهه شرق دور، عثمانی در اوت ۱۹۰۶ منطقه ارومیه -به جز شهر ارومیه- را به بهانه اختلافات مرزی -چون که هیچگاه مرز ایران و عثمانی مشخص نبود- اشغال کرد. سربازان عثمانی با شروع جنگ بالکان به آنجا فراخوانده شدند. پس از درگیری‌های تبریز، در دسامبر ۱۹۱۱م سربازان روس، ارومیه را اشغال کردند.[۱۹]

در طی جنگ جهانی اول ارومیه چندین نوبت دست به دست گشت. پس از فروپاشی ارتش روسیه در سال ۱۹۱۷م، مسئولیت حقیقی اداره امور در شهر به دست شورای مسیحیان آشوری (موتاوا) سپرده شد. پس از یک سلسله رویدادهای پی‌درپی غم‌انگیز و وقایع خونینی چون کشتار مسلمانان ارومیه به دست مسیحیان در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸، ترور مطران مارشیمون به دست کردهای طرفدار سمکو در ۲۲ فوریه، رسیدن ۲۰ هزار ارمنی پناهجو از وان، جنگ‌های بین آشوری‌ها و ترک‌ها در نتیجه همهٔ جمعیت آشوریان در جلگه ارومیه جمع شدند. این جمعیت ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری از آشوریان به سوی جنوب حرکت کردند تا تحت‌الحمایه بریتانیا قرار گیرند. این مهاجرت دسته‌جمعی به همراه زنان، کودکان و رمه‌ها از طریق صائین قلعه و همدان، در میان نبرد با ترک‌ها و کردها صورت گرفت. پناهجویان در بعقوبه -در نزدیکی شمال بغداد - اسکان یافتند. پس از رفتن آشوریان، سونتاگ، عالی‌جناب اسقف کاتولیک و اچ فلاومر، مبلغ باپتیست در آگوست ۱۹۱۸م در ارومیه به قتل رسیدند.[۱۹]
تجمع مردم ارومیه هنگام بازدید احمد شاه

اسماعیل آقا معروف به سمکو شکاک در سال ۱۲۹۹ش به کمک ارشدالملک شهر ارومیه را گرفت. پس از رسیدن نیروی ارتش در سال ۱۳۰۱ش سمکو متوالی شد و مدتی بعد کار او پایان گرفت.[۲۳] پس از ویرانی و خالی از سکنه شدن شهر، آرامش بر ارومیه حکمفرما شد. رفته رفته حکومت مرکزی در تهران توانست قدرت حامیتی خود را در غرب دریاچه ارومیه بدست آورد.[۱۹]

اوضاع شهر ارومیه در دوره پهلوی رفته رفته بهبود یافت. رقابت سیاسی روس‌ها و انگلیس‌ی‌ها مانع از ایجاد خط‌آهن در شمال‌غربی ایران طی جنگ جهانی اول شد. طی توافقی بین راشین دیسکانت و لوپن بانک، خط‌آهن جلفا-تبریز احداث شد. این خط یک شاخه ۳۰ مایلی نیز داشت که در سال ۱۹۱۶م به شهر ارومیه رسید. در دوره پهلوی نام شهر ارومیه به رضائیه تبدیل و پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹م دوباره به نام سابق بازگشت.[۱۹]
وضعیت طبیعی
جغرافیا
نوشتار(های) وابسته: جلگه ارومیه
تصویر هوایی ارومیه

ارومیه با داشتن موقعیت ممتاز جغرافیایی در ۲۰ کیلومتری دریاچه ارومیه قرار دارد.[۲۴] ارتفاع ارومیه ۱۳۳۲ متر از آب‌های آزاد است.[۲۵] ارومیه در دشت ارومیه واقع شده است که ارتفاعاتی چون کوه سیر، کوه قیزقلعه، کوه جهودها، کوه چهل مر شهیدان، کوه ماه، کوه علی پنجه سی و کوه علی ایمان آن را احاطه کرده‌اند.[۲۶] در واقع ارومیه بین دریاچه ارومیه و دیوارهٔ کوه‌های غرب استان واقع شده است.[۲۷]
موقعیت جغرافیایی

شهر ارومیه روی مدار ۳۷ درجه و ۳۲ دقیقه در نیم‌کره شمالی از خط استوا قرار گرفته است. همچنین این شهر روی نصف النهار ۴۵ درجه و ۲ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد.[۱۹]

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 23
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در ساعت 12:00 توسط آژانس هواپیمایی |

صفحه قبل 1 صفحه بعد
تبلیغات متنی
بک لینک ارزان
تبادل لینک رایگان
تبادل لینک رایگان